به‌روز شده در: ۳۰ مهر ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۲
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۵۷۴۲
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۱
فیلم، تلخ است و البته تلخی‌اش در سینمای ایران، جدید نیست که برای مخاطب جذاب باشد و تجربه‌ای عمیق به تجربه‌های بصری بیننده‌اش اضافه کند. حال بد و تکرار برخی کلیشه‌های ثابت سینمای اجتماعی، مهم‌ترین چیزهاای است که می‌توان به عنوان نقطه‌ضعف اثر ایرج‌زاد به آن‌ها اشاره کرد.
محمدصالح سلطانی- سایه فیلمسازی به سبک اصغر فرهادی هنوز روی سر سینمای ایران سنگینی میکند. پنج سال پس از موفقیت «جدایی نادر از سیمین» گذشته و همچنان گروهی از سینماگران ایرانی به دنبال تکرار «جدایی...» در آثارشان هستند. ابراهیم ایرجزاد، جدیدترین نسخه تکرار اثر موفق اصغر فرهادی در سینمای ایران را این روزها روی پرده دارد. کارگردان جوان فیلماولی در «تابستان داغ» بیش و پیش از هرچیز خاطره درامهای خانوادگی و زهرآگین ابتدای دهه نود سینمای ایران را زنده کرده. درامهایی سوار بر تلخی و پر از چالشهای پیچیدهی انسانی. «تابستان داغ» روایتگر زندگی دو خانواده از دو طبقه اقتصادی و اجتماعی متفاوت است که در یک جایی و یک نقطهای ماجرای مشترکی پیدا میکنند. ماجرایی بحرانی و چندلایه که ادامه زندگی این دو خانواده را تغییر میدهد. تا اینجای تابستان داغ چیزی بیشتر از جدایی نادر از سیمین نیست. چند ویژگی اما، اولین اثر ایرجزاد را جایی متفاوت از اثر مشهور فرهادی قرار میدهد. جایی متعهدتر، مسالهمندتر و البته «اینجایی» تر.

چالش اشتغال زنان

ابراهیم ایرجزاد برای فیلم اولش دست روی یک سوژه حساس و مغفول در سینمای ایران گذاشته. مسئله اصلی و پیرنگ داستان «تابستان داغ» روی اشتغال زنان بنا شده. هر دو خانواده درگیر در قصه این فیلم، به نوعی و هر کدام از منظری با این مسئله درگیرند. دو مادر از دو طبقه متفاوت اجتماعی در یک چیز مشترک اند. هردو مجبورند برای ساعات طولانی فرزندان خردسالشان را در خانه تنها بگذارند. چالش اصلی «تابستان داغ» از همین جا آغاز میشود و تنها شدن دو کودک خردسال در کنار هم، نقطه عطف اصلی فیلم را میسازد. تابستان داغ البته مانند اکثر فیلمهای اجتماعی از «طرح مساله» فراتر نمیرود و برای چالشی که آن را به تصویر کشیده، راه حلی ارائه نمیکند. حتی با آن پایانبندی ناامید و رها در جاده، شاید نویسنده فیلمنامه دارد به بیراهحل بودن چالش اشتغال مادران اشاره میکند. اشارهای تلخ و ناراحتکننده که حال مخاطب را بد میکند.

تعلیقهای جذاب

تابستان داغ را اگر بخواهیم با خطکش ژانرهای سینمایی دستهبندی کنیم، احتمالاً جایی در میان فیلمهای اجتماعی و خانوادگی دستهبندی خواهد شد. این فیلم، اما گذشته از محتوا و مسئله اجتماعیاش، در سکانسهایی تنه به تریلرهای معمایی و پرتعلیق میزند. میزانسن دو سکانس کلیدی فیلم، همراه با فیلمبرداری مناسب، حس وهمانگیزی را به مخاطب منتقل میکنند. تابستان داغ از همان سکانس اول و عبور پرسروصدای هواپیماها از بالای سر کودک نقش اول فیلم، برای مخاطبش خط و نشان میکشد و او را به تماشای فیلمی پرتعلیق فرا میخواند. مهمترین ویژگی کارگردانی ایرجزاد در اولین اثرش، موفقیت او در ساخت این فضای معلق در چند سکانس از فیلمش است.

آوار تلخی و پایانی رها

تقریباً هیچکس به تعیین رده سنی برای فیلمها در سینمای ایران توجه نمیکند. تعیین محدودیت سنی برای تماشای فیلم در کشور ما معمولاً جدی گرفته نشده و برای همین نمیشود انتظار داشت مشخص کردن محدودیت سنی مثبت هجده برای تابستان داغ، واقعاً مانع تماشای این فیلم توسط کودکان و نوجوانان شود. هرچند سطح خشونت و انزجاری که فیلم برای مخاطبش میسازد، برای افراد بالای هجده سال هم بعضاً آزار دهنده است. دو سکانس کلیدی فیلم، هولناک اند و تا حد زیادی مشمئز کننده. مواجهه بیتعارف فیلم با «جسد» یک انسان و همراهی دو شخصیت اصلی فیلم با یک جنازه، بیآنکه کمکی به روند قصه تابستان داغ بکند، صرفاً سطح اشمئزاز و میزان وحشت فیلم را بالا برده و اثر را به مرز سینمای ترسناک نزدیک میکنند. سایه این دو سکانس روی سر فیلم آنقدر سنگین هست که ذائقه مخاطب را تا پایان تلخ کند و مزه دهان بیننده را بد کند.

پایان رها و ناامید فیلم هم از دیگر نکاتی است که مانع تبدیل تابستان داغ به یک اثر درخشان و ماندگار میشود. فیلم، تلخ است و البته تلخیاش در سینمای ایران، جدید نیست که برای مخاطب جذاب باشد و تجربهای عمیق به تجربههای بصری بینندهاش اضافه کند. حال بد و تکرار برخی کلیشههای ثابت سینمای اجتماعی، مهمترین چیزهاای است که میتوان به عنوان نقطهضعف اثر ایرجزاد به آنها اشاره کرد.

معمولی اما امیدوارکننده

تابستان داغ در جشنواره سی و پنجم فجر، نتیجه غیرمنتظره و درخشانی گرفت. این فیلم در جشنوارهای که انتقادهای زیادی به داوریاش وجود داشت، توانست در ۱۳ رشته نامزد شود و رکورددار نامزدی در بخشهای مختلف جشنواره لقب بگیرد. با این حال، اما کسب فقط دو سیمرغ در حوزههای فنی و نه هنری، نشان دهند این است که تابستان داغ، با وجود همه نکات مثبت و اشارات تازهاش در سینمای ایران، فاصله زیادی با یک اثر درخشان و ماندگار دارد. اولین تجربه کارگردانی ابراهیم ایرجزاد، یک «فیلم اول» قابل قبول و یک «فیلم» معمولیِ رو به خوب است. فیلمی که میتواند تماشاگران سینما را نسبت به آیندهیک کارگردان جوان و مسئلهمند در سینمای اجتماعی ایران، امیدوار کند.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: