به‌روز شده در: ۱۸ آذر ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۹
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۵۷۰۵
تاریخ انتشار: ۲۳ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۵
حسن لاسجردی:
آموزش در بستر مناسب اتفاق می‌افتد. خانواده، فضای اجتماعی و عناصر انگیزشی و روحیه‌بخش دخیلند. به خاطر برخی از مشکلاتی که در مسائل فرهنگی، اجتماعی و خانواده و مباحث این‌چنینی داریم انتقال ارزش‌های اسلامی و انقلابی به‌خوبی صورت نمی‌گیرند. اگر بخواهیم این‌گونه پیش برویم دچار نوعی گسست در نسل بعدی و عدم توجه و دقت هستیم.
سند تحول بنیادین آموزش و پرورش یکی از اسناد بالادستی کشور برای ایجاد دگرگونی‌های اساسی در نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران است. در صورت اجرایی شدن آن کشور نه‌تنها نیازی به سندهایی همچون 2030 که مغایر با ارزش‌ها و اهداف اسلامی و انقلابی ما هستند، ندارد بلکه در بسیاری از موارد آن سند کلان‌تر و جامع‌تر از 2030 به آموزش و پرورش نگریسته است. در خصوص چند مورد از اهداف کلان سند تحول بنیادین آموزش و پرورش خبرنگار شما با حسن لاسجردی عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی به گفتگو نشسته که پیش روی شماست.

یکی از اهداف کلان سند تحول بنیادین آموزش و پرورش تربیت نیروی انسانی متدین، قانونمند، ولایت‌مدار و جهادگر است. آموزش و پرورش تا چه حد توانسته است چنین خروجی‌هایی را بدهد؟

فرآیند آموزش بلندمدت است و متغیرهای مختلفی همچون متون درسی، معلم و فضای تعلیم و تربیت و عوامل اصلی و فرعی در آن دخیل هستند. در مجموع تلاش سیستم آموزشی کشور چندان موفق نبوده است. شاید به خاطر این باشد که امروزه همه متغیرهایی که در آموزش نقش اصلی را دارند کارآیی لازم را ندارند. مثلاً معلمین که عناصر اصلی انتقال مفاهیم، داده‌ها و روحیات اسلامی و انقلابی هستند به دلایل مختلف اقتصادی، روحی و روانی، تنوع سلیقه‌ها، عقاید و باورها نتوانستند یا نخواستند این ارزش‌ها را به‌درستی انتقال بدهند. اختلاف سلیقه‌ها هم عامل دیگری است. به هر صورت جامعه ما به علت نداشتن تفکر حزبی و رویکرد مناسب در فعالیت‌های سیاسی ضابطه‌مند در آشفته بازاری به سر می‌برد، به‌طوری که هر کسی خودش را مرکز حق و مطالبات اجتماعی و سیاسی و بهترین راهنما برای دیگران می‌داند. چون این تفکر را نداریم انتقال فرهنگ اسلامی و انقلابی دچار معضل شده است.

عوامل دیگر چطور؟

آموزش در بستر مناسب اتفاق می‌افتد. خانواده، فضای اجتماعی و عناصر انگیزشی و روحیه‌بخش دخیلند. به خاطر برخی از مشکلاتی که در مسائل فرهنگی، اجتماعی و خانواده و مباحث این‌چنینی داریم انتقال ارزش‌های اسلامی و انقلابی به‌خوبی صورت نمی‌گیرند. اگر بخواهیم این‌گونه پیش برویم دچار نوعی گسست در نسل بعدی و عدم توجه و دقت هستیم.

نظام آموزش و پرورش فعلی تا چه حد در مشارکت نهادهای غیر رسمی آموزشی و تربیتی همچون خانواده قوی عمل کرده است. طوری که این دو ناقض تأثیرات همدیگر نباشند.

آموزش مقوله‌ای است که در طول حیات فرد با او همراه است. این قضیه هیچ موقع تعطیل نمی‌شود، بلکه سازمان‌ها، نهادها و متولیانش تغییر می‌کنند. هنر متولیان امور فرهنگی و آموزشی این است که بتوانند این نهادهای مختلف را هم‌راستا کنند و هم‌افزایی داشته باشند. به عنوان مثال خانواده در بحث آموزش و پرورش نقطه اصلی و کانونی است. در حال حاضر با خانواده‌هایی مواجهیم که خودشان در فهم عقاید و باورها سرگشتگی‌های ذهنی دارند، از این‌رو برای انتقال آنها به نسل بعد بنیانی برای آنها فرض نمی‌شود. پدر و مادر امروزی که در سن 40، 50 سالگی هستند و قبل و بعد از انقلاب را تجربه کرده‌اند، در حال حاضر سئوالات و مشغله‌های ذهنی دارند که نمی‌تواند آنها را مجاب کند آنچه را که خودشان از نسل اول انقلاب دیده‌اند به‌درستی انتقال بدهند. علتش یا فهم نادرست یا داشتن اغراض خاص سیاسی است. گویی خودشان دچار تزاحم‌های فرهنگی هستند و مسائلی را نپذیرفته‌ و بین چیزهای مختلف گیر کرده‌اند. هنر متولیان آموزش و پرورش و مدیران فرهنگی کشور باید این باشد که نهادهای مختلف مؤثر در آموزش و پرورش را به نقطه هم‌افزایی برسانند.

چگونه؟

در مورد خانواده به یک صورت، گروه هم‌سالان صورت دیگر و گروه مراجع به یک شکل. بحث‌های امروزی مثل شبکه‌های اجتماعی، ابزارهای مدرن، مقتضیات روز و آشنایی با علوم روز از جمله نکاتی است که باید در بحث مدیریت فرهنگی جامعه و مهندسی افکار عمومی بدان‌ها توجه شود. مجموعه دستگاه‌ها تلاش می‌کنند، اما از آنجایی که در فرهنگمان فردگرا و متکی به تفکرات خودمان هستیم و کمتر به تفکرات جمعی اقبال می‌کنیم و رفتار سیاسیمان پنهان است، هم‌افزایی و اتفاق نظر به وجود نمی‌آید.

عدالت آموزشی تا چه حد در آموزش و پرورش فعلی و مدارس ما اجرا می‌شود؟

عدالت آموزشی به معنای رساندن امکانات و لوازمِ به اندازه به همه افراد است. به خاطر شهرها، روستاها و دسترسی‌ها و طبقات مختلف اجتماعی و جایگاه‌های فکری و فرهنگی افراد و دوری و نزدیکی به پایتخت و شرایط اقتصادی خانواده‌ها تاکنون عدالت آموزشی به‌طور جدی اجرا نشده است. از سال‌های گذشته شاهد چنین مشکلی بودیم. ضمن اینکه مدارس غیر انتفاعی، نمونه مردمی و نمونه دولتی و... به این بی‌عدالتی‌ها و فاصله طبقاتی گروه‌های مختلف دامن زده‌اند. مسئله دیگر در عدالت آموزشی از نگاه جنسیت است که آیا افراد مختلف چه زن و چه مرد توانسته‌اند خودشان را از نظر آموزش و پرورش و افکار و عقاید به‌روز کنند. با توجه به مجموعه فعالیت‌هایی که در باره فراگیر کردن آموزش چه در دانشگاه‌ها و چه در مدارس و رساندن امکانات به جاهای دور دست انجام شد و سازماندهی موضوع آموزش و پرورش و کاری که جهاد بعد از انقلاب کرد و ایجاد مدارس در روستاها و شهرها و نهاد امور تربیتی یک‌سری اقدامات انجام شد و امکاناتی را به وجود آورد و عدالت آموزشی در مورد خیلی از جاها اجرا شد. تا یک دهه بعد از انقلاب توانستیم عدالت فرهنگی و امکان دسترسی مفهومی و محتوایی را در جاهای زیادی از کشور فراهم سازیم. همین امر در پرورش نسل انقلاب بسیار مؤثر بوده است، اما الان داریم از ارزش‌های اول انقلاب نظیر روحیه ایثارگری، گذشت و فداکاری فاصله می‌گیریم و از این نظر دچار مشکل خواهیم شد.

برچسب ها: حسن لاسجردی
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: