به‌روز شده در: ۲۳ آذر ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۰
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۶۳۹۳
تاریخ انتشار: ۱۳ آذر ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۴
هنجارهایی که بر پرده سینما بر باد می‌روند:
این فیلم در تاروپود روابط انسانی به شدت ضد مردانه و فمینیستی است. مظلومیتهای غیرقابل توصیفی درباره زنان وجود دارد، و زنان در طی فیلم به خاطر مردان میسوزند، در فیلم این نتیجه گرفته میشود همان بهتر که زنان حتی به مردان نگاه هم نکنند
سمانه پاکدل- با نشر خبر رفع توقیف فیلمهای گوناگون در دولت دوازدهم هرچند بسیاری از فیلمسازان از این ماجرا خوشحال شدند اما بیم رفتارهای سلیقه ای و قربانی شدن هنجارها و ارزشها در خلال این رفع توقیفها میرفت، نشانههای این موضوع در ابتدا در سینمای هنر و تجربه و با پخش فیلمهایی از جنسی متفاوت مشاهده شد، اما این رفع توقیفها هرچند با جرح و تعدیل فیلمها همراه بود اما در نهایت خروجی مطلوبی از محتوای اصلی به مخاطب منتقل نمیشود. در این زمینه گاهی نیز با حرمت خاموش فیلمها روی پرده سینما و در سکوت رسانه ای این جریان دامن زده میشود، یکی از فیلمهایی که این روزها روی پرده سینما نشسته است فیلمی کاملا زنانه است، خانه دختر را میتوان خانهای بدون حد و مرز نامید.

این فیلم در تاروپود روابط انسانی به شدت ضد مردانه و فمینیستی است. مظلومیتهای غیرقابل توصیفی درباره زنان وجود دارد، و زنان در طی فیلم به خاطر مردان میسوزند، در فیلم این نتیجه گرفته میشود همان بهتر که زنان حتی به مردان نگاه هم نکنند و برای شکستن مقاومت و شهوت، و تسلیم و تنبیه آنها به یک تحریم یا خودکشی تاریخی روی بیاورند. فمینیسم و استبداد در خانه دختر در شخصیت به ظاهر مذهبیِ مادر فیلم با یکدیگر عجین شدهاند؛ گویا مذهب عاملی برای واپسزدگی به حساب میآید نگاه به زن مذهبی در این آثار به شدت نگاهی تندرو، غیرمنطقی و به دور از انصاف است و بازنمایی نوعی استبداد در رفتار زنان که هیچ مادرانهای را نمیتوان از آن دریافت بسیار تعجب برانگیز است در خانه دختر، شخص مذهبی را بهعنوان شخصی کاملا دیوانه معرفی میکند و با حس تحقیر به مسئله زنانگی و ارزشهای خانوادگی مینگرد. این زن بسیار سریع وارد فیلم میشود و سریع هم خارج میگردد و در همان اندک حضور جعلی و مخرب خود، جنونی را نمایش میدهد که اولین تهدیدش بدبینی منجر به فروپاشی ازدواج است و دومین آن مرگ عروس خانواده است. آزادی و دموکراسی مطرحشده در فیلم در واقع همان عنصر بی خانواده بودن است که حیاتبخش و نجاتدهنده معرفی میشود در برابر مادر سنتی و مذهبی که مظهر جهل و تاریکی معرفی میگردد!

مؤلفههای سنت، دلیلی است بر اینهمه بدبختی و ناآگاهی، در واقع سنت معادل جهالت و مدرنیته نیز معادل با علم و بصیرت تلقی شده است. مدرنیته همان کعبه آمالی است که شخصیت زن اول فیلم بهمثابه یک زن خشمگین و روشنفکر و صلحطلب آن را به نمایش میگذارد، زنی که مقاوم است و میخواهد با مؤلفههای مدرنیته غربی به عنوان الگوی عملی به مقابله با سنت بپردازد.

لایههای سنت در فیلم با دین عجین شده است. قانون در فیلم کاملا مردانه و برعلیه زنان به نمایش گذاشته میشود و همه چیز در ایران بر علیه زنان است این بازنمایی تصویری از سناریویی دروغین هرچند گوشزد نسبت به بازنگری پارهای از قوانین است اما با تعمیم کل به جزء سعی در سیاهنمایی مطلق زنانه دارد، سیاهنمایی که تا پیش از این در آثار غربی برای مقابله با موضوع زن در جمهوری اسلامی ایران مطرح میشد.

در خانه دختر و فیلمهای مشابه که بهانه رفع توقیف و فضای باز سینما منتشر شدند در حقیقت محلی مناسب برای زبح ارزشها مهیا میشود، به تصویر کشیدن موضوعی که اولا پراکندگی چندانی ندارد و در ثانی آنقدر شخصی و خصوصی است که منافات با عفت عمومی دارد بیش از آنکه بخواهد پادزهری را به جامعه برای مقابله با آسیبهای اجتماعی تزریق کند، زهری کاری را به جامعه منتقل میکند، زهری که هرچند در ظاهر گذرا است اما محصولش شک، بدبینی، انزوای زن و حتی فروپاشی خانواده است. خانوادهای نهادی مقدس و در عین حال امن برای زنان به حساب میآید.

بدون تردید رفع توقیف حتی با بهانه حذف صحنهها و دیالوگهای کاذب که البته منجر به داد بسیاری از روشنفکرنماها میشود، هرچند به ذائقه سیاسی طیفی خاص خوش مینماید اما تأثیرات آن بر جامعه و به ویژه نسل جوان غیرقابل انکار است و متولی فرهنگی نیز میبایست با درنظر گرفتن این مقوله در خصوص سیاستگذاریهای حوزه سینما فکری مناسب و اساسی نمایند، فکری به دور از شائبههای سیاسی برای بهره برداری در زمانی خاص.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: