logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۳۳۶۹
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۱۲
تأکید دوباره مولاوردی بر موضوع افزایش حضور زنان در رده‌های گوناگون، بازی سیاسی با واژه رجل سیاسی، تأکید بر مطالبه دسته آخر طیفی خاص که می‌خواهند زنان را به ورزشگاه‌ها بکشانند، تنها مشتی نمونه خروار است که می‌توان با نگاه به آن به این مسئله رسید که زن در دولت یازدهم تنها یک ژست سیاسی است.
مهیا باقری- نسیم انتخابات که وزیدن آغاز میکند طیفها و گروههای مختلف سیاسی گاهی زودهنگامتر از موعد تلاش میکنند تا شعارهای انتخاباتی خود را به جامعه تزریق کنند، شعارهای انتخاباتی زمانی حال و هوای تازهای به خود میگیرند که حرفی جدید در آنها نهفته باشد، اما شاید یکی از فصل مشترکهای طیفهای سیاسی برای شعار دادن در این روزها، جامعه زنان باشد، جامعهای که اکنون در حوزه میزان مشارکت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با احتساب شرایط کشور حال و روز نسبتا مساعدی دارد.نگاه به کارنامه چندین دوره انتخابات اعم از مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری و حتی شورای شهر و غیره حقیقت اهمیت حضور زنان و مشارکت آنها را در حوزه تصمیمسازی و تصمیمگیری سیاسی بیش از بیش مشخص میکند اما دولت اخیر؛ یعنی دولت یازدهم که با شعار تدبیر و امید روی کار آمد گفتمانی متفاوتتر از دولتهای نهم و دهم در حوزه زن و خانواده داشت، این را میشد از شعارهای انتخاباتی که در مناظرهها سر میدادند به سادگی فهمید، شعارهایی مثل در دولت تدبیر و امید و فرصتهای اجتماعی بین زنان و مردان فرقی وجود ندارد، در دولت تدبیر و امید حقوق اجتماعی زنان همانند حقوق اجتماعی مردان خواهد بود و در هر خیابان و کوچه مکان ناامن برای براتی دختران و زنان نخواهد بود، منزلت زنان به جایگاه واقعی بازگردانده میشود و در عرصه اجتماعی حقوق برابر با مردان پیدا میکنند، زنان جامعه ما مانند مردان دارای حقوق اجتماعی هستند، کسی به نام اسلام، حقوق زنان ما را تضییع نکند، زنان در دولت تدبیر و امید از فرصت برابر استفاده خواهند کرد و... اینها تنها بخشهای از شعارهای فرهنگی دکتر حسن روحانی رئیس جمهور منتخب دولت یازدهم بود، اینکه چگونه و تا چه اندازه دولت توانسته است در این سالهای کاری خود در این زمینه قدم بردارد با نیمنگاهی به رویدادهای زنانه کشور میتوان آن را به روشنی و وضوح فهمید، دولت یازدهم با کلید واژههای برابری و عدالت جنسی تلاش کرد تا گفتمانی را در جامعه زنان احیا کند که مدتها پیش و در سالهای نه چندان دور کمی تندتر و با رنگ و لعاب فمنیستی که گاهی شدت مییابد و گاهی به واسطه لفظ اعتدال کمی منفعلانه به این موضوع مینگرد در جامعه اسلامی امتحان شد و هرچند آثار مخربی برای حوزه زنان به همراه داشت اما در نهایت محکوم به شکست جدی شد. حالا در روزهایی که دیماه 95 با شتاب به سمت روزهای پایانی سال میرود شنیدن سخنانی از جنس لزوم افزایش میزان مشارکت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زنان در کشور و یا اتخاذ تصمیماتی نظیر انتصاب بانوان در سمت فرماندار و مناصبی از این دست آن هم در فرصت زمانی محدودی که برای دولت امید باقی است باز هم روایت دیگری از تأکید دولتیها به استفاده از ظرفیت زنان در انتخابات را نشان میدهد، ظرفیتی که اکنون نزدیک به 4 سال است که تنها شعارهایی را شنیدهاند که گاهی هیچ سنخیتی با مطالبات اصلی حوزه زنان نداشته است، یادآوری پارهای از اقدامات دولت در حوزه زنان آن هم از طریق جایگاه مهمی مثل معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری در این فرصت باقی مانده میتواند به دولتیها گوشزد کند که استراتژی خود را در قبال مسائل حساسی مثل زن، خانواده و کودک باید تغییر دهند، عدم شفافیت عملکرد این معاونت در حوزههایی مانند معاهدات با سازمانهای ذیل سازمان ملل، تعهدات نادیدهای که زنان جامعه نسبت به آن غریبهتر از غریبها هستند، تأکید دوباره مولاوردی بر موضوع افزایش حضور زنان در ردههای گوناگون، بازی سیاسی با واژه رجل سیاسی، تأکید بر مطالبه دسته آخر طیفی خاص که میخواهند زنان را به ورزشگاهها بکشانند، تنها مشتی نمونه خروار است که میتوان با نگاه به آن به این مسئله رسید که زن در دولت یازدهم تنها یک ژست سیاسی است.
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: