به‌روز شده در: ۰۴ تير ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۲
logo
کد خبر: ۲۳۳۲۵
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۳۹۵ - ۱۶:۳۶
سخنگوي جريان وفاي اسلامي بحرين:
همانا عدم دفاع همیشه ستمگر را به عصیانگری در ستم و استبدادش متمایل کرده و اگر برابر استبداد و تمردش کسی ایستادگی نکند همانند قوم فرعون خواهیم شد که قرآن کریم در موردشان این طور فرموده است که : " فاستخفّ قومه فأطاعوه إنّهم کانوا قوماً فاسقین ".
 سیّد همام موسوی- آنچه كه نگرانى سازمانهاى حقوقى جامعة بين الملل را بر انگيخته بحران نقض حقوق بشر در بحرين است كه ريشه اين بحران سياسى به حاشيه راندن اكثريت مردم اين كشور در اداره سياسي و اقتصادى اين كشور است و غصب قدرت توسط طايفه اى می باشد كه ريشه هاى فرهنگ قبيله اى دارد و از شيوه اداره اين كشور خصوصاً با اين موقعيت استراتژیک كه واقع در قلب خليج فارس است شناخت مدیریتی سياسى جامعى ندارند.

با این وجود سران درنده خوى آل خليفه در سیاست های منطقه ای تابع شورای همکاری خلیج فارس به ویژه عربستان و در سیاست های عربی و موضوع فلسطین تابع اتحادیه عرب است. (عامل دیگری که باعث شد بحرین غلام حلقه به گوش عربستان باشد وجود آمار بالای جمعیتی شیعه و نگرانی حکومت از نزدیکی و تحت تأثیر بودن مردم این کشور نسبت به عراق و به ویژه ایران می باشد.) در سیاست های فرا منطقه ای روابط بسیار نزدیک با انگلیس و به ویژه ایالات متحده آمریکا دارد. به طوری که از 1948 میلادی به این طرف مقر اصلی فرماندهی ناوگان پنجم دریایی ایالات متحده آمریکا در بحرین مستقر است. و جرج دبلیو بوش رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا در سال 2001 میلادی در سخنرانی سالانه خود در کنگره ، از رژيم آل خليفه به عنوان یکی از متحدان استراتژیک خود در منطقه خاور میانه نام می برد. به همین روست که می توان به حمایت بی چون و چرای ایالات متحده آمریکا از رژيم آل خليفه پی برد زیرا : 1) بخاطر وجود ناوگان پنجم دریایی و استفاده از این ناوگان در جنگ ها 2) سقوط رژيم آل خلیفه، سقوط دیگر دولتهای عربی و در نهایت خالی شدن منطقه خلیج فارس از حضور و نفوذ ایالات متحده آمریکا را به دنبال خواهد داشت با توجه به جمعیت بالای شیعیان و نزدیکی شیعیان به لحاظ فکری به ایران.

اما مردم مظلوم بحرين كه بطور پیوسته براى رهايى از دوران چند دهه اى ظلم و بى عدالتى از هيچ كوششى دريغ نكرده شهداى خود را يكى پس از ديگرى خصوصاً در قرن اخیر به طور میانگین هر دهه یک انقلاب و بالاخص در شش سال اخير تقديم عزت و كرامت خود مى كنند.

اين در حالي است كه سران درنده خوى آل خليفه كه از بدو اشغال این سرزمین جامعه بحرين را به سان جنگلى انگاشتند و مخالفان خود را كه از رهبران اكثريت اين جامعه بوده و هستند به طور وحشيانه به شکنجه ، حبس ابد یا قتل مى رساندند.

تحليلگران سبب سكوت رسانه هاى گروهى جهان را در گرو منافع غرب كه مدعى دفاع از حقوق بشر خصوصاً آمريكا در اين كشور مى بينند.

سران آل خليفه نيز در آخرین پروژه مذبوحانه براى پیاده سازی الگوی سعودی در اعدام و حذف فیزیکی آیت الله شهید نمر باقر النمر رضوان الله تعالی علیه به دنبال ترور شخصیتی رهبر مردم بحرین آیت الله شیخ عیسی احمد قاسم حفظه الله تعالی و برای آخرین گام در صورت امکان به شهادت رساندن ایشان هستند این در حالي است كه مردم بحرين پس از دهها سال تحمل امروز به ستوه آمده و ظاهراً به هر قيمتى كه شده خواستار دفاع جانانه از شخص رهبری خویش و پايه ريزي هاى جديد براى تشكيل يك دولت مردمى هستند.بارزترین نمود این مطلب را ناکام گذاشتن تعرض نظامیان آل خليفه به «میدان الفداء» الدراز در نزدیکی محل اقامت آیت الله شیخ عیسی احمد قاسم حفظه الله تعالی می توان یافت.

در این راستا و به همين دليل براى كسب جزئيات بيشترى از صحنه بحرین و جنایات رژيم آل خليفه گفت وگويى با یکی از رهبران روحانی معارض بحرینی و سخنگوی تيار الوفاء الإسلامي- جريان وفاي اسلامي- «سیّد مرتضی سندی» داشته ایم:

جهت ورود به بحث و آشنایی بیشتر خوانندگان به طور خلاصه خودتان را بهتر معرفی کنید.

" سیّد مرتضی سندی " هستم که در سال 1983 ميلادي در بحرین به دنیا آمدم. در سال 2001 برای تحصیل علوم حوزوی به ایران سفر کردم. پس از آغاز انقلاب 14 فوريه 2011 ميلادي ملت بحرین علیه رژیم آل خلیفه تصمیم به بازگشت به بحرین گرفتم. در حالی که 25 روز از ورودم به بحرین می گذشت بازداشت شدم. پیش از این نیز چهار بار توسط آل خلیفه بازداشت شده بودم که نخستین بار آن در سن 14 سالگی بود. به صورت بسیار خلاصه پس از طی دوره شکنجه و زندان مرا دادگاه فرستادند. و در دادگاه هیچ عنوان جرمی را نتوانستند برای من اعلام کنند بجز زندگی در ایران و عضویت در گروه تيار الوفاء الإسلامي- جريان وفاي اسلامي- و ارتباط با استاد عبدالوهاب حسين که به این بهانه من را به شش ماه و ده روز حبس محکوم کردند. که 5 ماهش را گذرانده بودم و 40 روز بعد از دادگاه مرا آزاد کردند.

شعله انقلاب 14 فوریه 2011 ميلادي ملت بحرین علیه رژیم آل خلیفه چگونه برافروخت ؟ روند تداوم آن به چه ترتیب بود ؟

در ابتداي سال 2011 ميلادي انقلاب هايي در تونس و مصر آغاز شد. مردم و جوانان بحرين دوباره به فكر انقلاب افتادند. بله استاد عبدالوهاب حسين رهبر و آغاز گر اين انقلاب بودند. استاد عبدالوهاب حسين سخن گوي رسمي و رهبر تيار الوفاء الإسلامي- جريان وفاي اسلامي- هستند. ایشان هر چند در دهه نود نیز به همراه آیت الله الجمری و استاد حسن مشیمع از رهبران انقلاب دهه نود ميلادي نیز بودند. که سهم این رهبران از انقلاب دهه نود ميلادي شش سال حبس انفرادی بود.

ايشان ايده برقراري اين انقلاب را برنامه ريزي كردند. برنامه ايشان به شكلي بود كه ابتدا از روستاها و شهرها اين انقلاب شروع شود و بعد به پايتخت كشيده شود.

نتيجه آن شد كه در 14 فوريه 2011 ميلادي بعد از نماز صبح به طرف " میدان لؤ لؤه " حرکت کنند.

تظاهرات در همه شهرها شروع شد و بعدازظهر روز اول انقلاب اولين شهيد تقدیم انقلاب شد.

ايشان در همان روز اول صحبت شان اين بود كه خواسته ما اصلاح رژیم است ولی اگر خونی از کسی ریخته شود دیگر هدف ما عوض خواهد شد و براندازی رژیم را دنبال خواهیم کرد. هنگامي كه اولين شهيد به شهادت رسيد صداي مردمي كه خواستار براندازی رژیم بودند بلند شد.

از روز دوم به بعد افراد زيادي شهيد شدند. اين ايده براندازی رژیم در نزد مردم تقويت شد و همه مردم شروع به فرياد زدن كردند كه ما سرنگوني رژیم را مي خواهيم.

حكومت بحرين فهميدند كه اين مسئله براي آنها خطرناك است. گفتند ما آماده گفتگو هستيم. بعد از این جریان گروه های سیاسی دو دسته شدند. يك بخش به پیش قراولی جمعیت وفاق گفتگو با آل خلیفه را پذيرفتند و گروه ديگري نپذيرفتند و گفتند ما سرنگوني رژیم را مي خواهيم.

حكومت از اين مسئله به شكل بزرگي استفاده كرد. تلاش كرد كه اين اختلاف را تقويت كند و اين تظاهرات ادامه پيدا كرد و كساني كه اصلاحات رژیم را مي خواستند مي گفتند مشكل ما با نخست وزير است. كساني كه سرنگوني نظام را مي خواستند مي گفتند مشكل ما با شخص پادشاه يعني حمد و خانواده اش است. اين باعث شد دو شعار به وجود بيايد. مردمي كه اصلاح رژیم را مي خواهند و مردمي كه خواهان سرنگوني رژیم هستند.

در این برهه زمانی راهپیمایی و تظاهراتي به راه افتاد که در آن راهپیمایان مي خواستند هيچ رژیمی وابسته به آل خلیفه در بحرين نباشد. وقتي دولت و مدافعانش اين مسئله را فهميدند سربازان رژیم عربستان سعودي را وارد كردند. در تاريخ 14 مارس 2011 ميلادي لشكر ارتش عربستان سعودی وارد بحرين شد و در 15 مارس 2011 ميلادي لشكر عربستان سعودي به جزيره ستره حمله كرد. بعضي از جوانان را كشتند و عده اي را دستگير كردند و تعداد زيادي هم زخمي شدند.

در 16 مارس لشكر عربستان سعودي و خود رژیم آل خلیفه و نيروهاي امنيتي، به " میدان لؤ لؤه " حمله كردند. در اين روز تعداد زيادي از مردم شهید و زخمي شدند. بعدازظهر همين روز 16 ام به پايگاه فرماندهي كساني كه سرنگوني رژیم را مي خواستند حمله شد و همه رهبران انقلاب دستگير شدند.

در يك هفته بعد شروع كردند به دستگيري فعالان سياسي و جواناني كه خواستار سرنگوني رژیم بودند. در زندان اين رهبران به شكل خشن و وحشيانه اي شكنجه مي شدند. در عرض يك هفته، چهار نفر زير وحشیانه ترین شكنجه ها شهيد شدند. دو پیکر پاک از شهداي شكنجه شده را در کف خيابان انداختند. و تعدادي از آنها با گلوله شهيد شدند. در زندان از طريق شكنجه هاي روحي و جسمي با آنها با شديدترین شکل خشونت برخورد كردند.

مقطع آغازین انقلاب 14 فوریه 2011 ميلادي ملت بحرین علیه رژیم آل خلیفه را به طور خلاصه به خوبی مطرح فرمودید اگر بخواهیم گریزی از وضعیت فعلی به آینده بزنیم تصویر مرحله آتی را به چه صورتی می بینید ؟

مرحله آتی مقطعی سرنوشت ساز و تعیین کننده مابین ملت اصیل بحرین و اشغالگران قاتل و مجرم است و بر همین اساس بر فرزندان ملت است که برای هرگونه از احتمالات خود را آماده و مهیا سازند.

تفاوت اساسی انقلاب 14 فوریه 2011 ميلادي ملت بحرین علیه رژیم آل خلیفه که تاکنون باقوّت به پیش رفته را با دیگر انقلاب ها و جنبش ها در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا و به طور کلی در جهان اسلام در چه می دانید ؟

به نکته خوبی اشاره داشتید باید گفت انقلاب بحرين نتيجه انقلاب ها و خیزش هایی كه در كشورهاي عربي رخ داد مثل تونس، مصر و ... اتفاق افتاد نبود. جنبش های مردمی در بحرين به حدود 140 150 سال پیش بر می گردد. از ورود آل خلیفه به بحرین و نیز ورود انگلستان به بحرین. که جدی ترین حرکت که بتوان قیام مردمی را بر آن نام نهاد در دهه آخر قرن 19 ميلادي بود. بعد از آن در سال 1911 ميلادي که قیام غواص ها ست و بعد در سال1920 ميلادي قیامی را شاهد هستیم. در واقع دهه 20 ميلادي تا اواخر دهه 60 میلادی را می توان تحت عنوان قیام های ضد استکباری از آن نام برد. اين جنبش همين طور ادامه پيداكرد و در هر ده سال يك جنبش جديد به وجود مي آمد. در سال1937 ميلادي انتفاضه اي رخ داد و در واقع نخستین اعتصاب عمومی در بحرین شکل گرفت که منجر به اخراج مستشار انگلستان «بلگریو» که در واقع پادشاه آل خلیفه تحت نظر وی بود منجر شد. و همچنين در سالهاي 1954 ميلادي که قیام الهیه را داریم ، 1956 ، 1965 و 1970 ميلادي جنبش هاي ديگري رخ داد.

در سال 1970 ميلادي رژيم اشغال گر انگليسي که قدرتش رو به افول بود از مستعمرات خود یکی پس از دیگری در حال خارج شدن بود. و برای حفظ قدرت خود در منطقه کشورها را تیکه تیکه کرد. مثلا شبه قاره تبدیل به سه منطقه هند، پاکستان و کشمیر و پاکستان شرقی یا بنگلادش شد. در منطقه خلیج فارس نیز انگلستان چهار کشور ایجاد کرد. کویت، قطر، بحرین و امارت متحده عربی. در یک دسیسه انگلیسی به بحرین که تا آن زمان رسما جزو ایران محسوب می شد از سوي سازمان ملل متحد اين اختيار داده شد كه بحرين يا جزو ايران محسوب شود يا يك دولت مستقل به حساب آيد. و در یک رای گیری صوری استقلال بحرین در سال 1971 ميلادي (1349 شمسی) اعلام شد.

بعد از استقلال بحرین در سال 1971 ميلادي ، عیسی آل خلیفه به مردم وعده نوشتن قانون اساسی و تشکیل پارلمان را داد و با سفر به نجف اشرف و طی دیداری با آیت الله سید محسن حکیم و قول حمایت و محترم شمردن حقوق شیعیان بحرین نظر ایشان را جلب کرد. و از آیت الله سيد محسن حكيم خواستند كه بيايند بحرين و حوزه علميه اي آن جا تاسيس كنند. با اين دیدار که در واقع حیله ای برای کسب مشروعیت و محکم کردن پایه های حکومتش بود توانست مردم بحرين را فريب دهد و مردم بپذیرند كه آل خليفه بر آن ها حكومت كنند. با انتشار خبر دیدار عیسی آل خلیفه با آیت الله سيد محسن حكيم مردم بحرین حاکمیت آل خلیفه را پذیرفتند و در سال 1972 ميلادي انتخابات مجلس شورای ملی زیر نظر سازمان ملل برگزار و این مجلس قانون اساسی را در سال 1973 ميلادي نوشتند که قانون اساسی کشور بحرین شد. ولی با گذشت حدود یک سال ونیم از تصویب قانون اساسی در سال 1975 ميلادي در پی استعفای نخست وزیر وقت - برادر پادشاه- که هم اکنون نیز که چهل سال از آن تاریخ می گذرد کما کان نیز نخست وزیر است ، به بهانه اینکه کار کردن با مجلسی که چوب لای چرخ دولت می گذارد و اختیارات دولت را محدود کرده است پادشاه هم مجلس را منحل کرده و عمل به قانون اساسی را ملغی اعلام کرد. چون زمان بستن بودجه مجلس ملی محکم جلوی دولت ایستاد و با محدود کردن بودجه دولت ، نظارت بر در آمد های نفتی را اعمال کرد این کار به مذاق حکومت خوش نیامد و از آن پس به بعد یعنی از 1975 ميلادي تا به امروز حكومت و قانون هماني است كه آل خليفه آن زمان به عنوان «قانون امنيت ملي» كه يك وضعیت فوق العاده داشت، تصويب كرد و بدون تغيير مانده است. بر اساس اين قانون، مجلس منحل و قانون اساسي ملغی اعلام شد.

دید شما نسبت به پیروزی و شکست چگونه است ؟

پیروزی و شکست بر پایه تعداد کشته ها و زخمی ها و زیان های مادی نیست بلکه پیروزی و شکست مبتنی بر بقای مبانی و ارزش ها و استمرارشان است برای همین است که ما امروز بیشترین نیاز را به صبر و پایداری داریم و صبر سلاح ما در این درگیری است و پایداری ضرورت و لازمه ای برای مانایی و پیروزی است. بایستی مردم را در شرایط مبارزه به طور مداوم راهنمایی کرد تا واکنش ها در مقاومت و بیداری خلاصه شود و نه در تقاضای سازش و تسلیم.

به نظرتان امروزه عبارت " کل یوم عاشوراء و کل أرض کربلاء " به چه شکلی در صحنه بحرین متجلی و نمایان شده است ؟

امروزه بسیاری - که شاید ما هم بعضی از آن ها باشیم - را می بینیم که به کاروان انقلاب در بحرین پیوستند اما دچار خستگی و ناامیدی شده و شروع به بازگشت کرده یا عقب مانده اند و این دقیقا همان وضعی است که برخی از کسانی که با امام حسین علیه السلام از مکه به سوی کربلا راهی گشتند بدان مبتلا شدند.

آیا تحصن 160 روزه ملت بحرین در حمایت همه جانبه و جانانه از شخص آیت الله شیخ عیسی احمد قاسم حفظه الله تعالی سمبل دفاع مردم نیست ؟

همانا عدم دفاع همیشه ستمگر را به عصیانگری در ستم و استبدادش متمایل کرده و اگر برابر استبداد و تمردش کسی ایستادگی نکند همانند قوم فرعون خواهیم شد که قرآن کریم در موردشان این طور فرموده است که : " فاستخفّ قومه فأطاعوه إنّهم کانوا قوماً فاسقین ".

در پایان از جنابعالی کمال تشکر و تقدیر را داریم و برای شما و عموم ملت بزرگ و مقاوم بحرین پیروزی و سربلندی را آرزومندیم.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: