logo
کد خبر: ۲۴۵۳۸
تاریخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۷
سیدمصطفی میرسلیم:
برای سپردن یک بچه به مهدکودک، باید هزینه های گزافی را پرداخت. چرا ما این هزینه را به زن ندهیم که او خود از فرزندش مراقبت کند؟ ارزشش به مراتب بیشتر از تربیت در مهدکودک است. من اگر به رستوران بروم باید هزینه کنم چرا نباید بابت خوراکی که کدبانوی خانه با عشق می پزد قدردانی نکرد؟ این که بسیار عالی است چرا دقت نمیکنیم. فرهنگ رایج ما این نیست
مهندس میرسلیم در دیدار بانوان فعال حوزه زنان تعریفی از اهمیت های این حوزه بیان کرد.

به گزارش هفته نامه شما، مهندس میرسلیم در خصوص ارزش و جایگاه زن در خانواده که یکی از حضار به آن اشاره کرده بود، گفت: ما متاسفانه هنوز سنت های تحقیر زنان را در روستاها و شهرهای کوچک داریم و این اثر تربیتی بر روی زن دارد. باید توجه داشته باشیم که در خانواده ای که بستر لازم برای رشد زنان وجود ندارد، نباید توقع شکوفایی داشت. اسلام به زن شخصیت داد و شخص پیامبر با شکستن سنت های باطل در بحث زنان به او ارج نهاد اما در دوران ما پس از 14 قرن زنان هنوز مهجورند. رها کردن زنان و دختران و در نظر نگرفتن قابلیت های فطری شان در تحصیلات دانشگاهی از مباحث مهمی است که حائز اهمیت است که جامعه اسلامی متاسفانه اینگونه تخصصی به آن نپرداخته است. از نگاه من اگرچه توفیقات خوبی به لحاظ کمی به دست آمده و نرخ
بی سوادی بانوان کاهش یافته است و تقریبا با آقایان یکسان است اما در سطح تحصیلات عالیه می بینیم که دختران ما حتی نسبت به پسران 60 به 40 است. این به لحاظ کمّی خوب است اما بحث ما اکنون کیفیّت است. یعنی ببینیم آیا تحصیلاتی که انجام شده و یا می خواهد انجام شود، در شان او و متناسب با ظرفیت های او هست یا نه؟ موضوع بعدی موضوع اشتغال است و گره های ما هم وجود دارد. ما به ازدواج آسان و تشکیل خانواده به عنوان دو مقوله مختلف معتقدیم و سرفصل مدیریت خانه و خانواده نکاتی است که باید مدّ نظر قرار گرفته شود تا این تلاقی زن و خانواده به نحو مطلوب پاسخ داده شود.

وی معتقد است وقتی صحبت از بسیج می شود، منظور ما به جنبه کارمندی نیست و فعالیت اداری و حقوق بگیری تلقی نمی شود، بلکه فعالیتی است که انگیزه آن مبتنی بر شناخت است. تقلای بدون شناخت معمولا ضررش بیش از فوائدش است؛ فلذا شناخت درهر حرکتی بسیار مهم است. مبنای فعالیت و حرکت در بسیج یک عاطفه، عشق و محبت است. باید این روحیه در بسیج باشد. وجه تمایز امور رایج در بسیج با سایر نهادها و سازمانها در این است که فعالیت در آن بر اساس علاقه باطنی و تلاطم قلبی است. بسیج در تب و تاب برای پاسخ به ندای قلبی اش است. این است معنای بسیج. اگر این باشد بسیج در هر دوره ای شکل خاص خودش را داد. بسیج در اوائل انقلاب که به دستور امام تشکیل شد، پر از شور و هیجان بود. بسیج امروز وضع دیگری دارد. شناخت و عشق به خدمت بسیار اهمیت دارد. در بسیج اصول، مبانی و رویکردها ممکن است یکی باشد اما اشکال آن در دوره های مختلف فرق می کند که اگر اینگونه نباشد؛ به رکود کشیده می شود و از بین می رود. بسیج، بسیج دوران است. از اقتضائات بسیج در امروز این است که متفاوت با دیروزش در شکل اما یکسان با آن در رویکرد، اصول و مبانی باشد. با این اوصاف باید بسیج برای حل مسائل مختلف راه حل ارائه کند و سازماندهی که باید در آن انجام شود این است که افرد باید اقداماتی را با شناخت و به صورت گروهی انجام بدهند که قطعا نیازمند سازماندهی است.

مهندس میرسلیم در پاسخ به داشتن برنامه برای استفاده حداکثری از ظرفیت بسیج در امور اجرایی افزود: دو نوع اقدام متصور است. نوع اول اقدام ابلاغی است بدین معنا که دولت درک می کند که با بنیه اداری خودش نمی تواند از پس برخی از مسائل بر آید. پس باید به مردم مراجعه کند. مراجعه به مردم موفق نمی شود مگر اینکه دارای سازماندهی باشد. افراد متفرق به هیچ وجه جوابگو نیست. پس موضوعی را که دولت کشف کرده است و می خواهد انجام بشود را به سازمان بسیج عرضه می کند و از نیروهایی که در بسیج حضور دارند به صورت تخصصی و در حوزه ای خاص دعوت می کند تا در چارچوب سازمانی به آن پرداخته شود. این راه حل ابلاغی دولت در مواجهه با ظرفیت بسیج است. دومین دسته "اقدامات خودجوش” هستند. همین افرادی که در سازمان هستند آیا به این محدود می شوند که باید بنشینند تا زمان دریافت ابلاغ برسد و یا اینکه می توانند اقداماتی را به صورت خودجوش انجام دهند؟ باید درک کرد که بسیجیان بیشتر از همه آشنای به درد هستند و ممکن است راه حل های بسیار خوبی را برای مشکلات جامعه ارائه دهند که ممکن است قویتر، جاافتاده تر و بهتر از آن چیزی باشد که دولت ابلاغ می کند. پس باید قدر دانسته شود. پس اگر در سازمان بسیج ما بخش "پویش” و "پژوهش” را داشته باشیم و از ظرفیت افرادی که برنامه و راه حل برای حل مشکلات دارند، استفاده کرد. دولت نه تنها بایداز طریق مالی و ادارای از طرح های خودجوش بسیج حمایت کند بلکه در ایجاد روحیه بسیجی نزد کارمندان، روحیه بسیجی را نصب العین دیگران قرار بدهد.

مهندس میرسلیم در پاسخ استفاده از ظرفیت نیروهای خلاق و توانمند در مدارس و دانشگاهها در بخش "تحول در علوم انسانی” اظهار داشت: دولت ها باید ظرفیت توانمند و موثر بسیج را در دل خودشان قبول کنند. دولتی که می خواهد روال عادی و کارمندی پیش برود، مطلوب دولت تراز انقلاب نیست. دولت باید ظرفیتی را برای بسیج قائل شود که از افرادی که دغدغه، برنامه عملیاتی واجرایی برای مسائل دارند، استفاده کند. با
بهره گیری از ظرفیت بسیج، اشکالات و نواقص شبکه کارمندی مرتفع می شود. باید بپذیریم که بسیج می تواند برنامه های کلان را عرضه کند زیرا دارای بنیه هست و افراد مخلص اهل کار جدی در آن فعالیت می کنند.

میرسلیم در پاسخ به سوال رویکردهای متفاوت دولت های مختلف نسبت به سیاست های مربوط به زنان گفت در جمهوری اسلامی مسائل مربوط به زنان آسیب شناسی انجام شده است البته نه به صورت کامل. در این زمینه شورای فرهنگی زنان اقدامات خوبی را انجام داده است اما باید تکمیل بشود. اما آنچه که اهمیت دارد سلیقه ای بودن رویکردها در دولت های مختلف است. از نگاه ما به گونه ای باید امور را تعدیل کنیم که با آمدن دولت های جدید رویکردمان نسبت به امور زنان تغییر نکند. در قانون اساسی ما سیاست های کلی را در مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی و مقام معظم رهبری ابلاغ می کنند و باید ابلاغیه هایی باشد که دستخوش تغییرات دولت ها نشود. در حوزه خانواده خوشبختانه بطور خاص و در خصوص جمعیت بطور عام تحت عناوین سیاست های کلی پرداخته شده، تبیین و ابلاغ شده است. در ابتدا بسیار عالی و قابل تمجید بود اما پس از دو هفته فروکش کرد یعنی در اجرا با مشکل روبه رو شدیم و اکنون اثری از آن دیده نمی شود. در سال 95 سیاست های جدید ابلاغ شده و به نظر می رسد که صحیح باشد، اما چون رویکرد دولت مبتنی بر رویکردهای مصوب نبوده، هیچ کدام از سیاست ها از جمله موضوع خانواده پیگیری نشد. فلذا بنده معتقدم اگر با سازماندهی مناسبی بر مبنای این سیاست ها اقدام کرد می توان بر مسائل فائق آمد. اگرچه تعریف دقیقی از خانواده، جایگاه و نگاه به آن در اسلام و دیگر ملل شرقی و غربی و بینش کنونی حاکم برآن آمده است و همه اینها به طور مفصل بررسی و آسیب شناسی شده است اما باید گفت که تقریبا سیاست های ما در بخش خانواده بسیار متفاوت با سیاست های دیگر کشورهاست؛ فلذا پاسخ شما روشن است و باید سازماندهی دقیقی انجام شود و به شقوق دیگری تبدیل می شود که دارای 16 سرفصل است و به طور دقیق به این موضوع پرداخته است. منتهای مراتب مبنای اصلی در سیاست کلی ما خانواده به عنوان یک سنگ بناست و جامعه را مبتنی بر نظام خانواده و زمینه ساز رشد و تعالی بشر می دانیم. خانواده پشتوانه سلامتی، بالندگی، اقتدار و اعتلای معنوی کشور است و اینها سمت و سویی است که ما بر اساس آن می خواهیم برای خانواده برنامه ریزی کنیم.

وی با اشاره به وظیفه و عملکرد دولت در حوزه زنان، افزود:در حوزه دولت یک معاونت یا سازمان هست و برای خود اقداماتی انجام می دهد اما مجلس نمی تواند نظارت داشته باشد و رئیس جمهور و نهادهای مدنی هم توسط دولت خریداری شده اند، اصلی ترین چیزی که عملا الان زن و خانواده با آن مواجه است، عدم هماهنگی و عدم تعادل است. به این معنا که از طرف جریانات مختلف مطالباتی می آید که به کف جامعه کشیده می شوند که سیستم به آنها جواب نمی دهد و نتیجه آن می شود سرخوردگی نسل جوان و به تبع نتیجه این می شود که زن جوان جامعه توان پاسخگویی را ندارد. مثلا زن باید ورزش کند اما کاری با نوع و کیفیت آن ندارد؛ فلذا عدم تعادل هست. دولت باید در چه بدنه نظارتی را داشته باشد؟ رهبری نهاد فراقوه ای را برای حل این مشکلات مطرح کرده اند که کلا توسط دولت ها کنار گذاشته شده است. باید چهکار کنیم که همه نهادها و سازمان های مرتبط با امور زنان و خانواده جزیزه ای کار نکنند و هماهنگ عمل کنند؟ چگونه می شود به آن سامان داد؟ این آن موضوعی است که باید به آن پرداخته شود.

وی ادامه داد:قدم اول آسیب شناسی است و قدم دوم این است که آیا سیاست مناسب تشخیص داده شده است یا نه و قدم سوم وارد سازماندهی و فعالیت شدن است. در اینجا می خواهم بگویم که "دادن ساختار مستقل برای حل یک مسئله همواره موثرترین راه نیست” اگر این نیست چهکار کرد؟ باید نهاد و ساختارهای موجود را فعال کرد تا نسبت به مطالبات مربوط به مسائل فرهنگی زنان پاسخگو باشند. دادگاه خانواده در خصوص امور قضایی هست اما درست کار نمی کند. برخی اقدامات انجام می شود ولی برای بهبود وضع خانواده باید در قالب سازمان و دولت موجود به آن پرداخته شود. اعتقاد دارم که ساختار موجود خودش را باید احیاء کند. بهتر است در قالب سازمان و ساختارهای موجود آسیبشناسی بکنیم و چاره جویی شود و راه حل ارائه دهیم و روحیه بسیجی و جهادی را به دولت تزریق کنیم تا آنها اقدام به موقع انجام دهند. تجربه دیگر کشورها که آمده اند وزیر بانوان درست کرده اند و...نشان می دهد که این ساختار موفق نبوده است. پس باید در دل ساختار موجود روحیه ویژه ای که فارغ از روحیه کارمندی رایج است، ایجاد شود. نموداری را مشخص کرد و از آنان بخواهیم که بهترین کار را برای بانوان انجام دهیم. برخی از مشاغل زنان جنبه رویکردی دارد نه ساختاری.

مهندس میرسلیم در پاسخ به سوالیدرباره اصلاحات ساختاری در کرسی های موجود که در سطوح مختلفی به بحث زنان می پردازند، تصریح کرد: وزارتخانه ها، مشاور و معاون امور زنان دارند. این مشاور را وزیر تعیین می کند و معاون امور زنان رئیس جمهور را شخص رئیس جمهور تعیین می کند. ما شاهد هستیم که معاون امور زنان در وزارتخانه ها اقدام جدی ندارد و معاون رئیس جمهور هم عملا کار خودش را می کند؛ فلذا بایدها را رعایت نمی کنند. دولت مسئله خودش نمی داند که به این امور رسیدگی کند. آنجایی که نقطه اصلی برقراری هماهنگی این معاونت هاست باید وارد عمل شود. طرف تلاشش بر افزایش قدرت دولت است نه اینکه بروند و مشکلات را حل کنند. به جای اینکه پست وزارت زنان وجود داشته و فعال باشد، خانم مولاوردی آن را حذف کرد. عملا مخالف همه ادعاها و توجیه گر دولت است. ما هدف مان این است که طرح ها در همه دولت ها ثابت باشد و با آمد و شد دولت ها مسائل زن و خانواده تغییر نکند. به باور میرسلیم بینش عرفی گرا در جامعه هست که اینگونه است و متاسفانه نگاه موثری هم هست. نکته اصلی آن است که دید آیا رئیس جمهور خود به این مسائل معتقد است یانه. فلذا بهترین راهکار این است که همه نهادها و بخش هایی که قطعا همگی مربوط به بخش زنان هستند، باید با مقام بالادستی ارتباط داشته باشند و با توجه به بخش مربوطه اصلاحات و نظارت های متناسب با آن را اعمال کنند. بنده در دولت های گذشته ندیده ایم که اینگونه پیگیری شود ولی معتقدم که این باید انجام شود. بنده زمانی که دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی بودم، ایدههایی بود اما چون اعتقادی به آن از طرف مسئولان وجود نداشت، اهتمام هم نیامد؛ فلذا رکود ایجاد شد. پس اگر رئیس دولت به آن معتقد باشد از همه پتانسیلش استفاده می کند تا بررسی های لازم انجام شود و در دل دولت به منحصه ظهور و اجرا برسد.

وی ادامه داد:موضوع زنان موضوعی خاص هست و جریان های سیاسی مختلف نگاههای متفاوتی به آن دارند، ولی راه حل مشرف به مسئله ای وجود ندارد و صندلی های ضعیف و لاغری که در سازمان ها و نهادها به زنان داده می شود، قدرت پیاده کردن این سیاست ها را ندارند. یکی از موثرترین راه حل های موجود، ایجاد هماهنگی بین همه جریان ها و نیروهای مدنی و تشکل های اجتماعی است که رسانه ها هم وارد عمل نشدند؛ فلذا مسئله باقی ماند. زنانی که در پست ها نشسته اند باید امکاناتی به آنان داده شود که بانوان جامعه را بتوانند مجاب کنند. ما عملا می بینیم که اپوزیسیون به راحتی کمپین می زند و خود را خودی نشان می دهد اما جریان ارزشی و دولتی هیچ اقدام جدی انجام نمی دهد. در حوزه زنان از این موضوع نباید غافل شد زیرا زن بسیار در سیاست های جامعه موثر است. پس باید برای زنان "صدا” ایجاد کرد البته در بخش مدنی نه دولتی. مولاوردی حرف هایش را می زند که بقیه شرایط مشابهی را ندارند. تا زمانی که زنان در جامعه هستند و حضور دارند جامعه آسیب نمیبیند و عموما زنان فعال و مدافع حقوق زنان در رسانه ها نیستند فلذا این امکانات باید به آنها داده شود که جایگاه نظارتی آنان بر سیستم وجود داشته باشد و موثر واقع بشود. چون به لحاظ اسلامی امربه معروف و نهی از منکر بر خود سیستم هم باید باشد. راههای جدیدی که بیشتر نظارتی است باید اعمال شود که البته این امر به کمک بخش حوزه زنان است.

به باور میرسلیم در خصوص نهادهای مدنی باید گفت که وجودشان الزامی است ولی باید از یک آسیب جدی پرهیز کنیم و آن افتادن در یک چاهی بزرگ به نام زن گرایی است. اگر قرار باشد که ما گرفتار مشکلات زن گرایانه بشویم، نمی توانیم از پس مشکلات بر بیائیم. مسئله زنان خیلی جدی است اما نباید لزوما یک زن این مسائل را پیگیری کند. خیلی از مسائل دیگر هم هست که مسائل اجتماعی است و لزوما نباید مرد بالای سرشان باشد و...پس باید از زن گرایانه دوری کرد و کسی که قدرت دارد باید بر منصب بنشیند نه کسی که صرفا مرد است یا زن.

مهندس میرسلیم در پاسخ به برنامه های دولت دوازدهم برای بهبود وضعیت اقتصادی جامعه افزود: در خصوص اقتصاد توجه داشته باشیم که وضع اقتصادی از طاغوت وابستگی شدیدی داشته است و بعد از انقلاب کوشش کرده ایم که از وابستگی خارج شویم. در زمینه هایی موفق و در زمینه هایی کمتر موفق بوده ایم. در جاهایی که جلوتر از رقبابودهایم چون رویکرد و برنامه ریزی و طراحی مان نامناسب بوده است به مراتب از ما جلو زده اند. برخی از آن بر می گردد به بینش و فضای کسب و کار و قوانینی که وجود دارد. در خصوص بینش آنچه رهبری در خصوص اقتصاد مقاومتی فرمود، باید عملیاتی شود. اگر ما نتوانیم این بینش را کسب کنیم، به هیچ نتیجه ای نمی رسیم. به عنوان مثال وقتی صحبت از برون گرائی می کنیم به معنی وارد کردن جنس از خارج نیست بلکه منظور این است که در بیرون از کشور ما چه پیشرفتی به دست آمده. کدامیک به ما نزدیک تر است تا از آن بهره ببریم و این یعنی بهره برداری از فکر دیگران. برون گرائی مدّ نظر ما به این مفهوم است. با توجه به اینکه سایر انسانها هم در حال فکرند پس باید با آنها تعامل باشد و حاصل فکرهای آنها را به کشور تزریق کنیم. بد نباید بفهمیم. در خصوص درون زایی هم منظور ما اینست که چقدر قابلیت داریم که شکوفا نشده است که اگر به شکوفایی برسد چه بسا مناسب تر از آن باشد که کالای مورد نیاز را وارد می کنیم. پس اگر می گوییم درون زایی یعنی ما خودمان بتوانیم با مجموعه ای از شناخت ها به تولید ملی دست پیدا کنیم. برای رسیدن به تولید ملی در اقتصاد باید اولا نیاز خود را تشخیص داد که امروزه دو نوع نیاز شده است: 1-نیاز واقعی و 2-نیاز تصنعی. نیاز تصنعی آن است که وارد می شود و به ما تحمیل می شود و برای آن تبلیغ صورت می گیرد. نیاز واقعی آن است که میخواهد انسان به پیشرفت و کمال برسد. ممکن است در گامهای نخست مورد مصرف تولید ملی فقط برای خود ما باشد اما در دراز مدت و با اشعه فرهنگ ما بشود حتی صادرش کرد. پس بر مبنای شناخت نیاز مبادرت به طراحی بورزیم و پس از آن به ساخت که باید از صنایع کمتر پیشرفت یافته استفاده کنیم و از پتانسیل نیروی انسانی مان به بهترین شکل بهره ببریم. پس فقط به صنعت توجه نکنیم بلکه نیروی انسانی توانمند هم بسیار مهم است که در مواقع کمبود بتواند به نحو احسن اقدام کند.

نماینده حزب مؤتلفه در انتخابات ریاست جمهوری در پاسخ به چرایی عدم بسترسازی لازم برای به کار گرفتن نیروهای متخصص و توانمند جوان و نوجوان ایرانی افزود: بخشی از مسائل نخبگان به قوانین و مقررات برمی گردد. قوانین اشکالاتی دارد که مانع شکوفایی کسب و کار می شود. اینگونه که ما کار می کنیم به ضرر جامعه کارگری است و قوانین مالیاتی ما اشکالات متعدد دارد و روش های آن نیاز به اصلاحات دارد. در تامین اجتماعی هم به شکل زورگویانه ای این امر در حال پیش رفتن است که مانع کارآفرینی می شود که باید به کمک مجلس شورای اسلامی پیش برود که البته این بسیار ضروری است. یک قدم مهم دیگری که باید برداشته شود اصلاح وضع کارمندی کشور است. کارمند یعنی مجری منویات دولت. اطلاعاتی که توسط سازمان ها به دست می آید باید در دسترس همگان باشد که متاسفانه کارمندان اینگونه تلقی نمی کنند و حس مالکیت نسبت به آن دارند. آنها باید به سادگی و با اخلاص متقاضی را متقاعد کنند. این فساد اداری ایجاد می کند. دولت و کارمند اداری باید در خدمت واقعی مردم قرار بگیرند. کسی که به اداره و دولت مراجعه بکند، باید چاره دار بیرون بیاید حال آنکه در حال حاضر برعکس است و به جای اینکه پاسخی دریافت کند، با کلی مسئله و مشکل جدیدتر بیرون می آید. به نظر بنده باید یک انقلاب در وضع کنونی کارمندی شکل بگیرد وگرنه دلزدگی ایجاد می شود. فضای کسب و کار در کشورهای پیشرفته را ببینیم و حسنات آن را در ساختار دولتی خودمان پیاده کنیم. ما باید کارمندانی را تربیت کنیم که وظیفه خود را خدمت رسانی به خلق بدانند. نکته سوم انشاء الله هر بخش که وظیفه ای به آن محول می شود باید وظیفه خودش بداند که دو کار را انجام دهد 1-در را باز کند برای جلب دانشجویانی که پایان نامه و کارآموزی دارند. باید به طور جدی از آنان حمایت کرد. یعنی جوان بیاید در این بنگاه خدمت کند و استعدادش را شکوفا کند و آن کارفرما ببیند ویژگی های لازم را در کارآموز می بیند که بخواهد او را به خدمت بگیرد. متاسفانه کارآموزی ما سرسری گرفته می شود پایان نامه ها هم همین است. اگر با این اوصاف پیش برویم هیچ دردی از جامعه ما در بخش های صنعت، کشاورزی، پزشکی و..حل نمی شود و اضافه می کنم پس از رشد باید بخش خصوصی زایندگی داشته باشد و نیروی تربیت یافته اش را به سوی کار مولد هدایت کند که خودش کارفرما بشود و گام های توسعه دیگری را برای کشور بردارد. پس بخش خصوصی نباید انحصارطلب باشد و البته باید پشتیبانی لازم را از کارفرمایان جدید هم داشته باشد. ما عملا اثبات کردیم که می توانیم جوانان مستعد را به کار بگیریم به پشتوانه اطلاعات خوبی که دارند و تجربه بهتری که می اندوزند. همه این گامها باید با هم پیش برود تا به غایت برسیم.

مهندس میرسلیم در خصوص نظام ساختارمند اشتغال زنان گفت: اشتغال زنان را باید با تفکر، فیزیولوژی و توان زنان بررسی کرد چون ابعاد فرهنگی-اجتماعی دارد. نیاز هست برنامه مدون برای آن داشته باشیم. بالاترین میزان تراکم اشتغال زنان در حوزه خدمات هست. با توجه به این مسئله توانمندی زنان در اشتغال پایدار بسیار حائز اهمیت است. زمینه های اشتغال در کشور ما یا جنبه صنعتی دارد و یا حنبه کشاورزی دارد که اینها تقریبا به طور سنتی روشن است اگرچه باید آسیب شناسی شود و پیگیری شود.

وی با توجه به اهمیت و استفاده از فضای مجازی گفت:ما باید به فضای مجازی تسلط پیدا کنیم چون مطلوب امروز ماست. این اقدامات بسیار انجام شدنی هستند و ضرورتی ندارد که در خارج از منزل انجام بگیرد. زن می تواند در داخل خانه انجام دهد و حرمت او نیز حفظ شود. پس از این منظر به مسئله شغل باید اهمیت بدهیم. مسئله شاغل برمی گردد به امکاناتی که برای تحصیل هست. انطباقی بین این دو وجود ندارد و باید بازتعریف داشته باشیم. برای فعالیت های مختلف باید کارآموز و روش های آموزشی تغییر یابد تا فرد متخصص تربیت شود نه صرفا یک شخصیت علمی باشد و باید به تحول برسیم. ایران ما با مجموعه زیادی از قابلیت ها که دارد اگر وارد عرصه کار شود باز هم نیرو کم می آورد. ما برای بارور کردن مجموعه قابلیت هایمان در کشور نیروی انسانی مازاد نداریم که بخواهیم آنان را به کشورهای دیگری بفرستیم بلکه باید مهاجر پذیر باشیم. ما 60 هزار تپه باستانی داریم که اگر بازسازی شوند تبدیل می شوند به جلوه ای از جلوه های بی بدیل ثبت شده ای که جذب گردشگر کند. ما به دلیل عدم نیروی کارآمد این گنجینه ها را زیر خاک نهان کرده ایم. ایرانگردی بسیار اشتغالزاست. ترابری، گردشگری، رفاهی و تفریحی و..بسیار اشتغالزاست. درآمد ما از قبل جهانگردی می تواند بیشتر از درآمد نفتی ما باشد. اینها زمینه های کار هستند که باید شناسایی شوند. اگر توانستیم از نیازهای عمومی بگذریم، به شکوفایی میرسیم. اگر اختصاصی بانوان را در نظر بگیریم. آنچه خدا در نهاد خانواده نهاده است در هیچ جای دیگر دست یافتنی نیست. ما برای تربیت انسان ها باید از دامن مادران شروع کنیم اگر به کار مهم انسان پروری اصالت بدهیم، آنگاه می توانیم جامعه را به سرمنزل مقصود هدایت کنیم. باید فطرت انسانها را در نظر گرفت. هر شغلی برای هر شاغلی مناسب نیست شغل هایی هستند بسیار مهم که زیرساخت بقیه شغل ها را ایجاد می کنند و آن اساس تربیت است که از خانواده شکل می گیرد و هیچ کس نمی تواند جایگزین آن شود. تمام سرنوشت نیروی انسانی قبل از شش سالگی تعیین می شود و این وظیفه فقط از یک مادر نمونه برمی آید.

مهندس میرسلیم در خصوص سرعت کند اقتصاد ایران که به عدم تعادل ساختاری برمی گردد، گفت: ما در بخش سخت افزاری ضرورتی ندارد که از نیروی کار خانم استفاده شود ولی در بخش نرم افزاری مانند بخش آزمایشگاه و بخش نظارتی و..می شود به بهترین شکل از بانوانی که غالبا از دقت بالایی برخوردارند، بهره ها جست. فلذا کارهای پژوهشی کارهای پراهمیتی برای بانوان هستند که باید مورد توجه قرار بگیرند. ما در بخش نرم افزاری می توانیم موجبات رشد مساعدی را برای بانوان ایجاد کنیم و از تولیدات علمی و پژوهشی آنان در بخش های مختلف سخت افزاری بهره ببریم. البته ما یک نکته باید مراعات کنیم و اگر بخواهیم انحراف پدید نیاد بین خانم ها و آقایان، باید به مسائل انحرافی در محیط کار دقت کنیم که پدیدار نشود. محیط کار قواعد کار را دارد و نباید مسائل جنسیتی در مسائل اجتماعی آمیخته شود. اینکه زن نباید مجبور شود برای امرار معاش به خارج از خانه برود، نکته مهم و اساسی است ضمن اینکه باید از استعدادهای زنان به بهترین نحو ممکن استفاده شود خصوصا در امور غیر موظف. حضور زنان در خانه با راهکارهای مطلوب می تواند بسیار راهگشا باشد.

مهندس میرسلیم در خصوص سوال مطروحه در خصوص ضرورت قانونی برای دادن مقرری به زنان توسط همسران شان علاوه بر نفقه افزود: ما در نظر داشته باشیم که برای سپردن یک بچه به مهدکودک، باید هزینه های گزافی را پرداخت. چرا ما این هزینه را به زن ندهیم که او خود از فرزندش مراقبت کند؟ ارزشش به مراتب بیشتر از تربیت در مهدکودک است. من اگر به رستوران بروم باید هزینه کنم چرا نباید بابت خوراکی که کدبانوی خانه با عشق می پزد قدردانی نکرد؟ این که بسیار عالی است چرا دقت نمیکنیم. فرهنگ رایج ما این نیست. اینجا دارد ظلم صورت می گیرد. این باید با مراقبت زیاد مطرح شود اگر توجه نداشته باشیم و بی گدار به آب بزنیم مسائل دیگری پیش می آید و نگاه مرد به زن نگاه کارگر خانه نشود. و این کار مستلزم یک کمیته تخصصی با برنامه ریزی دقیق است ولی ضرورت دارد که باید انجام شود.

نامزد حزب مؤتلفه اسلامی در انتخابات ریاست جمهوری در خصوص عدم انگیزه و عدم اعتماد رای اولی ها به شعارهای انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری که توسط یک بانوی رای اولی مطرح شد، تصریح کرد: من میرسلیم طی 48 سالی که خدمت کرده ام اگر نگویم همه اش باید بگویم اغلبش خدمت به جوانان بوده است که غالب آن یا آموزش به جوانان، یا انتقال تجارب و یا استخدام آنان بوده است. اغلب دانشجوهای من قبل از فارغالتحصیلی شاغل می شوند برای ورود به صحنه فعالیت اجتماعی. پس می دانم در مورد چی صحبت می کنم. من شعار نمی دهم بلکه شرح عملیات می کنم. حق با شماست جوان یک آینه پاک است که در آن عدم صداقت خیلی زود ظاهر می شود. خوب می فهمند چه کسی کلک می زند و منافعی ندارند. بعضی وقتا فرد به خاطر منافع ممکن است سیاسی عمل کند اما جوان مخصوصا رای اولی با صفای دل صداقت را از دروغ باز می شناسد. پس خوب می تواند امربه معروف و نهی از منکر کند و انتقاد جدی وارد کند. صداقت با سخنرانی قابل اغماض نیست.همه می دانند که فلانی نمره فروش نیست با اینکه از نمره کم شان راضی اند. صداقت را دانشجویان و دانش آموزان تشخیص میدهند. باید بدانیم وقتی که می گوییم تو نورانی کن ظاهر و باطن ما را، با عبادت درست و باطن انسان وقتی است که نیتش درست باشد. صدمه ما خیلی زیادتر از آن است که تصور کنیم. همین که شما می گویی رای اولی هستی و اعتماد نمی کنی که رای بدهی، یعنی ترویج فرافکنی برخی از سیاسیون اثرگذار بوده است و عدم صداقت را دیده اید.

مهندس میرسلیم در خصوص دغدغه های رهبری در خصوص ضرورت افزایش جمعیت گفت: دغدغه رهبری رشد جمعیت نیست بلکه آنچه مطلوب ایشان است نرخ رشد جمعیت است. افزایش جمعیت ما در برخی از مناطق به لحاظ امنیتی کاملا ضروری است. به عنوان مثال استان سیستان خارج از سکنه شده است و کسی نیست که حفاظت کند. خود مردم پاسدار هستند ولی نیروی انتظامی یار آنهاست. استقرار جمعیت امر مهمی است که به لحاظ آمایشی حائز اهمیت است. اما بحثی داریم در کل خانواده. ما شاهد خانواده های تک فرزند و یا بی فرزند و یا نهایتا سه فرزند دارند. در قدیم ما شاهد بودیم که خانم ها تعداد فرزند بیشتری را پرورش می دادند. وقتی این خانم در خانه بیکار است، چه باید بکند!؟ باید به بطالت بگذراند و یا اصالت به خارج از خانه بدهد نرخ رشد جمعیت ما نتواند اندازه مناسب داشته باشد، مسئله ساز است. نرخ رشد جمعیت باید 1/2 باشد که این هم نیروی جوان را در صحنه نگه میدارد که از لحاظ تامین اجتماعی با مشکل مواجه نشویم چون افرای که مسن هستند باید بازنشسته شوند و از سوی دیگر نیروی کاری که باید حقوق انها را تامین کند، نداریم. جامعه به مشکل برمی خوریم. اینها در سیاست جمعیتی هست. ما اعتقادی به افزایش نرخ جمعیت به هرقیمتی نیستیم بلکه ما به کرامت انسانی معتقدیم یعنی پرورش در منزلی که فضای بالندگی داشته باشد. اگر آن شود درست است. با فحشا که قابل قبول نیست باری ما مانند کشورهای غربی. سیاست خانواده با سیاست جمعیتی گره خورده است و اگر می خواهیم جمعیت ما ارتقا پیدا کند باید در قالب بهبود وضع خانواده ارتقا پیدا کند . این مسیر درست پرورش فرزند ونسل است. خارج از این راه بیراهه است. نقاطی که گفتم نداشتن جمعیت ما را با مشکلات زیادی روبهرو می کند. ما حتما باید درصدد باشیم رشد جمعیت در مناطق شرقی و جنوب شرقی ما بالا برود ولی در برخی از شهرها مشکل افزایش جمعیت نداریم مانند گیلان و مازندران و حتی تهران حتی افزایش جمعیت بی رویه هم داریم. خود توزیع جمعیت تشریح کننده آن است که چگونه جمعیت به صورت موضعی تقسیم بشود. دیگر نباید اجازه دهیم در تهران افزایش جمعیت داشته باشیم به لحاظ امنیتی، اجتماعی، محیط زیست و..خطرناک است. ترهان ارموز غول بی شاخ و دمی شده است که مدیریت آن بسیار سخت است. ولی در برخی از شهرها امکانات بسیار زیادی فراهم است و بهتر است که بچه داری در آن مناطق ترویج یابد. به رشد جمعیت شهرهای کوچک کمک کنیم و مانع از بین رفتن روستاها شویم. بنابراین در مجموع نرخ رشد جمعیت الان وضع مناسبی نداریم چون به مسئله خانواده اهمیت نداده ایم. ما باید تلاش کنیم تا نرخ رشد جمعیتی را به 1/2 برسانیم. این میزان رشد جمعیت نشاط و جوانی را برای جامعه به ارمغان می آورد. البته نهایتا باید دقت کرد که جمعیت ما تا 140 میلیون نفر ظرفیت دارد اگر جمعیت خیلی زیاد شود انسان دست دوم وجود دارد بدین معنا که کرامت انسانی اوزیر سوال می رود. چون برخی ها مانن گربه در خیابان متولد می شوند و در خیابان بزرگ می شوند و در خیابان می میرند. اینها انسان های دست دوم هتسند. اسلام چنین چیزی را نمی پذیرد. پس باید به ظرفیت های محیط زیستی توجه شود و بحث افزایش جمعیت را با توجه به مسائل مختلف ارزیابی و راه حل های عملیاتی برای آن را در پیش گرفت.

نامزد حزب مؤتلفه در پاسخ به این سوال که تدابیر مهندس میرسلیم برای حل مشکلات اقتصادی مانع فرزندآوری است، گفت: باید تسهیلاتی به خانواده ها داده شود تا تشویق بشوند به فرزندآوری. این اقدامات باید از سوی تامین اجتماعی پیگیری شود. ما اگر تسهیلات به خانواده برسد و رشد کند، باید تسهیلات لازم را فراموش کنیم. حق فرزندی که به خانواده ها داده می وشد مبلغ قابل توجهی نیست. می شود این را بهبود داد تا اگر فرزند بیشتری داشتم، مورد حمایت قرار بگیرم. از نظر بیمه اجتماعی و سلامت بهداست و...باید با هم پیش برود. تامین اجتماعی باید بازنگری شود چون بدون ملاحظات تامین اجتماعی این امر محقق نخواهد شد.

برچسب ها: میرسلیم
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: