به‌روز شده در: ۲۳ آذر ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۰
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۵۷۴۳
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۷
نگاهی به کتاب «چه کسی مرا هل داد؟»
این شهید علاوه بر حضور پررنگ در فعالیت‌های گوناگون محله و مسجد در جبهه‌ها نیز توانسته بود حضور فعالی داشته باشد و در اعزام نیرو به جبهه‌ها همواره فعال بوده است. این شهید وقتی از سوی سربازان صدام به شهادت رسید رادیو عراق خبر شهادتش را با پخش موسیقی اعلام کرد. «گوینده اعلام کرد که ارتش حزب بعث توانسته است یکی از سرداران بنام ایرانی را به هلاکت برساند. صدای گوینده قطع شد و بعد از چند دقیقه موسیقی عربی، دوباره گوینده اعلام کرد: این سردار ایرانی که «ولایی» نام داشته، در این چند سال، نقش مهمی در اعزام نیروهای ایرانی به جبهه داشته است.»
فهیمه اسماعیلی- یکی از ضعفهایی که ما در معرفی شهدا و رزمندگان داشتهایم این بوده که اغلب آنها را افراد کمفایده و بیفایدهای برای جامعه خود معرفی کردهایم و طوری نشان داده شده که آنها افرادی بودهاند که از روی بیکاری به جبههها رفتهاند وگرنه اگر مشغولیتی در شهرها داشتند به جبههها نمیرفتند.

اما در سالهای اخیر این روند رو به اصلاح شدن است و با انتشار کتابهایی که این دیدگاه را اصلاح میکند خوانندگان را با آثاری روبهرو میکند که رزمندگان را از زمره برگزیدگان زمان خود معرفی میکنند. کتاب «چه کسی مرا هل داد؟» مجموعه خاطرات شهید عبدالعلی ولایی که هاجر صفائیه آن را تدوین کرده یکی از کتابهایی است که نشان میدهد شهدا و رزمندگان در روزگار خود به شدت فعال بودند و حضور آنها در جبهههای نبرد نه از روی پرکردن وقت بلکه برای امر والای دفاع بوده است.

شهید ولایی بنیانگذار مجموعه فرهنگی محبان الزهرا (س) بود و در خلال مسئولیت خود به فعالیتهای فرهنگی در مسجد مسلم میپرداخت. این شهید بزرگوار در تاریخ ششم اسفند ۱۳۶۴ در عملیات والفجر هشت در منطقه فاو در اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. او که خیل بسیاری از جوانان را به حضور در فعالیتهای فرهنگی مساجد و برنامههای دینی ترغیب کرده بود یکی از چهرههای سرشناس در این مسئله در منطقه خود بوده است.

«خیلیها مثل من، از اولش بچه مسجدی که نبودند، تازه شر هم بودند. عبدالعلی اما قبل از اینکه بیاوردمان توی مسجد، یکی دو نفر را میفرستاد سراغمان. دو سه جلسهای با هم میرفتیم استخر. بعد هم فوتبال و بازی. بعد از اینها کم کم پایمان به مسجد بار میشد. دعا میبردمان و تازه میفهمیدیم توی این عالم چه خبر هست. خیلیها را عبدالعلی اینطوری مسجدی کرد و تا بعد از او هم مسجدی ماندند.» این تنها یکی از خاطرات این کتاب است که در آن به نقش این شهید در جذب جوانان اشاره شده است. خاطرات این کتاب کوتاه بوده و قابلیت خواندن هر خاطره در فرصتهای کوتاه برای خواننده فراهم است. حتی نحوه روایت خاطرات به گونهای است که از هر جای کتاب میتوان آن را آغاز کرد و وارد زندگی شهید ولایی شد.

این شهید علاوه بر حضور پررنگ در فعالیتهای گوناگون محله و مسجد در جبههها نیز توانسته بود حضور فعالی داشته باشد و در اعزام نیرو به جبههها همواره فعال بوده است. این شهید وقتی از سوی سربازان صدام به شهادت رسید رادیو عراق خبر شهادتش را با پخش موسیقی اعلام کرد. «گوینده اعلام کرد که ارتش حزب بعث توانسته است یکی از سرداران بنام ایرانی را به هلاکت برساند. صدای گوینده قطع شد و بعد از چند دقیقه موسیقی عربی، دوباره گوینده اعلام کرد: این سردار ایرانی که «ولایی» نام داشته، در این چند سال، نقش مهمی در اعزام نیروهای ایرانی به جبهه داشته است.»

کتاب «چه کسی مرا هل داد؟» خاطرات شهید عبدالعلی ولایی از سوی نشر شهید کاظمی روانه بازار کتاب شده است.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: