به‌روز شده در: ۲۹ آبان ۱۳۹۸ - ۱۴:۳۹
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۵۸۴۷
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۶ - ۱۴:۲۹
ترور رهبری سیاسی در جامعه اسلامی که از زمان خلیفه سوم در صدر اسلام توسط افراطی های خوارج باب شد, توسط همان جریان دردوران حکومت امیر مومنان علی ع که علاوه بر مشروعیت الهی به خواست و اراده مردم روی کار آمده بود, ادامه یافت .دردوران امام حسن مجتبی ع از طریق عامل نفوذی در درون خانواده ی امام بازهم توسط همان جریان اقدام به ترور امام شدولی در دوران امام حسین ع این گروه به جریان غالب و مسلط در جامعه تبدیل شد.

حمیدرضا ترقی- ترور رهبری سیاسی در جامعه اسلامی که از زمان خلیفه سوم در صدر اسلام توسط افراطی های خوارج باب شد, توسط همان جریان دردوران حکومت امیر مومنان علی ع که علاوه بر مشروعیت الهی به خواست و اراده مردم روی کار آمده بود, ادامه یافت .دردوران امام حسن مجتبی ع از طریق عامل نفوذی در درون خانواده ی امام بازهم توسط همان جریان اقدام به ترور امام شدولی در دوران امام حسین ع این گروه به جریان غالب و مسلط در جامعه تبدیل شد.

اگر چه سردمداران این اقدام همان وابسته گان به جریان خوارج بودند ولی توانسته بودند عواملی از رزمندگان طرفدار امام علی ع و حاضرین در صحنه های جنگ با قاسطین و مارقین وناکثین را هم جذب کنند و گفتمان خود را به گفتمان غالب جامعه تبدیل سازند .

چرائی پدید آمدن این شرایط را با استفاده از سخنان امام حسین ع در مکه قبل از رفتن به کربلا میتوان فهمید ؛ این سخنان که در تحف العقول ص 240 آمده است بسیار عبرت آموز و دقیق است که هرکدام از علل و عوامل ذکر شده اش جای بحث و تحلیل فراوان و قابل انطباق با شرایط کنون ماست .

اینکه چطور پس از 50 سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی پیامبر ص چنین انحرافی در جامعه اسلامی پدید آمد که جانشینان رهبر انقلاب اسلامی بدست اسلام نماها و منافقین و مسلمانان بی بصیرت وعهد شکن مدعی مسلمانی به شهادت میرسند نیازمند واکاوی و تامل جدی برای انقلاب اسلامی ماست .

اگر علل و عوامل چنین تغییری در جامعه اسلامی دوران حکومت امویان را بخواهیم احصاء کنیم باید ابتدا به جریان شناسی آنها از دوران پیامبر اشاره کنیم .

جریان امویان

این جریان که بازماندگان ضد انقلابیون فتح مکه هستند که پیامبر به آنها امان داد .ولی از این آزادی سوء استفاده کرده و در جنگهای بدر و احد به مقابله با حکومت اسلامی پیامبر آمدند ؛ بخاطر از دست دادن حکومت اشرافی و ظالمانه قبلی

واز دست دادن طرفدارانشان در این جنگها ؛ کینه عمیقی نسبت به انقلابیون ونخبه گان و سران حکومت اسلامی پیامبر ص داشتند . به همین دلیل برای براندازی حکومت پیامبر اسلام ص با نفوذ در صحابی و نزدیکان پیامبر در صدد توطئه برای تلافی بودند .

آیات مربوط به غدیر خم و معرفی و انتصاب امیر مومنان به ولایت و رهبری بعد از پیامبر ص که بر ایشان نازل گرددیه نشان میدهد که پیامبر ص نگران اقدامات آنان بعداز رحلت خوداست . که خداوند میفرماید: والله یعصمک من الناس .

شورای سقیفه

این جریان که در اطرافیان رهبر انقلاب اسلامی و یاران وی نفوذ کرده بود بلافاصله بعد از رحلت پیامبر ص با تشکیل یک شورا از سران قبایل و بصورت غیر دموکراسی و بااستفاده از زور وموقعیت همان صحابی ؛ علی رغم توصیه و دستور پیامبر ص و وجود 120 هزار شاهد بر بیعت مردم با علی ع , ولایت ایشان رالغو و جناب ابوبکر را به جانشینی و رهبری جامعه اسلامی انتخاب و اعلام کرده و همه را موظف به بیعت با او میکنند.

این تغییر در قواره سیاسی نظام اسلامی که توسط پیامبر ص ایجاد شده بود؛ اولین انحرافی است که درسیره ء آنحضرت وبرخلاف آیات الهی قران کریم ودستور الهی صورت گرفت .

این تغییر دین را از سیاست جدا وحکومت در جامعه اسلامی را بسوی سکولاریسم سوق داد.

برخورد بسیار بد با انقلابیون از رقیب اصلی حاکم برگزیده یعنی علی ع ودختر پیامبر ودیگر یاران و صحابی رهبر انقلاب مثل سلمان و ابوذر و مقداد ومیثم گرفته تا مصادره فدک فاطمه زهرا س و آتش زدن درب خانه دختر پیامبر ص

و.... نتیجه ی این انحراف از خط پیامبر ص و رهبر انقلاب اسلامی بود.

روند تحریف شده در انتخاب رهبری جامعه اسلامی وفقدان صلاحیت خدا پسند و قرآنی آنان زمینه بازگشت ضد انقلابیون کینه توز علیه نیروهای وفادار به آرمانها وراه انقلاب اسلامی پیامبر ص را به درون حکومت فراهم ساخت .

فساددر دولت اسلامی خلیفه سوم و سوء استفاده از قدرت و رابطه بازی وسپرده شدن مسئولیتها ی اجرائی به افراد ناصالح

زمینه نارضایتی مردم از حاکم جامعه اسلامی رافراهم و موجب شورش اجتماعی علیه حکومت شد. ولی در کنار آن با تضعیف حکومت مرکزی و نارضایتی ها و انتقادات شدید علیه سران دولت اسلامی عثمان ؛ معاویه فرزند ضد انقلاب ابوسفیان؛که طرفدار حکومت سلطنتی و ضد نظام اسلامی بود برشام حاکم و خودمختار شد و زمینه تجزیه در دولت اسلامی را فراهم ساخت .

دوقطبی شدن جامعه اسلامی و بیعت با علی ع

ناراضیان جامعه در دوران خلیفه سوم دوگروه بودند :

1-گروهی که بافساد و انحراف و پارتی بازیها وحیف و میل ها ی غیر اسلامی درحکومت خلیفه مخالف وبدنبال بازگشت به سنت نبوی بودند.

2-گروهی که اصولا با حکومت اسلامی ولو سکولار مخالف و طرفدار حکومت سلطنتی معاویه بودند .

همراهی واتحاد عناصر تندرووافراطی که به قتل عثمان متهم بودند با گروه اول به مقبولیت اجتماعی ولایت امیر مومنان ع که در اثر بیعت مردم با ایشان بدست آمده بود, آسیب زد وتلاش حضرت برای تفکیک ایندو از یکدیگر در فضای سیاسی فتنه گون وپرهیجان و احساسی آن زمان امکانپذیر نشد .

جریان طرفدار جدائی دین از سیاست ؛ مخالفین سنت پیامبر ص و طرفداران حکومت سلطنتی اپوزسیون نظام اسلامی در گروه دوم ائتلاف کرده بودند که عامل جنگهای جمل ؛ صفین و خوارج در زمان حکومت کوتاه امیر مومنان ع شدند.

اثر این دوقطبی در جامعه :

1-اختلاف و شبهه افکنی در درون نیروهای انقلابی

2-آسیب پذیر شدن جبهه نیروهای طرفدار ولایت بخاطر عناصر افراطی

3-سست شدن نیروهای انقلاب در دفاع از کیان نظام اسلامی ورواج عافیت طلبی ونافرمانی مدنی

4-رواج پوپولیسم و ظاهر بینی و شعار زدگی در جامعه ودین حداقلی.

5- مقاوم شدن مردم دربرابر ارزشگرائی و عدالت گستری و دین حداکثری

این عوارض را در خطبه ها و نامه های امیرمومنان ع در نهج البلاغه میتوان به وفور یافت که چگونه حضر از بی وفائی و سستی و بیحالی شیعیانش گله میکند واز عدم بصیرت عوام و بعضی خواص می نالد .

حذف ولایت وامامت ازراس حکومت اسلامی

اقدام خوارج به تروروحذف امیر مومنان ع اگر چه با حذف معاویه درداخل یک سناریو بود ولی طرح حذف امام موفق وطرح حذف معاویه با شکست روبروشد.

با این اقدام شرایط به نفع طرفداران رژیم سلطنتی و مخالفان نظام ولایتی اسلام تغییر کرد وآنها توانستند با استفاده از کانون های ثروت و قدرت امام حسن مجتبی ع را خلع سلاح کرده و نیروی نظامی حکومت را از زیر فرماندهی وی خارج سازند وامام را وادار به پذیرش صلح با معاویه نمایند .

دوگانگی قدرت سیاسی و دینی درجامعه مسیر حکومت سلطنتی اموی را به سوی فاصله گرفتن بیشتر جامعه و حکومت از اسلام و سیره نبوی و علوی سوق دادتا آنجا که امام حسین ع در توصیف آن شرایط در سخنرانی مهمشان در مکه خطاب به خواص جامعه اسلامی فرمودند

ا-فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر درجامعه به فراموشی سپرده شده بود

2-خواص در برابر فساد و زشتی ها و رشد منکرات در جامعه بی تفاوت شدند

3-خواص و انقلابیون از حقوق ولایت و رهبری کوتاه آمدندو حاضر به پرداخت هزینه دفاع از اونشدند

4-مومنین و انقلابیون در برابر شکسته شدن هنجارهای اسلامی و پیمانها و تعهدات مجریان بی حساسیت و بی تفاوت شدند

5-مجاری امور جامعه به خاطر اختلاف انها درسیره پیامبرع از دست علما و اسلام شناسان متعهد خارج شد.

6-کم تحملی خواص وطرفداران ولایت نسبت به سختی هاوناشکیبائی بر آزارهای مخالفین.

7-فراهم شدن زمینه اجتماعی برای روی کار آمدن شبهه اندازان وناشایسته گان قدرت طلب دراثر عقب نشینی انقلابیون

8-اداره کشورراازمطابق رای قانون به رای شخصی مسئولین و حاکمان تغییر دادن

9-ابتلاء مجریان به عافیت طلبی و دنیاطلبی و انتخاب زیردستان از افراد ناکارآمدومطیع وبی انگیزه معنوی

10- تسلط رسانه های دولتی بر افکار عمومی جامعه درجهت هموارکردن فضای و شرایط اجتماعی برای پذیرش حکومت براندازان . .

11-بی اعتقادی مجریان به معاد و آخرت وتحت فشار قرار دادن اقشار ضعیف جامعه برای بریدن از اسلام

12- واگرائی جامعه از پشتیبانی و حمایت از ولایت بخاطر ترس از رقیب ووعده های دروغین مادی او

13-خارج کردن دستگاه قضائی از مدار قضاء اسلامی به مدار قضاوت به نفع براندازان برای دادن حکم خروج بر

حاکم برای امام حسین ع.

اصلاح وضع فوق و جلوگیری از تثبیت آن شرایط بعنوان حکومت اسلامی در جامعه ومهر باطل زدن بر شیوهِ حکومت داری یزید و یزیدیان ؛ و افشاء مفاسد و انحرافات حکومت غیر قانونی و غیر مشروع یزید وتن ندادن به بیعت و مصالحه با او وپدید آوردن جریان دائمی حسینی در برابر یزیدی در تاریخ برای حفظ شاخصه های دینداری وتعیین خط اصلی انقلاب اسلامی پیامبر ص و امیر مومنان ع برای نجات بشریت وارائه الگوی مقاومت وایستادگی در برابر دشمن با تمام وجود و هستی ؛ این امام بزرگوار را به سالار شهیدان ومنجی دین پیامبر ارتقاء داد.

برچسب ها: حمیدرضا ترقی
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: