به‌روز شده در: ۲۵ آذر ۱۳۹۸ - ۱۱:۰۸
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۲۴۳۲
تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۱۳۹۵ - ۱۷:۰۱
حسن لاسجردی:
راهی که اردوغان داشت می رفت یا الان می رود ربطی به بحران های حاشیه ای ندارد. این نگاهی است که او در درون دنبال می کند و به نوعی به دنبال این است که احیای امپراتوری عثمانی و نوعثمانی را دنبال کند
پایگاه اینترنتی امید ملی ایرانیان روز دوشنبه در گفت و گو با حسن لاسجردی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی تحلیلگر مسائل بین المللی، تغییر و تحولات روسیه و ترکیه در سال های اخیر را مورد بحث و بررسی قرار داد.

این رسانه نوشت: از آذرماه سال 1394 که ترکیه یک هواپیمای جنگنده سوخو 24 روسیه را با استفاده از هواپیماهای اف 16 خود ساقط کرد و یکی از خلبانان آن هواپیما توسط تروریست های سوریه مخالف دولت اسد، به طرز فجیعی کشته شد،تا چندی پیش روابط روسیه و ترکیه پر از تنش بود.
در دو، سه ماه اخیر، تغییر و تحولاتی به وقوع پیوست و در نهایت دولت ترکیه و با رهبری اردوغان از سرنگون کردن هواپیمای روسی عذرخواهی کرد. پس از بهره گیری از لفظ معادل معذرت خواهی به زبان روسی توسط اردوغان، الان مقامات دو کشور از بهبود روابط دم می زنند.
در هفته گذشته پوتین رئیس جمهور روسیه، به ترکیه سفر کرد و در کنگره جهانی انرژی مشارکت داشت و قرارداد احداث خط لوله انتقال گاز از روسیه به ترکیه و جنوب اروپا نیز به امضا رسید. در گفت و گوی پایگاه«امید ملی ایرانیان» با دکتر«حسن لاسجردی»، تحلیلگر مسائل بین المللی تغییر و تحولات روسیه و ترکیه در سال های اخیر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
**روابط ترکیه و روسیه، در سال های اخیر فراز و نشیب زیادی داشته است. در قضیه سقوط هواپیمای روسی توسط ترکیه در آذر ماه 1394 پوتین گفت که ترکیه از پشت به ما خنجر زده است ولی اخیرا تنش ها به سرعت کاهش پیدا کرده و چند روز قبل پوتین به ترکیه سفر کرد. شما این فراز و نشیب های شدید در روابط این دو کشور را چگونه تحلیل می کنید؟
***قبل از بحران سوریه، در مجموع روابط این دو کشور خوب بوده است. به جهت این که بر اساس آماری که ترک ها اعلام کردند در سال حدود 4 میلیون توریست فقط از روسیه به ترکیه تردد داشت. در ارتباط با بحث های مربوط به انرژی، تجاری و مالی، روابط خوبی با همدیگر داشتند.
همزمان با بحث بحران سوریه، یک مقدار شرایط روابط ترکیه و روسیه تغییر پیدا کرد و در زمان سرنگون کردن هواپیمای روسیه توسط ترکیه، به اوج تخاصم رسیدند. از آنجا به بعد دو طرف تلاش کردند موضوع را به عنوان یک نقطه آغاز خصومت و دشمنی و روابط خصمانه ترجمه کنند و روسیه اعلام کرد این کار ترکیه را نخواهند بخشید مگر این که ترکیه رسما عذرخواهی کند.
بعدها در رابطه نقش ترکیه در قضیه پشتیبانی از داعش و بحث صدور نفت توسط داعش، اینقدر این تخاصم جلو رفت که روس ها اعلام آمادگی کردند می توانند عکس های کاروان های نفتی را به نمایش بگذارند. لذا به نظر می رسد روند روابط دو طرف، خیلی بحرانی شده بود.
در پایان سال 2015 و همزمان با تحولات یک سال گذشته و خصوصا حضوری که روس ها به طور مستقیم در جنگ سوریه داشتند یک مقدار شرایط عوض شد و روس ها میدان دار شدند. از طرف دیگر اختلافاتی بین عربستان و ترکیه و قطر در رابطه با نحوه مدیریت بحران سوریه به وجود آمد و بحث های داخلی ترکیه مثل اعتراضات اجتماعی و بحث انتخاباتی که انجام شد و همچنین فشار ترک ها و ترکمن ها و کردها علیه حکومت مرکزی و اعتراضات احزاب مرکزی، شرایطی را به وجود آورد که آقای اردوغان را در فشار داخلی قرار داد.
با توجه به نگاهی که اردوغان از دوره اول به منافع اقتصادی داشته است به این نتیجه رسید که ادامه روند فعلی یعنی نقش آفرینی مستقیم در سوریه و با محور عربی- غربی نمی تواند منافع ترکیه را فراهم کند. لذا ترکیه مجبور شد تغییر نگاه بدهد.
از طرف دیگر فشارهایی که آمریکایی ها به ترکیه آوردند و نوساناتی که در روابط ترکیه و آمریکا بود باعث شد ترک ها یک مقدار شرایط خود را در سوریه تغییر بدهند.
**آیا می شود این طور نتیجه گرفت که ترکیه وقتی نتوانست به اتحادیه اروپا بپیوندد رویه اقتداگرایانه در پیش گرفت و ارتباط نزدیک با روسیه و تشدید معاملات تجاری و اقتصادی اتفاق افتاد؟
***من ارتباطی بین این دو موضوع نمی بینم. همزمان با تشدید بحث حضور ایران و روسیه در سوریه، دولت ترکیه برای این که بتواند از اروپا امتیاز بگیرد بحث مهاجرت را مدیریت کرد و خیلی ها را به اروپا فرستاد.
شخصیت شناسی اردوغان به گونه ای است که اردوغان همزمان با پیروزی در انتخابات اخیر، تلاش کرد یک شخصیت جدید و نگاه جدید از جامعه ترکیه ارائه کند و نشان بدهد که او محور همه فعالیت ها است. او در تلاش بود که با تغییر قانون اساسی، مادام العمر شدن ریاست جمهوری را در ترکیه عملی کند، رقبا را از میدان خارج کند، رسانه ها را ساکت و گروه های مخالف را محدود کند.
**همین رویه اقتداگرایانه را می توانیم یکی از عوامل باعث نزدیکی و دوستی ترکیه و روسیه بدانیم؟
***خیر. به جهت این که راهی که اردوغان داشت می رفت یا الان می رود ربطی به بحران های حاشیه ای ندارد. این نگاهی است که او در درون دنبال می کند و به نوعی به دنبال این است که احیای امپراتوری عثمانی و نوعثمانی را دنبال کند. لذا کاری که الان دارد با خشونت انجام می دهد چیزی نیست که همزمان با بحران سوریه یا بحران های دیگری شروع کرده باشد. از گذشته چنین نگاهی داشته است که بتواند همه نظرها را جلب کند و برنامه 2023 را برای اوج گرفتن ترکیه در منطقه اجرا کند.
بنابراین از نگاه من، شاید تکنیک ها و رفتارهایی که انجام شده است شباهت هایی با برخی کشورها داشته باشد. اما کاری که اردوغان در این مدت در ترکیه انجام داد تناسب با رفتار کشورهای دیگر ندارد بلکه یک برنامه است که از محافل حزبی درآمده و برنامه ای است که اردوغان تلاش می کند با جا انداختن و محکم کردن جای پای خودش در ترکیه، با روش های مختلف این امتیاز را از گروه های مقابل بگیرد که بتواند جایگاه خودش را مستحکم کند و به قول خودش بتواند رویکردی که با دولت او در ترکیه به وجود آمد و گسترش پیدا کرد را به جایگاه مستحکمی برساند.
**در چارچوب تحولات اخیر و مخصوصا بعد از کودتای ناکام ترکیه، آیا دولت اردوغان سیاست مشخصی در رابطه با تحولات منطقه از جمله سوریه دارد؟
***دولت اردوغان مثل همه دولت های دیگر ترکیه نشان داد که دنبال فرصت است و منافع برایش خیلی مهم است. اساسا فرصت خواهی و منافع طلبی جزو محورهای مهم دولت های مختلف در ترکیه است. در حال حاضر و در چند ماه گذشته که اردوغان تغییر نگاه داده است. با سوریه یک مقدار ملایم شده است. با روس ها قرار ملاقات گذاشته است. با پوتین دیدار کرده و خودش هم به روسیه رفته است و قراردادهای مختلف نظامی و نفتی و در موضوعات دیگر می بندد. همچنین در رابطه با بحث ایران یا کشورهایی که در یک سال گذشته جزو رقبای سرسخت بودند ولی الان جزو شرکای تجاری شده اند، این تغییر نگاه مشاهده می شود.
به نظر من، در فضای داخلی ترکیه امروز و حتی روزها و سال های گذشته، دولت ها در ترکیه از دو خاصیت منفعت نگری و فرصت طلبی استفاده می کنند. آقای اردوغان هم از این قاعده مستثنی نیست.
**به نظر شما بخش خصوصی ترکیه از لحاظ اقتصادی و تجاری تا چه حد قوی شده است که بتواند روی سیاست های دولت و حکومت ترکیه تاثیر بگذارد؟
***با توجه به وضعیتی که از زمان روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه مشاهده می کنیم و محورهای مهم دوره اول این حزب که، شامل اقتصاد و رشد و گردشگری و سرمایه گذاری بود، به نظر می رسد بخش خصوصی در ترکیه رشد خوبی داشته است.
حزب عدالت و توسعه دارای تئوریسین مناسبی در دوره اول بود و توانست اوضاع را مدیریت کند. به نظر نمی رسد بخش خصوصی در ترکیه، خیلی از دولت فاصله گرفته باشد و یک بخش جدا باشد. دولت ترکیه توانسته اشراف مناسبی بر بخش خصوصی داشته باشد و آنها را کنترل کند.
بر این اساس قسمت های زیادی از بخش خصوصی ترکیه، دولت آن کشور را همراهی می کنند و یک رقیب تنومند و قدرتمند برای دولت ترکیه نیستند.
**در سال 2014 پوتین سفری یک روزه به ترکیه داشت. در آن زمان پیش بینی می شد معاملات تجاری ترکیه و روسیه در سال 2023 به حدود 100 میلیارد دلار برسد. با این فراز و نشیبی که در روابط این دو کشور اتفاق افتاد واقعا رسیدن به آن هدف در سال 2023 عملی است یا خیر؟
***هدف 2023 برای ترکیه، یک نقطه عطف تاریخی است. ترک ها می گویند 2023 برای ما صد سالگی جمهوریت است و ما می خواهیم بلوغ خودمان را بعد از 100 سال به جهانیان نشان بدهیم.
موضوع دوم که شاید برای آنها خیلی جالب باشد این است که آنها 2023 را به عنوان نقطه اوج قدرت منطقه ای خودشان طراحی کرده اند که قدرت اول منطقه شوند.
نکته مهم این است که ترکیه زیر نظر اردوغان و تحت تاثیر تفکرات حزب عدالت و توسعه، دو چیز را می خواهد با هم داشته باشد. هم می خواهد مشی و افکار سیاسی و اقتصادی و استراتژیک تیم اردوغان و حزب عدالت و توسعه را داشته باشد و هم می خواهد طرفدار جمهوریت آتاترک باشد. لذا در این میانه، آنها گیرهایی دارند که به نظر نمی رسد بتوانند همه آنچه را که طراحی کرده اند به دست بیاورند و آن چیزی که به عنوان اهداف 2023 طراحی شده مثل روابط تجاری و اقتصادی با روسیه و کشورهای دیگر چندان بتواند تحقق پیدا کند.
**یعنی به حد مبادلات 100 میلیارد دلار ی در آن سال پیش بینی شده برای ترکیه و روسیه نمی رسند؟
بعید می دانم به آن هدف برسند. چون با همه تلاشی که در سال های اوج روابط داشتند ارقام آنها خیلی با 100 میلیارد دلار فاصله داشت. بالاخره 4 میلیون توریست از روسیه به ترکیه می رفت و روابط تجاری و اقتصادی و روابط امنیتی داشتند ولی خیلی با 100 میلیارد دلار فاصله دارند.
**احتمال جبران وجود دارد که با تقویت روابط بتوانند در سال 2023 به 100 میلیارد دلاری مبادلات تجاری برسند؟
***از نظر مبنایی، این کار را غیر قابل دسترسی می دانم. چون آنچه که مسلم است سیستم ترکیه، سیستم غربی است چه پول و چه بانک و چه صنعت و چه تکنولوژی موجود در ترکیه خیلی با تمدن روسیه فاصله دارند.
نکته دوم این است که ترکیه، در جایی قرار گرفته که بین شرق و غرب، همیشه در حال پاسکاری است. پیوندهایی با غرب دارد مثل ناتو و احتمال پیوستن به اتحادیه اروپا و علاقه ای که ترکیه به غرب دارد. این جنبه ها مانع می شود. نکته دیگر این است که کلا ترکیه به جهت سابقه تاریخی و نوع نگرش مکتب اقتصادی، نمی تواند با سیستم بسته روسیه هماهنگ باشد.
شاید یک هدف خیلی بزرگ داشته اند که نشان بدهند خیلی به همدیگر علاقه دارند و خیلی تلاش می کنند به آن نقطه اوج برسند ولی در مجموع فکر می کنم رسیدن روسیه و ترکیه به مبادلات 100 میلیارد دلاری، خیالبافی و رویایی است.
**در کنگره بیست و سوم جهانی انرژی که در روزهای گذشته در استانبول برگزار شد و پوتین به آنجا سفر کرد قرارداد گازی ترک استریم را امضا کردند که گاز روسیه از طزیق ترکیه و یونان به اروپا برود. این طرح جایگزین طرح انتقال گاز از روسیه به ترکیه و بلغارستان است. این توافق و انتقال گاز از روسیه به ترکیه و بعد اروپا، تا چه حد اهمیت استراتژیک دارد؟
***روس ها با موضوع انرژی بازی سیاسی خوبی انجام می دهند وانرژی یکی از کارت های خیلی مهم روس ها در منطقه است. ترکیه هم از این موضوع استفاده می کند. روسیه با کارت انرژی در منطقه ما که یک منطقه انرژی خیز است می خواهد بازی را تصاحب کند.
جامعه ترکیه که فاقد انرژی های لازم است می تواند یک بازار مناسب باشد. با توجه به جهش اقتصادی ترکیه در یک یا دو دهه اخیر، این کشور می تواند بازوی مناسب مالی برای اقتصاد روسیه باشد. از طرف دیگر ترکیه خاصیت سکوی صادرات را دارد و همیشه بین کشورهای مختلف خاصیت تجاری بودن و واسطه بودن را داشته اند. در چنین حالتی ترکیه می تواند به روسیه در مواقع تنگی و سختی، کمک کند.
بر این اساس نگاه بین ترکیه و روسیه درارتباط با روابط تجاری اعم از بحث گاز و توریسم و سرمایه گذاری و همکاری استراتژیک از قبیل هسته ای و هوا فضا، در مجموع یک هدفگذاری مناسبی است که نشان می دهد آنها به دور دست ها، امیدوارانه نظر دارند. اما روسیه و ترکیه به دلایل مختلف در تاریخ نشان نداده اند بتوانند به همه آنچه می گویند عمل می کنند. شاید شرایط منطقه ای، تاریخی، اتفاقات و حوادث و نقش بازیگران دیگر کمک می کند به این که آنها خیلی نتوانند به آنچه می گویند صددرصد جامه عمل بپوشانند.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: