به‌روز شده در: ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۰:۵۵
logo
کد خبر: ۲۶۷۵۲
تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۹
موضوع ازدواج و طلاق دچار پیوستگی در جامعه ماست فرهنگ‌سازی در زمینه تشکیل زندگی بر محور عقلانیت باید یکی از مهمترین رویکردهای سیاست‌گذاران فرهنگی در کشور ما باشد. زیرا اگر یک زندگی پایدار و عاقلانه و عاشقانه شکل بگیرد هرگز به طلاق ختم نمی‌شود
راضیه طهماسبی- فیلترشدن کوتاه مدت شبکههای اجتماعی توسط شورای عالی امنیت ملی یکی از موضوعات جنجالی طی هفتههای اخیر بود، فیلترینگی که به زعم بسیاری از افراد و کاربرانی که بعضا در مشاغل تحت وب مشغول بودند آنان را متضرر زیان کرد، اما یک بخش از این مقوله که البته هیچ ارتباطی با امنیت ملی ندارد موضوع استفاده از این ابزارهای نوین برای بهرمندی از آنها در حوزه خانواده و زنان است، موضوعی که بارها از زوایا گوناگون مورد نقد و بررسی قرار گرفته است و البته تنها ماحصل آن هوشیاری قشری از جامعه است که آنها هم بهره چندانی از این شبکهها نمیبرند.

اکنون بنا بر اتفاق نظر کارشناسان تب طلاق در جامعه ما بسیار بالاست و با وجود متولیان زیاد در حوزه خانواده که در رآس آنها معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری قرار دارد، هنوز شاهد واکسینه شدن به وقت و تأثیرگذار استحکام خانواده نیستیم، قضیه تا حدی اپیدمی و فراگیر شده است که قبح آن با برگزاری چشن های طلاق شکسته است! شکسته شدن قبح طلاق اگر به بیش از طلاق گرفتن و فروپاشی خانواده مهم نباشد، کمتر از آن هم نیست چرا که فضای مجازی که تصویری از فضای حقیقی در کشور ما را نشان می دهد، مملو از اعلام اتمام زندگی مشترک و تفاخر به آن توسط سلیبریتیهایی است که هر کجا لازم باشد خود را مردمی و از بدنه مردم میدانند و عنوان الگوی بومی جوانان ایرانی را به یدک میکشند، پروانه صفایی مقدم، روانشناس و کارشناس مسائل خانواده با بیان اینکه آمار و شواهد نشان دهنده سیر صعودی پروندههایی است که به دلیل تقاضای طلاق یا خیانت در زنان شوهردار به سوی دادگاهها و مراکز مشاوره ارجاع داده میشوند، اظهار داشت: امروزه متاسفانه با روند چشمگیر آمار خیانت زنان شوهردار روبهرو هستیم که نشان میدهد نظام خانواده بیش از دهههای گذشته در حال تزلزل یا فروپاشی است.

وی با ابراز تأسف کمتوجهی به چنین موضوع مهمی آن را یک سونامی در خانوادهها دانست. این کارشناس مسائل خانواده با تأکید بر لزوم تشکیل کارگروهی از سوی مسئولین برای پرداختن علمی به چنین موضوعی، افزود: باید با نگاه کارشناسانه به این معضل و آسیب اجتماعی جدیتر و فنیتر نگاه شود و با طرح راهکارهایی جلوی چنین آسیبهای فرهنگی و خانوادگی گرفته شود.

صفایی مقدم، دو عامل کمتوجهی شوهران و گسترش استفاده از شبکههای اجتماعی را مهمترین عوامل طلاق یا خیانت در زنان دانست و اظهار کرد: مهمترین مسئلهای که پای زنان شوهردار را به خیانت باز میکند، بحث تلافی خیانت شوهرشان است. این روانشناس بالینی افزود: راهکار غلط تلافی خیانت مردان از سوی همسرانشان نه تنها راهکار مؤثر و خوبی نیست بلکه در این مسیر خود بانوان قربانی اصلی خواهند بود.

وی با اشاره به ورود انواع شبکههای اجتماعی به خانهها و بالتبع آن رابطههای پنهانی که به آسانی از طریق فضای مجازی به وجود آمده است، گفت: که عدم نگرانی بانوان از شناخته شدن و امکان ارتباط بیشتر و راحتتر با جنس مخالف باعث شده است تا زنانی که مشغله کاری زیادی ندارند با فراق بال بیشتری وارد این شبکهها شوند و متأسفانه برخی از این ارتباطات به خیانت هم کشیده شود. وی به تصور اشتباه و غلط برخی زنان متأهل در رابطه با خیانت و طلاق اشاره کرد و افزود: «متاسفانه برخی از زنان به اشتباه فکر میکنند که بعد از طلاق همه چیز برایشان مهیا است و زندگی طبق خواستههای آنها پیش میرود! در حالی که توصیه من این است قبل از اقدام به خیانت و طلاق به سرنوشت خانمهایی که دچار این معضل شده اند به خوبی بیندیشند.»

این تنها یک بخش از روایت استفاده از شبکههای اجتماعی است، اما شاید همین چند وقت پیش بود که خبر ازدواجهای اینترنتی و آسیبهای آن صفحههای گوناگون نشریات و سایتها را پر کرد و پلیس فتا نسبت به آن به شیوههای گوناگون هشدار داد اما این روزها و پیش از اینکه تلگرام فیلتر شود شاهد ایجاد و رشد گروه­هایی بودیم که بر اساس آنها صل واسطهگری مجازی اتفاق میافتاد و یا حتی خود افراد به شکل مستقیم درخواست ازدواج داده و از بین اعضاء گروه و یا بیرون از آن به دنبال شریک زندگیشان میگشتند، اینکه آیا اصلا این شیوه واسطهگری و یا حضور مجازی مستقیم تا چه اندازه مفید و البته مطمئن است موضوعی است که دکتر احمد مهرانی، جامعهشناس و آسیبشناس مسائل اجتماعی در خصوص آن به ما میگوید:« تشکیل خانواده و واسطهگری در ازدواج امری خداپسند و معقول است اما خود واسطهگری شرایطی دارد که از جمله آنها شناخت نسبی نسبت به دو طرفی است که قرار است به یکدیگر معرفی شوند، قبلا و پیش از رشد شبکههای اجتماعی این روند از طریق ریشسفیدان و کسانی که شناخت نسبتا خوبی از طرفین داشتند صورت میگرفت و این امر باعث میشد تا در همان مراحل ابتدایی یک اطمینان نسبی وجود داشته باشد.

وی با اشاره به عدم اطمینان به ذات شبکههای اجتماعی ادامه داد: شبکههای اجتماعی و دنیای مجازی به دلیل عدم اطلاع از هویت افراد در آنها و عدم میزان سنجش حقیقتگویی یا دروغ بودنشان اصلا قابل اطمینان نیستند از همینرو بهتر است که در این شبکهها با دقت نظر بیشتری ورود پیدا کرد آن هم در مقوله مهمی مثل واسطهگری در ازدواج که پای یک عمر زندگی در میان است.

این استاد دانشگاه از شکلگیری بنگاههای ازدواج و طلاق در شبکههای اجتماعی به عنوان یک آسیب جدی یاد کرد و افزود: شما به عنوان یک کاربر که عضو یک گروه مجازی هستید باید از طریق ارائه مشخصات ابتدایی خود درخواست ثبت مشخصات برای پیدا کردن مورد مناسب خود را بدهید این مسئله که قبلا هم به آن با عنوان عدم اطمینان به افراد یاد کردیم به واسطه این فرمها حل نمیشود به هر حال شما خواهید دید که در آیندهای نه چندان دور آسیبهای جدی متوجه امر ازدواج مجازی خواهد شد و تا زود است باید این بنگاههای ازدواج که صورت دیگر خود را در قالب بنگاه طلاق نشان میدهد با ساماندهی شبکههای مجازی اصلاح شود.

وی در پایان گفت: افزایش آمار طلاق و کاهش نرخ ازدواج یکی از معضلات ما در سالهای اخیر است که باید برای مقابله با آن فکری جدی کرد زیرا علاوه بر افزایش احتمال میزان اخاذی و کلاهبرداری ممکن است بیش از هرچیز جوانان را دچار بحرانهایی کند که پیش از این از طریق سایتهای همسریابی با آن مواجه بودند.

به هرترتیب موضوع ازدواج و طلاق دچار پیوستگی در جامعه ماست فرهنگسازی در زمینه تشکیل زندگی بر محور عقلانیت باید یکی از مهمترین رویکردهای سیاستگذاران فرهنگی در کشور ما باشد. زیرا اگر یک زندگی پایدار و عاقلانه و عاشقانه شکل بگیرد هرگز به طلاق ختم نمیشود از سوی دیگر در خصوص طلاق نیز باید پیش از رویدادن آن به فکر علاج بود در این زمینه آموزشهای لازم میتواند در قالب بستههای آموزشی و نمایشی از طریق رسانه ملی، دانشگاهها و... تهیه و حتی به شیوه­ای غیرمستقیم به مردم ارائه شود.

آنچه مهم است این است که خانواده سالم بنیان جامعهای سالم را میگذارد و تضمین این سلامت ابتدا در بعد فردی و سپس در ابعاد جمعی قابل تحقق و رؤیت است بخشی از این سلامت از طرق گوناگون قابل تحقق است به طور مثال آموزش سواد رسانهای به کاربران و هوشیاری آنها در قبال خطرات احتمالی یکی از مهمترین سرفصلهایی است که متأسفانه در کشور ما با دیدی اغماضگرایانه به آن نگریسته میشود و این امر باعث میشود تا همه چیز تحت الشعاع قرار بگیرد. پرداختن به شکلی جدی به این قضیه در شرایط فعلی بسیار مهم است؛ یک بخش از این آموزشها از طریق تمرکز بر حوزه زنان و دختران جوان میتواند شروع شود؛ زیرا آنها نیمه پرجمعیتی به حساب میآیند؛ نیمهای که متأسفانه گاهی بسیار ناخواسته گرفتار آسیبهای جدی شبکههای اجتماعی میشوند اگر این آسیبها یک روز منحصر به انتشار عکسهای شخصی و سوءاستفاده از آنها بود امروز دایره خود را گستردهتر کرده و حوزه خانواده را درگیر نموده است. حوزهای که با تغییر سبک زندگی حقیقی به مجازی آسیبپذیرتر از هر زمانی شده و میتوان نمونههای این آسیب را به شکلی مشهود مشاهده کرد.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: