به‌روز شده در: ۳۰ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۴:۴۱
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۵۰۵۷
تاریخ انتشار: ۱۲ تير ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۶
تابوهایی که با عقده هنرمندان ادغام می‌شود؛
هرازگاهی با رونمایی از جشنواره‌های بین‌المللی فیلم شاهد انتشار و اکران فیلم‌های ضد ایرانی هستیم. فیلم‌هایی که صرفاً با نگاه تخریب گرایانه تولید و منتشر می‌شوند
زینب حیدری- هرازگاهی با رونمایی از جشنوارههای بینالمللی فیلم شاهد انتشار و اکران فیلمهای ضد ایرانی هستیم. فیلمهایی که صرفاً با نگاه تخریب گرایانه تولید و منتشر میشوند. البته قصه ما و فیلمهای ضد ایرانی، قصه امروز و دیروز نیست. میتوان گفت تقریباً بلافاصله پس از انقلاب اسلامی ایران در سال 1978، موجهای متعددی ازاینگونه فیلمها روی پرده رفت. هالیوود دراینبین با ساختن آثاری چون «آرگو»، «300»، «بدون دخترم هرگز» و... پیشتاز دشمنی با ایران است؛ اما چند وقتی است که با یک پدیده نسبتاً جدیدتر مواجه شدهایم: ساخت فیلمهای ضد ایرانی و ضد اسلامی توسط ایرانیان مقیم خارج از کشور. «تهران تابو» آخرین ورژن از این فیلمهاست.سال 2007، مرجانه ساتراپی، طراح و کاریکاتوریست متولد رشت که حالا فرانسوی شده، اقتباسی انیمیشنی از کتابهای مصور خودش «پرسپولیس» انجام داد و با این اثر پا به جشنواره بینالمللی فیلم کن گذاشت. ساخته ساتراپی، بهعنوان یکی از فیلمهای بخش مسابقه، نامزد نخل طلای مشهور فستیوال شد و درنهایت هم جایزه هیئت ژوری را به خود اختصاص داد. در همان زمان، سونی پیکچرز کلاسیک که در سالهای اخیر دایه مهربانتر از مادر فیلمهای ایرانی شده، پخش جهانی «پرسپولیس» را بر عهده گرفت و حتی توانست این اثر را نامزد اسکار بهترین انیمیشن سال هم بکند. هرچند سطح انیمیشن «رتاتویی» دیزنی و پیکسار آنقدر بالاتر بود که نگذاشت بهصورت طبیعی «پرسپولیس» برنده اسکار شود.

سیاه نمایی با تابو

دقیقاً 10 سال بعد، نوبت «تهران تابو» میشود که به جشنواره کن برود. هرچند این اثر آنقدر ضعیف بود که جایی در بخش رقابتی نداشته و به بخش جنبی هفته منتقدان تبعیدشده است. جایی که به فیلمهای اول و دوم کارگردانها اختصاص پیداکرده و اسپانسر جایزهاش هم یک شرکت تولید ماشینهای اسپرسوساز و وابسته به کمپانی نستله است. «تهران تابو» یک فیلم انیمیشنی دیگر است که به کارگردانی علی سوزنده از آلمان و با قصد بازنمایی تابوهای جنسی ایران بعد از انقلاب ساختهشده است. سوزنده که بیشتر بهعنوان انیماتور شناخته میشود با «تهران تابو» دومین تجربه خود درزمینه کارگردانی را به ثبت رسانده است. او قبلتر در سال 2010 انیماتور مستند «موج سبز» ساخته علی صمدی احدی، در حمایت از فتنه سال 1388 بوده و حالا در دومین تجربه کارگردانی، دوباره سراغ سیاه نمایی علیه کشور مادریش رفته است. با این تفاوت که این بار علی صمدی احدی، تهیهکننده اثر بهحساب میآید.

این فیلم محصول مشترک آلمان و اتریش است و در وین با بازیگران واقعی فیلمبرداری ولی بهصورت انیمیشن مونتاژ شده است. در این فیلم المیرا رفیعزاده، بلال یاسر، آرش مرندی، نگار ناصری و همینطور بازیگر شناختهشده سینمای ایران، زهرا امیرابراهیمی که ایران را ترک کرده است، بازی میکنند.

اعتراض همکیشان

هجمه «تهران تابو» علیه کشورمان آنقدر زیاد است که حتی صدای دبورا یانگ، منتقد معروف هالیوود ریپورتر که نسبتاً از فیلم خوشش آمده را هم درآورده است. یانگ در یادداشت مفصل خودش نوشته که هر صحنه فیلم، نکتهای سیاسی در مورد دین و سرکوبی سیاسی در زندگی خصوصی اشخاص در ایران دارد و این موضوع آنقدر زیاد است که گاهی فکر میکنیم فیلمساز فهرستی از قوانین سرکوبگرانه و هنجارهای اجتماعی داشته و باید همه را وارد اثرش میکرده است. جالب اینکه یانگ با کنایه به سینمای ایران در انتهای مطلبش مینویسد که باوجود همه اینها، «تهران تابو» چیزی ندارد که پیشتر در آثار فیلمسازان ایرانی ندیده باشیم! او با اشاره به فیلم «عصبانی نیستم!» نوشته که اعدام محکومان درملأعام را پیشتر در اثر رضا درمیشیان دیده و مواد مخدر و زن خیابانی هم که دیگر تبدیل به بخشی اساسی در فیلمهای سینمای اجتماعی شده است.

آتش جوابِ آتش

وقتی «پرسپولیس» در جشنواره بینالمللی فیلم کن اکران شد، معاون وقت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی نامهای به رایزن فرهنگی دولت فرانسه در ایران، اعتراض رسمی کشورمان را به نمایش این انیمیشن در فستیوال اعلام کرد؛ اما باگذشت یک دهه، نهتنها اتفاق خاصی نیفتاد، بلکه دیگر جشنوارههای دنیا هم به پخش فیلمهای ضد ایرانی رو آوردند. ساختهشدن فیلمهایی مثل «سنگسار ثریا میم.»، «دختری که شبها تنها به خانه میرود»، «زیر سایه»، «شرایط»، «رقصنده صحرا»، قسمت دوم فیلم «300»، «آرگو» و بیش از 10 فیلم دیگر از بعد سال 2007 و بردن جوایز متعدد توسط آنها از اسکار بهترین فیلم توسط «آرگو» بگیرید تا جوایز سطح پایین در جشنوارههای محلی- بهوضوح نشاندهنده این موضوع است که تاکتیک نامههای اعتراضآمیز جواب نداده و باید جواب محصول فرهنگی را با محصول فرهنگی داد.

و همچنان جبهه خالی خودمان

اوضاع وقتی بدتر میشود که تعداد فیلمهای ضد ایرانی یک دهه گذشته را با فیلمهای وطنپرستانه تولید کشورمان مقایسه کنیم. حتی فارغ از اکران جهانی چنین فیلمهایی، ما حتی برای مخاطب داخلی هم پاسخ قابل قبولی نداریم. در خبرها خواندیم که فیلم «کوروش» آقای مسعود جعفری جوزانی وارد پروسه تولیدشده است. این قطعاً خبر خوبی است اما با یک گلبهار نمیشود. وقتیکه دوربین کارگردانهای ما در کنج آپارتمانها و در دود کافیشاپها گیرکرده است و اصرار به ساخت آثار اجتماعی مخرب دارند هیچ اتفاق جدیای نمیافتد.

یکی از نکات تأملبرانگیز این است که عموماً با جامعه هنری مواجه هستیم که در برهههای مختلف فریاد وطنپرستی و ... گوش فلک را کر میکند اما در حوزه تولیداتشان از شعارهایشان خبری نیست.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: