به‌روز شده در: ۳۰ آبان ۱۳۹۶ - ۱۴:۴۸
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۴۹۳۴
تاریخ انتشار: ۲۹ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۷
اهدافی که در مغایرت جدی با مطالبات اصلی رهبر معظم انقلاب در حوزه زن و خانواده است و بدون تردید زنان مسلمان ایرانی نیز حضور خود در ورزشگاه‌ها را با در نظر گرفتن حقیقت وجودی آن خواستار نیستند و از کارگزاران دولت‌ها این انتظار رادارند که به‌جای پرداختن به موضوعات فرعی به مطالبات اصلی آن‌ها که منجر به حفظ کرامت انسانی‌شان می‌شود بپردازند و برای رسیدن به آن‌ها چاره‌اندیشی کنند و ذهن جامعه را دچار پروژه نسیان سیاسی برای پاسخگویی نکنند.
رضوانه باهری- بازی سیاسی، سیاست زدگی و کلماتی ازایندست چندان برای حوزه زنان غریب نیست؛ کلماتی که هر وقت به گوش میرسد به تعبیر دولت یازدهم نشان از دلواپسیهایی دارد که باید سرنخ آن را بهنوعی در فرار به جلوی دولتها از پاسخگویی جستجو کرد، بر همین اساس و بر مبنای یک نگاه کلی شاید بهجرات بتوان گفت شعارها و عملکردهای حوزه زنان در کشور ما که عمدتاً میبایست بر اساس نص صریح دین مبین اسلام باشد، عمدتاً دچار سیاست زدگی میشوند و با بررسی پیشینه دولتها میتوان به این حقیقت رسید که گاهی برخی از امور بهسرعت رنگ شعارهای روشنفکران غربی در حوزه زن و خانواده را به خود میگیرند و درست درزمانی که باید دغدغههای اصلی رفع شود، دغدغهای تازه بارنگی غیربومی و کاملاً بیگانه وارد میدان میشود، یکی از موضوعات فرعی که در خصوص زنان مطرح است، حضور آنها در ورزشگاهها در قالب تماشاگر بازیهای ورزشی است؛ طبیعتاً عنوان چنین مطلبی به معنای منع بانوان برای حضور در بطن ورزشهایی که میتوانند در آنها نقشآفرین باشند نیست؛ و آنها میتوانند رشتههای ورزشی را در حد قهرمانی دنبال کنند چنانچه بانوان مدالآور و افتخارآفرین در پیشانی کاروانهای ورزشی ایران بهخوبی درخشیدهاند، اما گاهی مسئله حضور زنان در ورزشگاه در دولتها تبدیل به یک موضوع کاملاً سیاسی میشود.

بررسی پیشینه این مسئله البته به سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بازمیگردد؛ سالهایی که بهواسطه محتوای سکولار حاکمیت، دغدغههای اصلی جامعه در حوزه زنان به برابری جنسی با تأثیرپذیری کامل از دیدگاههای غرب محصور میشد و زن در این دیدگاه تنها در حکم یک برده جنسی بهحساب میآمد. البته این بردگی در قالب واژههای نوی آنسوی آبی زرورق پیچ شده بود و بدین ترتیب ‌‌نهایت سوءاستفاده از قشر فریبخوردهای از زنان میشد؛ در همین دوران طیفی از زنان در ورزشگاهها حضور پیدا میکردند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و احیای تفکر دینی در جامعه، هم سو با دیدگاه حفظ کرامت و منزلت زن در اسلام، دیگر موضوع حضور زنان در ورزشگاه کاملاً بیمعنا به نظر میرسید این رویه تا سالهایی بعد از پیروزی انقلاب و بهواسطه درگیری نظامی دنیا با جمهوری اسلامی ایران کمتر دنبال میشد.

بعد از جنگ تحمیلی و در دههای که موسوم به دهه سازندگی بود، با در نظر گرفتن ظرفیت زنان در تصمیمسازی سیاسی، پای شعارهای زنانه به دنیای رجال سیاسی بیش از گذشته باز شد، یکی از این شعارها که در قالب خواستههای قشری از جامعه زنان خود را به رخ میکشید، مسئله حضور آنها در ورزشگاه بود که معمولاً با پررنگ جلوه دادن آن تلاش میشد موضوع را به شکل یک مطالبه عمومی از سوی جامعه زنان در رسانهها و افکار عمومی دنبال کنند.

در سالهای دهه هفتاد و هشتاد، این موضوع با درخواست طیفی از زنان برای دیدن بازیهای ورزشی بهویژه مسابقات فوتبال که در زمره یکی از ورزشهای مورد اقبال جهانی است، جدیتر شد و فشار کنفدراسیونهای ورزشی آسیایی و جهانی برای پایان دادن به این ممنوعیت، ابعاد تازهتری به این موضوع داد.

در‌‌ سالهای اصلاحات به دلیل رویکرد فمینیستی متولیان حوزه زن و خانواده در دولت، یک بخش از برابری جنسیتی زنان با مردان در قالب حضور آنها در ورزشگاهها دنبال شد. این مطالبه سازی بدلی در دولت نهم و دهم که با گفتمان مطلوب انقلاب در حوزه زن تا حدودی قرابت داشت هم دنبال شد و درنتیجه تلاشهای این دولتها منجر به شکلگیری کمپین دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاهها با شعار حق زن، نیمی از آزادی و کمپین روسری سفیدها شد؛ کمپینهایی که تلاش میکردند مطالبهای را که برخلاف نظر علمای و فقهای شیعه در جمهوری اسلامی ایران بود، درست و بهحق جلوه دهند و از این راه زنان ایرانی را زنانی منزوی و برخلاف آنچه درواقع وجود داشت نشان بدهند. با پایان یافتن کار دولت دهم و روی کارآمدن دولت اعتدال و امید که از روزهای نخست با سرمایهگذاری بر روی شعارهای زنانه و حل مشکلات این حوزه در مناظرات و نشستهای انتخاباتی روی کارآمد، این موضوع ابتدا بدون سروصدا و جنجال پیش رفت و سپس در خیزشی نرم خود را بهصورت یک مطالبهای متفاوتتر ازآنچه در سه دولت بود قبل نشان داد. اظهارنظرهایی نظیر برگزاری همهپرسی زنانه برای حضور زنان در ورزشگاه صورت تازهای از حل این ماجرا به شکل بهاصطلاح اعتدال محور آن بود؛ که از یکسو شدت اهمیت این موضوع برای دولت را نشان میداد و از سوی دیگر تلاش دولت برای مشروع جلوه دادن این موضوع از طریق رفراندوم را به نمایش عمومی میگذارد و در آستانه شروع به کار دولت دوازدهم که شعارهایش رنگوبوی جنسیتی بیشتری دارد در سکوت دولت جریانی درصدد مطالبه سازی بدلی از حضور زنان در ورزشگاه است و اوج آن با بازیهای والیبال به نمایش گذاشته شد اما آنچه مسلم است این حقیقت است که حضور زنان در ورزشگاه از ابتدای انقلاب تا امروز تنها یک ژست سیاسی است؛ ژستی که میتواند در مقاطعی چون انتخابات برای دولتها و روسای آن رأی آور باشد؛ در پس پرده آن اهدافی دیگر دنبال شود. اهدافی که در مغایرت جدی با مطالبات اصلی رهبر معظم انقلاب در حوزه زن و خانواده است و بدون تردید زنان مسلمان ایرانی نیز حضور خود در ورزشگاهها را با در نظر گرفتن حقیقت وجودی آن خواستار نیستند و از کارگزاران دولتها این انتظار رادارند که بهجای پرداختن به موضوعات فرعی به مطالبات اصلی آنها که منجر به حفظ کرامت انسانیشان میشود بپردازند و برای رسیدن به آنها چارهاندیشی کنند و ذهن جامعه را دچار پروژه نسیان سیاسی برای پاسخگویی نکنند.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: