به‌روز شده در: ۳۰ مهر ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۲
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۵۶۷۷
تاریخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۷
نگاهی به کتاب «ملاصالح»
نمی دانم شما علم غیب دارید که ایشان خیانت کرده و ما بی اطلاع هستیم. بیش از همه بنده خودم از وضعیت ایشان اطلاع دارم، مطمئن باشید به حرمت خون پاک شهدا ایشان کمترین خیانتی و یا همکاری با بعثیان کافر نداشته بلکه نهایت فداکاری و همراهی و همکاری با برادران اسیر ما نموده است. بنده شخصا به جای همه از ایشان خجالت می‌کشم. برادرانم، ایشان آبروی نظام و همه ما را در اسارت حفظ کرد؛ آبرویش را حفظ کنید
فهیمه اکبری- زندان. اولین تصویری که با شنیدن این واژه در ذهن مجسم میشود، تعدادی میله عمودی است که قفسی درست کرده و فردی به دلیلی آن محبوس است. حال فکر کنید کسی را که بخشی از زندگیش را داخل زندان بوده آن هم نه یک زندان، زندان کشورها و حکومتها مختلف. «ملاصالح قاری» همان فردی است که در سالهای بسیاری را اسیر زندان و دیوارهای بلند آن بوده است. از زندانهای رژیم پهلوی، تا استخبارات عراق و بعد از همه اینها در جمهوری اسلامی نیز زندانی شده است.

کتاب «ملاصالح» روایت این مجاهد خستگیناپذیر است، مجاهدی که هم با رژیم پهلوی مبارزه کرد و هم با رژیم بعث صدام و در این کتاب خاطراتش را بیان کرده است.

آنهایی که کتاب «آن بیست و سه نفر» ماجرای اسارت بیست و سه نفر از رزمندگان نوجوان ایرانی را خواندهاند حتما با شخصیت ملاصالح قاری نیز آشنا هستند و گوشههایی از حضور و اثر او در زندگی اسرای ایرانی را خواندهاند. حال این کتاب به صورت مستقل روایتی از زندگی ملاصالح قاری است.او در دوران اسارتش در زندانهای عراق به خاطر تسلطش بر زبان عربی به عنوان مترجم اسرای ایرانی شناخته شده و اغلب اسرای ایرانی خاطرهای از این مبارز سالهای دور دارند.

ملاصالح قاری پس از پایان دوران اسارت و بازگشت به وطن به جرم خیانت به جمهوری اسلامی، به زندان افتاد و اگر نبود وساطت حاج آقای ابوترابیفرد او در زندان میماند.او دو سال سخت را در زندان به سر برده و او به حق به «مرد همیشه زندانی» ملقب شده است.

«نمی دانم شما علم غیب دارید که ایشان خیانت کرده و ما بی اطلاع هستیم. بیش از همه بنده خودم از وضعیت ایشان اطلاع دارم، مطمئن باشید به حرمت خون پاک شهدا ایشان کمترین خیانتی و یا همکاری با بعثیان کافر نداشته بلکه نهایت فداکاری و همراهی و همکاری با برادران اسیر ما نموده است. بنده شخصا به جای همه از ایشان خجالت میکشم.

برادرانم، ایشان آبروی نظام و همه ما را در اسارت حفظ کرد؛ آبرویش را حفظ کنید.»

این کتاب روایتی از کودکی تا سالهای پس از اسارت ملاصالح قاری است، که انتشارات شهید کاظمی (ناشر برگزیده سال ۹۵) آن را منتشر کرده، و در پویش کتابخوانی «روشنا» نیز به عنوان اثر محوری به مخاطبن معرفی شده است. روایتی که تصویری از سالهای انقلاب و جنگ را به خواننده نشان میدهد و او را در حال و هوای روزهای اسارت قرار میدهد. به تعبیری باید گفت، این کتاب یکی از نمونههای نادر ادبیات بازداشتگاهی است که نویسنده آن (رضیه غبیشی) برای تدوین آن مشقت بسیاری را متحمل شده تا بتواند روایتی از سالهای اسارت همشهری خود را به خواننده نشان دهد.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: