به‌روز شده در: ۳۰ آبان ۱۳۹۶ - ۱۴:۴۸
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۶۱۷۸
تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۳
بهترین توشه و ذخیره دنیا و آخرت،توسل به اهل بیت(ع) است. به ویژه سید الشهداء(ع). از میان زیارات، زیارت عاشورا جایگاه و اهمیت ویژه ای دارد. تا جایی که امام زمان (عج) در آن حکایت منقول در کتاب مفاتیح به سید رشتی سه بار تاکید کردند: “علیک بالعاشورا” بر تو باد به زیارت عاشورا خواندن.

بهترین توشه و ذخیره دنیا و آخرت،توسل به اهل بیت(ع) است. به ویژه سید الشهداء(ع). از میان زیارات، زیارت عاشورا جایگاه و اهمیت ویژه ای دارد. تا جایی که امام زمان (عج) در آن حکایت منقول در کتاب مفاتیح به سید رشتی سه بار تاکید کردند: "علیک بالعاشورا” بر تو باد به زیارت عاشورا خواندن.

سخن عزراییل

مرحوم شهید دستغیب (ره) در کتاب "داستانهای شگفت” می نویسد: یکی از علمای نجف حدود یکصد سال پیش، در خواب حضرت عزراییل را می بیند. پس از سلام می پرسد: از کجا می آیی؟ ملک الموت می فرماید: از شیراز! روح مرحوم میرزا ابراهیم محلاتی را قبض کردم. شیخ می پرسد: روح او در چه حالی است؟ عرزاییل می فرماید: در بهترین حالات و بهترین باغ های عالم برزخ. خداوند هزار ملک را برای انجام دستورات شیخ قرار داده است. آن عالم پرسید: آیا برای مقام علمی و تدریس و تربیت شاگرد به چنین مقامی دست یافته است؟

فرمود: نه! گفتم: آیا برای نماز جماعت و بیان احکام! فرمود: نه! گفتم پس برای چه؟ فرمود: برای خواندن زیارت عاشورا. نقل است که مرحوم میرزا، سی سال آخر عمرش زیارت عاشورا را ترک نکرد و هر روز که به سبب بیماری یا امر دیگری نمی توانست بخواند، نایب می گرفت. (داستان های شگفت، حکایت ۱۱۰)

فقط زیارت عاشورا

فرزند آیت الله علامه امینی(ره) صاحب کتاب "الغدیر” می گوید: پس از گذشت چهار سال از فوت پدرم، شب جمعه ای او را در خواب شاد و خوشحال دیدم. پس از سلام و دست بوسی گفتم: در آنجا چه عملی باعث نجات و سعادت شما شده است؟ کتاب الغدیر یا سایر کتاب ها یا تاسیس و بنیاد و کتابخانه امیر المومنین(ع)؟ مرحوم علامه تاملی کردند و فرمودند: فقط زیارت عاشورا! گفتم: اکنون روابط بین ایران و عراق تیره است و راه کربلا بسته است. چه کنم؟ فرمود: در مجالس و محافلی که جهت عزاداری امام حسین(ع) برپا می شود شرکت کن، ثواب زیارت امام حسین(ع) را به تو می دهند. سپس فرمود: پسر جان! در گذشته بارها گفته ام و اکنون توصیه می کنم که زیارت عاشورا را هیچ وقت ترک و فراموش مکن. مرتب زیارت عاشورا را بخوان و بر خودت وظیفه بدان. (طرحی نو از زیارت عاشورا، ص۲۱۰)

هرچه دارم از سید الشهداء(ع) و قرآن دارم.

از عارف بزرگ مرحوم آیت الله میرزا سید علی آقای قاضی (ره) نقل شده که بعد از رحلت شان کسی ایشان را در خواب دید و سوال کرد: چه عملی در آنجا مهمتر است؟ فرمود: زیارت عاشورا! و من پشیمانم که چرا روزی یک بار زیارت عاشورا را قرائت کردم و دو بار نخواندم! مرحوم قاضی(ره) می گفتند: هرچه دارم از سید الشهداء(ع) و قرآن دارم. (طرحی نو از زیارت عاشورا، ص۲۱۲)

عنایت به اهل قبرستان

دو حکایت مشابه درباره اثر زیارت عاشورا نقل شده که مربوط به برداشتن عذاب از قبرستان است. حکایت اول مربوط به همسر اشرف آهنگر است که حکایتش معروف است و در مفاتیح بعد از دعای علقمه آمده و خلاصه آن چنین است: فرد صالح و مومنی همسایه ای داشت که از کودکی با هم بزرگ شده بودند اما شغل و درآمد حرامی داشت. تا اینکه آن همسایه از دنیا رفت و در قبرستان محل دفن شد. رفیق او که مرد صالحی بود، پس از مدت کوتاهی او را در خواب دید که در وضع خوبی به سر می برد. گفت: من از ظاهر و باطنت خبر دارم و شغل تو جز عذاب را نمی طلبد. کدام عمل تو را به این مقام رسانده؟ گفت: همانطور است که می گویی. من از وقتی مُردم در بدترین وضع بودم.

تا اینکه دیروز همسر اشرف آهنگر را در قبرستان دفن کردند. و به محل قبر اشاره کرد. در شب فوت او، ابا عبد الله الحسین(ع) سه مرتبه او را دیدن نمود و در مرتبه سوم به برداشته شدن عذاب از این قبرستان امر کرد. پس از آن، حال ما خوب شد و در نعمت افتادیم. آن مرد صالح از خواب

بیدار شد و حالی که اشرف آهنگر را نمی شناخت! پس از پرس و جو در محل و پیدا کردن همسر او فهمید آن زن به خواندن زیارت عاشورا مواظبت و مداومت داشت. (این قبر در قبرستان جُرهُر در یزد است)

حکایت دوم مربوط به قبرستان تخت فولاد اصفهان است. یکی از آقایان نقل می کند: برادرم را که مدتی پیش فوت کرده بود در خواب دیدم با وضع و لباس خوبی که موجب شگفتی بود. گفتم: داداش دیگر آن دنیا کلاه چه را برداشتی؟! گفت: من کلاه کسی را برنداشتم. گفتم: من تو را می شناسم. این لباس و این موقعیت از آن تو نیست. گفت: آری . دیشب، شب اول قبرِ مادر قبرکن بود. آقا سید الشهدا(ع) به دیدن آن زن تشریف آوردند و به کسانی که اطراف آن قبر بودند خلعت بخشیدند و من هم از آن عنایات بهره مند شدم. بدین جهت از دیشب وضع و حال ما خوب شده و این لباس فاخر را پوشیده ام.

از خواب بیدار شدم. نزدیک اذان صبح بود. کارهای خود را انجام داده و حرکت کردم به سمت تخت فولاد.

برای تحقیقات سر قبر برادرم رفتم. بعضی قرآن خوان ها کنار قبرها قرآن می خواندند. از قبرهای تازه پرسیدم، قبر مادر قبرکن را معرفی کردند. رفتم نزد آقای قبر کن. احوال پرسی کردم و داستان را گفتم و از اعمال مادرش جویا شدم تا علت را بیابم، گفت: هر روز زیارت عاشورا می خواند. (حکایاتی از عنایات حسینی، ص ۱۱۱ و ۱۱۲)

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: