به‌روز شده در: ۰۵ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۴:۵۸
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۶۸۸۴
تاریخ انتشار: ۰۹ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۴
نکته هاب ناب
همان‌طور که مالت را خیلی مراقبت می‌کنی که ارزشش کم نشود، از عمرت هم مراقبت کن. ما به دنبال ارزش مال هستیم و مدام پیگیری می‌کنیم که در این وضعیّت اقتصادی ارزش پولمان پایین می‌آید و ...، امّا آیا یک بار نشستیم بگوییم ارزش عمرمان پایین آمد؟!
اگر فضائل را ادراک نکردی  رذائل ادراک نمی خواهد

پروردگار عالم، بشر را معجونی از همهی صفات و فضائل و رذائل قرار داد. معنای «فألهمها فجورها و تقواها»، همین است. یعنی درون این انسان، هم فضائل است و هم رذائل. منتهای امر چون عالم دنیا، عالم اختیار شد، بستگی به این انسان دارد که ادراک به فضائل و وارد شدن به فضائل، انسان را رشد دهد و بالا ببرد. ولی اگر ادراک به فضائل نداشت، یک خصوصیّت اینجا هست: رذائل، ادراک نمیخواهد! یعنی اگر ادراک به فضائل نداشت، خواسته یا ناخواسته، معالأسف ورود به رذائل پیدا میکند، وجودش پر از پلشتیها و زشتیها میشود، در رذیله غوطه میخورد و گرفتار میشود.

وقتی غضب الهی شد، شجاعت میشود و چون تحت سیطره روح الهی و نفس مطمئنه قرار میگیرد، هر چه خدا بگوید انجام میدهد و حد و حدود دارد، قف، میایستد، حرّک، حرکت میکند و .. . لذا حرکت و توقّف همه، الهی میشود. یعنی گاهی در اوج غضب و شجاعت است و جلو میرود، امّا به محض این که مولا امر کرد: بس است، چشم میگوید و برمیگردد؛ یعنی اینگونه نیست که افسارگسیخته باشد، قبول نکند و همچنان جلو برود.

مثال زدیم، بیان کردیم: اوج قوّه غضب و شجاعت در جنگ است که معلوم میشود. طبق این قوّه، با شجاعت جلو میرود، از هیچکس نمیترسد و با ذکر «لا حول و لا قوّة الا بالله العلی العظیم» پیش میرود. منتها وقتی کسی را اسیر کرد، دیگر نمیگوید: «این داشت برادران مسلمان من را میکشت و آنها را به شهادت رساند، پس الآن جزایش مرگ است»، بلکه چون دستور است که باید با اسیر به خوبی رفتار شود و او تحت سیطرهاوامر پروردگار عالم و دارای نفس مطمئنّه است، لذا هر چه خدا و دین بگوید، میپذیرد و در اوج غضب، یکباره آرام میشود. تفاوت قوّه شجاعت با مبحث تهوّر این است.

در مثال مناقشه نیست، مانند زودپزی که داغ داغ است و دارد میچرخد، در اوج
قل قل کردن، در آن را باز کنید، یک
باره فشار میآید میپرد و به همه جا پخش میشود. برای همین میگویند: بگذارید سرد و خنک شود و بعد در آن را باز کنید. امّا فرق مؤمن این است که در اوج غضب و شجاعت که دارد فرامین پروردگار عالم را انجام میدهد، وقتی امر از طرف خداوند آمد که باید با اسیر مدارا کنی، بلافاصله غضبش خاموش میشود، بدون این که بترکد و ناراحت شود. وقتی کسی در مقام نفس مطمئنّه قرار گرفت، دیگر نمیشود و ... ندارد، همه چیز را با خدا معامله کرده و میداند اوامر خداست. البته معامله هم بیان صحیحی نیست، امّا از باب اصطلاح بیان میشود. چون اعضاء و جوارح چنین کسی تحت اختیار پروردگار عالم است. وقتی تحت اختیار پروردگار عالم قرار گرفت، هر چه ذوالجلال و الاکرام بگوید، مطیع است.

ترس از مرگ به دلیل هدر رفتن عمر

یک دلیل ترس از مرگ، این است که انسان میفهمد عمرش هدر رفته است. اوّلاً خیلی مهم است، اگر انسان دائم با فرمایشات پروردگار عالم و حضرات معصومین سر و کار داشته باشد، بالاخره متنبّه میشود و از خواب غفلت بیدار میشود. این خصوصیّت کلام الهی و کلام معصوم است. البته این مطلب برای کسی است که حبّ داشته باشد. امّا کسی که حبّ نداشته باشد، هر چه آیات الهی میآید، بر شدّت بغض و نفاق آنها افزوده میشود. اصلاً مجالس تذکار و اخلاق و موعظه، همین خصوصیّت را دارد؛ چون فرمایشات پروردگار عالم و حضرات معصومین در آنها بیان میشود و به محبّین اهلبیت تلنگری میخورد، بیدار میشوند و بر رویشان اثرمیگذارد. البته این هم که چه کسی کلام این حضرات را بیان کند، مهم است، وقتی از کسی که عالم عامل باشد، بیان شود، اثر قویتر و عجیبی دارد. امّا بهخودیخود کلام معصوم اثر دارد.

انسان باور ندارد عمرش دارد میگذرد. حتّی گاهی محاسن و موهایش سفید میشود، امّا باز هم باور ندارد و در غفلت است. نفس نفس زدنها جزء عمر است و انسان باور ندارد که عمرش دارد میگذرد و دارد روز به روز تحلیل میرود. از این عمر چگونه دارد استفاده میکند؟ لذا چون باور نداریم، قدرش را هم نمیدانیم. امّا قدر پول و مالمان را خیلی میدانیم. مثلاً اگر کسی در این اوضاع اقتصادی، پولی داشته باش، حواسش هست که فلان جا سرمایه کنم، فلان چیز را بخرم و ... . لذا چون فکر میکند شاید ارزش مالش پایین بیاید، مدام میخواهد فکری کند که آن را از دست ندهد. امّا به این فکر نمیکند که ارزش عمرش هم دارد از بین میرود. حضرت امیرالمؤمنین، فرمایشی را از پیغمبر اکرم، محمّد مصطفی نقل کرده و میفرمایند: «کن لعمرک اشح من درهمک و دینارک»، بر این عمر خودت، بیشتر از پول و نقدینگیات، درهم و دینار، تومان و دلار، بخیل و تنگ نظر باش!

لذا همانطور که مالت را خیلی مراقبت میکنی که ارزشش کم نشود، از عمرت هم مراقبت کن. ما به دنبال ارزش مال هستیم و مدام پیگیری میکنیم که در این وضعیّت اقتصادی ارزش پولمان پایین میآید و ...، امّا آیا یک بار نشستیم بگوییم ارزش عمرمان پایین آمد؟!(بخشی از درس اخلاق آیتالله قرهی)

برچسب ها: نکته هاب ناب
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: