به‌روز شده در: ۲۳ آذر ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۰
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۵۳۷۶
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۵
پیشنهاد اسلامی برای شفافیت فضای سیاسی:
اگر که ما به جای دوقطبی چند حزب داشته باشیم که این حزب ها حرفشان با مردم، حرف های مشخص و شفافی باشد، نظرشان را راجع به اقتصاد، سیاست، فرهنگ و ... شفاف بیان کنند. در حال حاضر ما در این مسائل وحدت نظر نداریم و این تشتت باعث شکست است. چرا؟ چون هر کسی که کار مثبت کوچکی هم در دیدگاه خود می کند دیگری او را خنثی می‌کند. در نتیجه برآیند اصولگرا هم یک چیز خنثی است از دیدگاه مردم. یک سری ادم هایی که وحدت برای قدرت دارند نه وحدت برای گفتمان. حرف من این است چه اشکالی دارد که تکثر را به رسمیت بشناسیم.
محمد مهدی اسلامی گفت: به نظرم اصلی ترین ضعف اصولگرایی تعریفش است که در غیریت با جریان دو خرداد تعریف شد. هسته اصلی اصولگرایی در پاییز 78 در جلسات وفاق شکل گرفت. از آن موقع تا امروز بیشترین تعریفی که از اصولگرایی شده 5 تعریف کلیشه ای است. در خیلی از زیر مجموعه ها و مفاهیم ورودی نکردیم که گفتمان اصولگرایی در آنها چیست. مثل بحث اقتصاد. شیوه اداره کشور و ...

عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی در میزگرد فردانیوز برای آسیب شناسی اصولگرایی افزود: اصولگرایان در واقع جریان‌های غیر همسویی بودند که دغدغه حفاظت از انقلاب داشتند اما رگه‌های رقابت دهه 60 هنوز در اصولگرایان می ‌بینیم. یعنی هم کسانی که در دهه 60 جز جناح چپ بودند اکنون جز اصولگراها محسوب می شوند هم‌راست ها و هر دو در مجلس هفتم هشتم و نهم با برند اصولگرای وارد مجلس شدند.

وی خاطر نشان کرد: اصلی ترین ضعف به نظرم این است که خود زیربنای ساخت اصولگرایی یک زیربنای محکمی نبود و باعث شد آسیب های بعدی رخ بدهد.

اسلامی با اشاره به اینکه اصلاح‌طلبان در دو قطبی کردن و دیو و دلبر کردن فضا تبحر دارند، اذعان کرد: ما هم استاد بازی کردن نقش دیو هستیم. آنها می گویند، این جریانی که می آید قرار است این کارها را بکند و ما هم دقیقا همان کار را انجام می دهیم. بعد هم می‌گوییم مگر این کار، کار بدی است؟ در نتیجه فضایی می شود که آنها می خواهند.

وی با بیان اینکه راه حل همیشه وحدت انتخاباتی نیست، افزود: در عملکردمان اصلی ترین انتقادی که داریم ان است که ادعا می کنیم 5 اصل داریم که یکی از آنها رهبری است. ولی ملتزم به اصول‌مان نیستیم. رهبری به طور صریح پشت تریبون اعلام می‌کند که انتخابات را دو قطبی نکنید، بعد دو قطبی می کنیم. دو رو ز مانده به انتخابات می فرمایند: تنوع سلایق به نظر من خوب است در این انتخابات، اما باز اصرار می کنیم که نه ما باید برسیم به دو قطبی. این خطای راهبردی ما در درک فرمایشات رهبری است.

مدیر موسسه مطبوعاتی شما تصریح کرد: اشتباه بزرگمان این است که وارد دوقطبی می شویم. چه دو قطبی فرهنگی، چه 2030، چه هر چیز دیگری. به جا اینکه فضا را دو قطبی کنیم، حرف های خود را اصولی مطرح کنیم. شما می بینید در بعضی از کشورها بعضی از حزب ها 17 دوره بازنده می شوند. دوره ۱۸ برنده می شود. چرا؟ 17 سال حرفی را که فکر می‌کرده است درست است را محکم روی آن ایستاده است. مردم مدل های مختلف را آزمایش کردند و به نتیجه رسیدن که این بهتر است که حالا یا موفق می شود مجدد رای می‌اورد یا نه.

وی راه حل را در میدان گرفتن تحزب دانست و گفت: اگر که ما به جای دوقطبی چند حزب داشته باشیم که این حزب ها حرفشان با مردم، حرف های مشخص و شفافی باشد، نظرشان را راجع به اقتصاد، سیاست، فرهنگ و ... شفاف بیان کنند. در حال حاضر ما در این مسائل وحدت نظر نداریم و این تشتت باعث شکست است. چرا؟ چون هر کسی که کار مثبت کوچکی هم در دیدگاه خود می کند دیگری او را خنثی می‌کند. در نتیجه برآیند اصولگرا هم یک چیز خنثی است از دیدگاه مردم. یک سری ادم هایی که وحدت برای قدرت دارند نه وحدت برای گفتمان. حرف من این است چه اشکالی دارد که تکثر را به رسمیت بشناسیم.

اسلامی افزود: چرا ما باید دوباره یک جناح تعریف کنیم به نام نواصولگرایی. همه اینها را دوباره در داخل آن قرار دهیم. چه اشکالی دارد که این تکثر را به رسمیت بشناسیم ولی در قالب قوانین جمهوری اسلامی حزب تعریف کنیم. یکی از اشکالات بزرگ ما در انتخابات اخیر تشکیل گروهی بود که غیر قانونی بود. قانون احزاب جمهوری اسلامی برای جبهه تعریف مشخصی دارد. می گوید باید متشکل از احزاب باشد. جناح ما یک سری از افراد را دور هم جمع کرد، جمنا را تشکیل داد. خوب طبیعتا وقتی مقام معظم رهبری، امام خمینی (ره) می‌گویند تخلف از قانون جمهوری اسلامی حرام است، من اصلا بنیان جمنا را خلاف می دانم. معتقدم از فعل حرام به برکت نمی‌رسیم.

وی با تأکید بر ساماندهی احزاب اصولگرا به جای شخصیت محوری، گفت: اگر کسی مثل اقای قالیباف که سالهاست در بدنه اجرایی یکی از بازیگران قدرت است. یا آقایان لاریجانی، ولایتی و دیگران احزابی تشکیل داده بودند و حرف شفاف داشتند و به مردم حرفشان را بیان می کردند و تضارب آرا خیلی اشکار انجام می شد و در معرض رای مردم قرار می گرفتند. اوضاعمان بهتر بود.

عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی ائتلاف را اقدامی پسینی دانست و نه ابتدایی و افزود: ممکن بود برای انتخابات یک جلسات ائتلاف به معنای دقیق کلمه شکل می گرفت، که با هم همفکری کنند که در چه ساحت هایی هم سو هستند، در چه ساحتی همسو نیستند، می توانیم یک لیست بدهیم، یا نه و بر چه محورهایی می توانیم یک لیست بدهیم. اینطور نمی شد که در خبرگان با وحدت به شکست برسیم، در شورای شهر به وحدت شکست برسیم، در مجلس با وحدت به شکست برسیم. در وحدت ما هیچ اختلالی نبود این چند سال اخیر. اما شکست خوردیم.

اسلامی افزود: تلقی من این است که عموم مردم جنبه های منفی را بیشتر از جنبه های مثبت در ذهنشان می ماند. اگر شما هم کار خوب انجام دهید و هم کار بد، آن کار بد بیشتر در ذهن می ماند. به خصوص که اگر تبعاتی برای فرد داشته باشد. ما این جبهه ای را که به نام اصولگرایی تعریف کردیم، کارهای خوب افرادمان خیلی داشتند که هر کدام هم در عین حال کار اشتباه هم داشتند. برای همین برای من مساله است که آیا واقعا لزومی دارد همه ما درو یک میز بنشینیم. مثال بزنم. یک عده هستند که کاملا معتقد هستند که اگر زمان آقای احمدی نژاد تورم بود، در ازای آن رونق هم بود. کاش دوباره چنین وضع اقتصادی تکرار شود. اما عده ای آن را رد می کنند و حرف های تندی هم می زنند. ما هر دوی اینها را در کنار هم نشانده ایم. برای همین می‌گویم شاید در آینده اگر اصولگرایان بخواهند به توفقی برسند، در مرزبانی از خطوط قرمز وحدت انتخاباتی راهکار نباشد. من معتقد به یک میز همگرایانه هستم ولی چه لزومی دارد به لیست واحد برسیم.

وی خاطر نشان کرد: سرمایه انسانی هر کشور در هر جناحی که تولید می شود بالاخره در جایی باید از آن استفاده شود. اشکالی ندارد به نظر من وقتی کسی رای نمی آورد در جایی به کار گرفته شود، به شرطی که اول بر اساس شایستگی ها باشد و دوم برای همه باشد. اما اگر کسی به داشتن کرسی در صورت شکست انتخاباتی مطمئن بود، عوارضی دارد. یکی از تبعات آن این است که وقتی فرد وقتی احساس کند اگر من رای نیاوردم فلان نهاد من را مشغول به‌کار کند، طبیعتا شفافیت بیانمان درباره آن نهاد دچار ملاحظات می شود.

عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی در پایان گفت: جمع بندی و پیشنهاد من این است که باید ساختار اصولگرایی را بر اساس تشکیل احزاب جدید شکل بدیم و همه بازیگران قدرت خود را مقید بدانند به شکل دادن جزبی که این 4 ماموریت را داشته باشد.اول کادر سازی. ما دچار فقر کادر هستیم. اگر دولت آقای احمدی نژاد نبود که به جوانان میدان داد این مساله شدیدتر هم می شد و آقای قالیباف در شهرداری. دوم: تدوین برنامه برای اداره کشور. باید بپذیریم خیلی از آقایان ما که در معرض رای قرار می گیرند، واقعا یک برنامه مشخصی ندارند. در سال 84 دعوت کردیم همه نامزدها به شورای مرکزی تشریف بیاورند یکی از آقایان با خودش فقط یک خودکار آورده بود که نمی نوشت. اما احمدی نژاد با خودش برنامه قطوری آورده بود با اینکه می گفت من فعلا در شهرداری ام و نمی خواهم نامزد شم. اغلب برنامه ندارند. من فکر می کنم که نیاز است حزب واقعی شکل بگیرد و برنامه ها تدوین گردد. سه: ارتباط مستمر و دراز مدت با مردم می تواند در حزب شکل بگیرد و دارای حسا ب و کتاب باشد. دیدگاه‌ها بیان شود و بازخوردها گرفته شود. چهارم و مهمتر از همه شفافیت مواضع و پاسخگویی. ما در پاسخگویی لنگ می زنیم. این 4 موضوع ر ا اگر ساماندهی کنیم. قطعا نتیجه آن را در فاصله زمانی معقولی خواهیم دید که مردم اگر بدانند حرفمان چیست. اقبال بیشتری برای اصولگرایان وجود خواهد داشت.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: