به‌روز شده در: ۳۰ مهر ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۲
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۵۳۴۶
تاریخ انتشار: ۱۶ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۱۸
در تمام این ماجراها یک نقطه ی مشترک وجود دارد که آن را می توان نوعی تقابل با نظام در حوزه ی زن دانست

گاهی گرفتن ماهی از آب گلآلود هنری است کاملا سیاسی در این بازی درست سربزنگاه از هر اتفاقی میتوان یک جریان ساخت و سپس در میانه میدان به مقصود رسید. حوزه راهبردی زنان و خانواده یکی از این حوزههاست، تقریبا اگر هفت روز هفته را رصد کنیم، به این موضوع پی خواهیم برد. نمونههای این موضوع در هفتههای گذشته و با شنیدن خبر درگذشت یکی از زنان دانشمند ایرانی به گوش خورد از سیل تسلیتهای روان شده از تکیهزنندگان به مناصب سیاسی تا شخصیتهای گوناگونی که روزهایی که وی در ایران مشغول تحصیل بود هریک عنوانی داشتند و البته روزنامههای گوناگون که تیتر یک صبح روز خاکسپاری را به عکس او اختصاص دادند.

انتشار این تصاویر و سپس موجی از پیامهای گوناگون در شبکههای اجتماعی که بارها جریانسازی از جانب آنها در کشور اتفاق افتاد منجر به واکنشهای گوناگون شد، هرکس به طریقی سعی داشت ماجرا را مصادره به مطلوب کند و یا از آن دوری کند و تنها چیزی که این میان نادیده گرفته شد تلنگری برای جلوگیری از مهاجرت نخبههای فکری و علمی از کشور بود، موضوعی که رهبر انقلاب بارها نسبت به مقابله با این پدیده ضدفرهنگی هشدار داده بود. این آخرین پایان برای یک ماهیگیری تمام عیار زنانه نبود، با فاصله چند روز از این واقعه موضوع صدور گذرنامه بدون نیاز به اذن همسر برای برخی از زنان نخبه ورزشی، علمی و... مطرح شد، مجلسیها و البته مثل همیشه مولاوردی معاونت زنان و خانواده دولت یازدهم به شکلی جدی و با پیش کسیدن قضیه زهرا نعمتی تیرانداز کشورمان و یکی دو مورد مشابه این طرح را رسانه ای کردند، البته مراجع و علما نیز پیشتر در خصوص این قضیه موضع گرفته و مخالفت خود را با آن بیان داشته بودند در این کشاکش شاید لحظهای سؤال به اذهان طراحان این سناریو خطور نکرد که بیان این مسئله تا چه اندازه میتواند گرهای از مشکلات زنان جامعه را باز کند و حتی پیرو موضوع زن نخبهای که در همان هفتهها سوژه تسلیتها بود این خروج از کشور بدون اذن ولی آیا منجر به صدور زنان نخبه به سادگی آب خوردن نخواهد شد؟!

این روزها باید گفت حوزه زنان نیازمند جرقهای برای ایجاد جنجال تازه است و یکی از این جنجالها که بیشترین میزان تمرکز بر روی آن صورت گرفته موضوع حجاب و عفاف است، در همین زمینه کافی است عبارت درون خودرو، حریم خصوصی است-نیست را در اینترنت جستجو کنیم، آن وقت متوجه میشویم برای تفهیم یک عبارت عینی ساده تا چه اندازه عدهای خود را به ناآگاهی زدهاند. این مسئله که آیا داخل خودرو حریم خصوصی است و افراد میتوانند به سادگی دست به هنجارشکنی مثل کشف حجاب بزنند، بخشی از حجم روزنامههای زنجیره و سایتهای کمک حالشان را به خود اختصاص داد و در نهایت اسباب سوءاستفاده کسانی شد که مدتهاست با عناوینی مثل حجاب اجباری نقض حقوق زنان در ایران است، در خارج و داخل به تحرکات سیاسی و سیاستزده دست میزنند. این درحالی است که اتاقک آهنی اتومبیل به شفافیت هرچه تمام در اماکن عمومی و خیابانها حریم خصوصی محسوب نمی‌‌شود و نمیتوان با این بهانهها ساختارشکنی کرد و اسباب به اصطلاح نارضایتی مدنی به سبکی زنانه را فراهم آورد. در تمام این ماجراها یک نقطه مشترک وجود دارد که آن را میتوان نوعی تقابل با نظام در حوزه زن دانست. این مهم در آخرین پرده سناریوی هفتهای که گذشت کاملا مشخص شد. انتشار تصاویر بدون حجاب مجری زن سیما در شبکههای اجتماعی که در فضای عمومی خارج کشور مشغول تفریح بود صبح یکی از روزهای هفته قبل را به پرهیاهوترین صبحهای دنیای مجازی بدل کرد، در نخستین ساعات روز شوک اجتماعی بازخوردهای متعددی را به همراه آورد و در نهایت حتی فیلم توجیه این ماجرا هم نتوانست مانع ادامه دست به دست شدن تصاویر شود، اما نکته مهم برای حاشیهسازی به سبک و سیاق جریانات خاص زمانی خودنمایی کرد که گروهی این رویداد را منتسب به اجباری بودن حجاب و اخذ مواضع دوپهلو توسط افراد جامعه برای بالا رفتن از پلههای ترقی دانستند اما گروهی دیگر که روزی وی در زمره حامیانشان بود با انتشار متنهای بلندبالا از مردم خواستند چنین حرکاتی را قضاوت نکنند نمونه این متن را میتوان در لابلای نوشتههای محمدعلی ابطحی مسئول دفتر رئیس جمهور اصلاحات مشاهده کرد که از مردم دلسوزانه میخواهد قضاوت نکنند این موضوع تنها یادآور یک مثل قدیمی است که میگوید مرگ برای همسایه سزاوار است.

دستهای دیگر هم مانند علینژاد و همپالگیهایش کوشیدند ضمن تمجید از این حرکت وی را به نوعی قربانی سیاستهایی بدانند که منجر به دورویی شده است همه این موضوعات با یکدیگر دست به دست هم میدهد تا به اثبات ناکارآمدی الگوسازی فرهنگی با تمسک به خطای فردی دامن زده شود موضوعی که در بطن و عمق خود تنها یک حاشیه است رای گرفتن انگشت اتهام به سمت نظام در حوزه زنان نشانه رود، انگشتی که دولتیها و متولیان حوزه زن و خانواده آن را پاسخگو نبوده و گاهی حتی خودشان در زمین این بازیها تماشاگر و یا بازیکن و بازیگردان هستند و همین موضوع سبب بروز عارضه جنجال پشت جنجال در حوزه زنان میشود.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: