به‌روز شده در: ۲۶ دی ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۷
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۶۶۹۰
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۳
خبرنگار فراری اصلاحطلب که او را با عنوان جوجه اردک زشت میشناسیم و تلاشهای کاذبش برای کشف حجاب و طرحهایی مثل چهارشنبههای سفید او را به عنصری ناموفق برای جریانات اپوزوسیون تبدیل کرده است در شبکه های اجتماعی همان حرفهایی را قرقره میکرد که سرخط خبری آنها در رسانههای ضدانقلاب مرجع یا مادر مانند bbc ، صدای آمریکا و... داده میشد، این آشوبهای خیابانی که بیش از هر فتنهای با شعارهای زودهنگام ممیزی فاصله خود را از آحاد ملت نشان داد و با به قتل رسانیدن تعدادی از مردم بیگناه در شهرهای کوچک چیزی شبیه همان نسخه اسپانیایی بود که با هرج و مرج رفتاری میان دختران و پسران جوان و تهییج احساسات و عواطف آنها همراه میشد گویا موجسواری روی جیغهای بنفش زنانه تمامی ندارد
نفیسه اقبالی

برداشت اول- مارکسیستهای بیخانواده یا کاتولینای انقلابی

اوایل پیروز انقلاب اسلامی و درست در زمانی که میان قشرهای مختلفی که هرکدام بحثهای تئوریک خود را مقابل درب دانشگاه تهران میآوردند، مارکسیستهای جوان هم میان غائله میلولیدند و اعلامیههایشان را منتشر میکردند دخترها و پسرهای مارکسیست در این همهمه فراتر از معادلات سیاسی رایج آن روزها درگیر روابطی میشدند که بازخوانی عاشقانههای مارکسیستی خیابانی را تنها میتوان از زبانی یکی از آنها بازگو کرد، زنی که دهه هفتم زندگیاش را با خاطرات آن روزها مرور میکند و گاهی میانه حرفهایش میتوان به سادگی از چشمهاش اضطراب آن روزها را به خوبی درک کرد. الف. نو میگوید:« آن روزها ما با شعار جامعه برابر مجذوب گروههای مارکسیستی شدم، خوب به خاطر دارم که در خیابان ولیعصر و میدان انقلاب فعلی، روزها و شبها با انقلابیهای جوان مسلمان چانه میزدیم و سعی میکردیم مشی خودمان را به آنها اثبات کنیم در این بین دوستان ما اعم از دختر و پسر در فضای دانشگاه و سپس در این گروهها با یکدیگر مراوده میکردند و در همین هیجانات روزهای جوانی بود که دلبسته میشدند، علیرغم اینکه ما را از این موضوع حذر میدادند اما در پشت پرده از این هیجان سوءاستفاده میکردند و وقتی نیاز به حضور در آشوبهای خیابانی بود بر اساس همین روابط افراد یکدیگر را مطلع کرده و حتی به خاطر هم در خیابان میماندند، ما با دوستانمان از این روابط با عنوان روابط رومئو و ژولیتی یاد میکردیم.». استفاده از این موضوع البته در ناآرامیهای داخلی اسپانیا نیز در 1936 تا 1939 پس از کودتای بخشی از ارتش علیه جمهوری اسپانیا رخ داد و دختران و پسران جوان که بخشی از آنها سوسیالیست، کمونیست و آنارشیستها بودند در جدال خیابانی حضور داشتند و بخشی از ناآرامیها به دست آنها رقم میخورد.

برداشت دوم- فتنه 78 تا 88 موج جنسیت وسط خیابان

آتش فتنه 78 که بر پا شد بخشی از دانشجویان دختر و پسر جوان درگیر این معادله شدند، هیجانات کاذب روزگار جوانی توأم با تهییج عواطفی که بعضا در روزهای دانشجویی شکل گرفته بود قائله را برای یک فتنه تمام عیار آماده میکرد، فتنهای سیاسی که به دنبال بدنهای اجتماعی بود و قصد داشت این بدنه را با تکیه بر رأی جنسی که رئیس دولت اصلاحات با شعارهای جوان پسند و تازه به دست آورده بود، کسب کند.

بازخوانی تصاویری که در دانشکاه تهران روی داد این حقیقت را افشا میکند و ذهن را به سمت فصل مشترکی میبرد که با بررسی موبهموی حوادث و اتفاقات متوجه طرحی خواهیم شد که به پشتوانه عناصر خارجی و با استفاده از تجاهل دختران جوان، ناآرامیها بیش از بیش به کف خیابانها کشانیده میشود.

اما در بحبوحه سال 88 و حوادث پس از انتخابات جریان استفاده از موج جنسی و ظرفیت زنان و دختران جوان رنگ و شکلی کاملتر به خود گرفت، کمتر کسی است که فهرست نامهای مخفف شدهای را که مهدی کروبی از سران ارشد فتنه با عنوان تجاوز شدگان در رسانههای زنجیرهای بیان میکرد فراموش کرده باشد، پروژه تجاوز به مخالفین دختر پیش از پروژه کشتهسازی و به حقیقت نزدیک کردن آن کلید خورد.

آن روزها رسانه ملی از طریق پیگیریهای گوناگونی که از طریق وزارت اطلاعات و سازمانهای مرتبط کرد، توانست گزارشهای ویژهای از این دختران تهیه کند اکثر آنها دانشجویانی بودند که اصلا در جریان فتنه سیاسی خود را دخالت نداده و حتی در حوالی این شلوغیها هم آفتابی نشده بودند. اینگونه استفاده از دختران جوان تنها یک بخش از سناریوی پیچیده 88 بود. اما قسمت عمده در پروژه کشتهسازی دنبال شد، دختر جوانی با استاد موسیقی خود در خیابان راه میرود و به یکباره مورد اصابت گلوله قرار میگیرد؛ سپس پزشکی جوان برای یاری او به کنارش میآید و بعدتر رابطه این دو افشا شده و نقش آرش در قتل ندا آقاسلطان روشن میشود، اوج قتل سیاسی در روزهای فتنه که به دست عناصر فتنهگر که برای خدشه بر چهره نظام اسلامی طرحهای زیادی داشتند قتل آقاسلطان بود، قتلی تعمدی که هنوز هم حامیان جنبش سبز هر از گاهی از آن یاد میکنند تا تاریخ مصرفش منقضی نشود.

رفتارهای پرخطر در 88 با تحریک و تهییج خیابانی و به میدان کشانیدن دختران جوان در کنار پسران با ویژگی که برای اغتشاشات گذشته یاد کردیم بسیار پررنگتر بود. دختران فیروزهای، دختران سبزپوشی که به بهانه تقلب در انتخابات به خیابانها آمدند و کف و سوتهای خیابانی و تخلیه انرژی که نشان میداد عدهای از آنان جاهلانه و بر مبنای هیجان جوانی و چیزی البته در نسخه نسبتا مثبت آن در انتخاباتها مشاهده میشود پا به میدان میگذاشتند، به هر ترتیب ظرفیت زنان به عنوان نیمه فعال جامعه و به انضمام قشر نوجوان موضوعی است که در تمام مقاطع و توسط بازیگران سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مورد توجه قرار میگیرد و البته در عرصه بینالمللی نیز ابزاری کارآمد برای اعمال فشار بر کشورهای گوناگون و از جمله جمهوری اسلامی ایران است و به جرأت میتوان گفت که بهانه حقوق زنان به عنوان بخشی از حقوق بشر دروغین غربی بعد از 88 یکی از عوامل عمده اعمال تحریمهای ناعادلانه بر علیه جمهوری اسلامی بود.

برداشت آخر- این قصه سر داراز دارد

در هفته گذشته که اقتصاد جرقهای برای آتشبازی تمام عیاری با همکاری دست ایادی نظیر سعودیها و سازمان منحوس مجاهدین خلق در کنار طرح و ایدههای آمریکایی و انگلیسی شد باز هم حضور دختران جوان و آنچه در میان ماجرا ذکر شد در سازماندهیهایی که از طریق رسانه­های مجازی صورت میگرفت مشاهده شد. اینبار یک سر ماجرا در دست اشخاصی گذاشته شد که سابقه ضدانقلاب بودنشان بیش از هر زمان مسجل است. خبرنگار فراری اصلاحطلب که او را با عنوان جوجه اردک زشت میشناسیم و تلاشهای کاذبش برای کشف حجاب و طرحهایی مثل چهارشنبههای سفید او را به عنصری ناموفق برای جریانات اپوزوسیون تبدیل کرده است در شبکههای اجتماعی همان حرفهایی را قرقره میکرد که سرخط خبری آنها در رسانههای ضدانقلاب مرجع یا مادر مانند bbc ، صدای آمریکا و... داده میشد، این آشوبهای خیابانی که بیش از هر فتنهای با شعارهای زودهنگام ممیزی فاصله خود را از آحاد ملت نشان داد و با به قتل رسانیدن تعدادی از مردم بیگناه در شهرهای کوچک چیزی شبیه همان نسخه اسپانیایی بود که با هرج و مرج رفتاری میان دختران و پسران جوان و تهییج احساسات و عواطف آنها همراه میشد گویا موجسواری روی جیغهای بنفش زنانه تمامی ندارد. نکته قابل توجه این است که سرمایهگذاری بر روی قشر زنان و دختران جوان بر اساس مطالبات دروغین در خلأ و یا نبود برنامههای صحیح و مطالبات اصلی صورت میگیرد. اگر آگاهی جامعه و قشر زنان از حقوق حقیقی آنها که بر مبنای حقوق شهروندی اسلامی است تحقق یابد قطعا این ظرفیت میتواند جایگاه تببینگر در داخل کشور ایجاد کند.

نکته آخر این است که در روزهای منتهی به پایان هفته وجه استفاده از ظرفیتهای جنسی در رویدادهای اخیر دم خروسش در هنگامی که غبار فتنه خوابید و عوامل خارجی و داخلی آن برای مردم مشخص شدند، بیرون زد، اعلامیههای گوناگونی که از سوی زنان فمینیست متواری به خارج از کشور منتشر میشد و مطالبه تغییر نظام برای رهایی زنان را داشتند یک قسمت از داستانی است که روی موج جیغ بنفش زنانه در خیابان سوار شد و در نهایت با انتشار بیانیهای توسط شبکههای ضدانقلاب و سلطنتطلبها کاملا شفاف گردید در این بیانیه که مدعی بود بیش از صد فعال حقوق زنان از اعتراضات در ایران حمایت کردند خواستار رفع کامل تبعیض از زنان شده و آمده بود:« در آینده کشور سهم برابر زنان و مردان را در همه عرصهها خواستاریم و افتخار نموده که مهرانگیز کار فعال فمینیست حقوق زنان که در فتنه گذشته به دامان مهد تفکر مورد علاقهاش پناهنده شده بود این بیانیه را امضا کرده است. به هر ترتیب باتوجه به موضوع برجامهای سریالی و برجام حقوقی که بیشترین بار خود را بر اساس نقلها متوجه حوزه زنان میکند، اینبار نیز بهانهای تمام عیار برای تحریمی تازه بر اساس حقوق شهروندی غربی با جنسی زنانه خواهد بود.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: