به‌روز شده در: ۳۰ آبان ۱۳۹۶ - ۱۴:۴۸
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۶۱۹۳
تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۶
چندی پیش مسئولان وزارت بهداشت اظهار داشته بودند که پیامد طبیعی پیشرفت نظام سلامت، افزایش طول عمر و امید زندگی مردم خواهد بود که منجر به سالخوردگی جمعیت می‌شود.
چندی پیش مسئولان وزارت بهداشت اظهار داشته بودند که پیامد طبیعی پیشرفت نظام سلامت، افزایش طول عمر و امید زندگی مردم خواهد بود که منجر به سالخوردگی جمعیت میشود.

در نقد این اظهارنظر باید گفت که اگرچه افزایش سن امید به زندگی میتواند سهمیدر سالخورده شدن جمعیت یک کشور داشته باشد، اما معمولا آن علت اصلی که کشورها را به سالخوردگی جمعیت مبتلا میکند، کاهش فرزندآوری خانوادهها است، نه افزایش سن امید زندگی؛ مسئلهای که برای شرایط جمعیتی کشورمان نیز کاملا صادق است.

در این مجال برخی از اظهارات جالب توجه کارشناسان مطرح را، پیرامون علت بحران جمعیت ایران از نظر میگذرانیم.

فیلیپ لانگمن جمعیت شناس آمریکایی در کتاب معروفش با عنوان گهوارههای خالی مینویسد: اکنون کشورهای در حال توسعه نیز با سرعتی بیشتر از کشورهای توسعه یافته، با مسئله سالخوردگی دست و پنجه نرم میکنند؛ چنانکه جمعیت مکزیک با سرعتی پنج برابر بیشتر از ایالات متحده سالخورده میشود که این امر اساسا ناشی از کاهش چشمگیر نرخ باروری است. در ایران نیز پس از انقلاب، تقریبا دو سوم از نرخ باروری کاهش یافته است و بدین ترتیب تا سال 2030، تعداد سالخوردگان از کودکان بیشتر خواهد شد.

همچنین نیکولاس ابرشتات از محققان انستیتو انترپرایز آمریکا در مقالهای با عنوان کاهش باروری در جهان اسلام: تغییری فاحش که در کمال تعجب کسی متوجه آن نشده است مینویسد: کاهش نرخ باروری در ایران طی 30 سال گذشته حیرتانگیز و معادل
70 درصد بوده است. این میزان یکی از سریع
ترین و چشمگیرترین آمارهای کاهش باروری در تاریخ بشر بوده است! با توجه به آمار اداره سرشماری آمریکا، تا سال 2040، درصد افراد سالمند بالای 65 سال در 10 کشوری که بیشترین جمعیت مسلمان را دارند، از جمله اندونزی، ایران، الجزایر و مراکش، از درصد سالمندان حال حاضر آمریکا بیشتر خواهد بود. با توجه به درآمد نسبتا پائین این کشورها، چگونگی مواجهه با نیازهای فزاینده پیش روی سالمندان یکی از چالشهای جدی کشورهای مسلمان خواهد بود.

همچنین محمدجواد محمودی، رئیس کمیته مطالعات و پایش سیاستهای جمعیتی شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در مقاله سالخوردگی جمعیت؛ یک مسئله اجتماعی جمعیتی مینویسد: در ایران، کاهش چشمگیر نرخ باروری در دهه هفتاد و تداوم و تشدید آن در دهه هشتاد، ترکیب سنی جمعیت را در آینده نزدیک سالخورده میکند. سرعت و شدت زیاد کاهش باروری در ایران با شیب تندتری از سایر کشورها مشاهده میشود. در ایران، در سال 1394 حدود 10 درصد جمعیت بالای
60 سال سن داشته اند. در 35 سال آینده یعنی سال 1429 (در صورت ادامه یافتن روند کاهش رشد جمعیت)، درصد سالخوردگی جمعیت ایران به 33 درصد افزایش خواهد یافت.

به عنوان یک نمونه دیگر، فرزانه رودی، دانشآموخته جمعیتشناسی از دانشگاه جورج تاون و مدیر سابق برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای دفتر مرجع جمعیتی آمریکا) در مصاحبهای باهافینگتون پست گفته است: ایران، جهان را شگفتزده کرد؛ هنگامیکه نتایج سرشماری سال 1996، نشان داد که بیش از نیمیاز سطح باروری، صرفا ظرف 10 سال کاهش یافته است. کاهش از 6.2 تولد به ازای هر زن در سال 1986 به 2.5 فرزند به ازای هر زن در سال 1996، یعنی سریعترین کاهش باروری که برای همیشه توسط کشوری تجربه شده است... پس از تنها یک نسل، سه چهارم از نرخ باروری در مناطق روستایی کاسته شد و از 8.1 تولد به ازای هر زن در نیمه دهه 1970، به 2.1 تولد به ازای هر زن در سال 2006 رسید، در حالی که برای کشورهای اروپایی، حدود 300 سال طول کشید تا چنین کاهشی را تجربه کنند! در واقع سقوط باروری در ایران چنان سهمگین بوده است که میتوان در تحلیل علل سالخوردگی قریبالوقوع جمعیت کشور، مولفه افزایش سن امید زندگی را در مقابل آن نادیده گرفت و دقیقا همین کاهش حیرتانگیز نرخ باروری در ایران بوده است که سبب سرعت فوقالعاده کشور در حرکت به سمت مرزهای سالخوردگی شده است، چنان که دکتر ناظمی‌‌اردکانی، رئیس سابق سازمان ثبت احوال کشور میگوید: ایران در سرعت رسیدن به مرزهای سالمندی، رتبه سوم جهان را دارد! در واقع این تحلیل اشتباه که علت اصلی حرکت جمعیت کشور به سوی مرزهای سالمندی را افزایش امید زندگی میداند، سبب میشود که تصمیمگیران عرصه سلامت به مصیبت سالخوردگی جمعیت به عنوان توفیقی بزرگ نگاه کنند که ناشی از پیشرفتهای نظام سلامت بوده است. به دنبال این تحلیل راه حل بحران جمعیت نیز مشخص خواهد شد: اگر بخواهیم مانع سالخوردگی جمعیت شویم، باید جلوی بهبود شاخص امید زندگی گرفته شود، که البته معقول نیست. پس ناچار باید به پیر شدن جمعیت، به عنوان آیندهای محتوم تن داد و برای مدیریت جمعیت سالخورده آینده آماده شده، نهایتا ساختارها را فراهم کنیم تا سالمندان آینده، دوران پیری سالم و فعالی داشته باشند.

به عبارت دیگر اگر نرخ باروری به میزان کافی افزایش یابد، جمعیت کشور سالخورده نخواهد شد و جمعیت زیاد سالمندان آینده کشور، تعداد زیادی جوان را به عنوان پشتوانه خواهند داشت تا هم در امور فردی سالمندی، مشکلاتشان کاهش یابد و هم کشور بتواند فارغ از هزینههای بالای سالمندان، با سرعت بالا در مسیر پیشرفت گام بردارد.

اما این تحلیل عجیب که بحران جمعیت را موفقیتی محتوم و غیرقابل برگشت توصیف میکند، با چه هدفی ارائه میشود؟ چه کسانی دستگاه محاسباتی مسئولان را در موضوع استراتژیک جمعیت نشانه رفتهاند؟ پیش از این، اطلاعات غلط چه افرادی باعث شده بود که دکترهاشمی، وزیر بهداشت در سخنرانی خود این ادعای خلاف واقع را مطرح کند که: مشکل زاد و ولد با تأکیدات رهبر معظم انقلاب و به شهادت مرکز ملی آمار و ثبت احوال، در مسیر رسیدن به تعادل است. کدام تحلیل باعث شده بود که وزیر بهداشت در اظهارنظری عجیب بگوید: در زمینه افزایش جمعیت، وزارت بهداشت کمترین نقش را دارد. چگونه است که برای کاهش جمعیت، وزارت بهداشت هرچه در توان داشت در حیطههای مرتبط و غیرمرتبط با بحث سلامت انجام داد، ولی اکنون در حیطههای مرتبط با سلامت نیز اقدامیدر جهت تشویق خانوادهها به فرزندآوری بیشتر انجام نمیدهد؟

به عنوان نمونه ترویج فرهنگ فرزندآوری بیشتر میتواند تا حد زیادی مانع ارتکاب جنایت سقط جنین شود، چرا که بسیاری از موارد سقط جنین، ناشی از این مسئله است که خانوادهها، بیش از یک یا دو فرزند نمیخواهند. حال در شرایطی که سقط جنین، سلامت مادر را به شدت به خطر میاندازد و مسئولین دفتر سلامت جمعیت نیز آمار سقط جنین غیرقانونی را سالانه تا 350 هزار مورد برآورد کردهاند، وزارت بهداشت چه دستورالعمل و برنامهای برای کاهش آمار این مسئله دارد؟ یا در حالی که افزایش سن نخستین بارداری زن، یکی از عوامل مهم ناباروری در زنان است، چرا همچنان وزارت بهداشت در لفافه به زوجین توصیه میکند که در ابتدای ازدواج، فرزندآوری را به تاخیر بیندازند؟ سوءعملکردهای متعدد در بحث جمعیت که بارها با واکنش مقام معظم رهبری و مراجع عظام تقلید روبه رو شده زیر سر چه کسانی است؟

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: