به‌روز شده در: ۱۸ آذر ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۹
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۱۲۷۰
تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۳۹۵ - ۱۶:۵۰
حسن لاسجردی:
بنده بر این باور هستم که کودتای ترکیه یک کودتای داخلی بوده است و اسباب و لوازم اصلی و دلایل محوری آن، مربوط به داخل این کشور است؛ اما امکان دارد که در این فضا، برخی از نیروهای خارجی یا قدرت های خارجی هم به تحریک عوامل داخلی کودتا کمک کرده باشند.

طی هفته گذشته، نگاه دنیا، متوجه ترکیه و کودتای پر سر وصدا اما کم رمق آن بود. کودتایی که خیلی سریع رخ داد، و خیلی سریع نیز برچیده شد. پیرامون ابعاد این کودتا، تحلیل های فراوانی ارائه شده است؛ اما هرچه از وقوع آن فاصله می گیریم، بهتر می توان پیرامون آن به بحث و بررسی نشست. خبرنگار هفته نامه «شما» به همین مناسبت، گفتگویی را با حسن لاسجردی؛ کارشناس مسائل بین الملل و عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی انجام داده است که متن این گفتگو در ادامه آمده است.

بحثی که پیرامون علل بروز کودتای ترکیه وجود دارد، متوجه نقش احتمالی آمریکا در این کودتا است. بنابراین ابتدا بفرمایید که آیا شما برای آمریکایی ها، نقشی در این کودتا قائل هستید یا خیر؟

بنده بر این باور هستم که کودتای ترکیه یک کودتای داخلی بوده است و اسباب و لوازم اصلی و دلایل محوری آن، مربوط به داخل این کشور است؛ اما امکان دارد که در این فضا، برخی از نیروهای خارجی یا قدرت های خارجی هم به تحریک عوامل داخلی کودتا کمک کرده باشند. در مجموع می توان گفت که عوامل خارجی در برپایی این کودتا نقش مستقیم نداشته اند، بلکه نقش آنها غیر مستقیم بوده است. در خصوص علت اصلی کودتا باید گفت که مجموعه رفتارهایی که اردوغان در مدت ده، دوازده سال حکومت خود داشته است؛ یعنی اعمال سیاست های انقباظی، فشار از بالا و امتیازگیری در پایین، بستن ها، تعبیدها، جابجایی ها، محدودیت کردن ها و... همه و همه، به شکل اتوماتیک یک نیروی واکنشی را علیه اردوغان فراهم کرده بود که به دنبال یک فرصت برای مقابله با او می گشتند. این فرصت هم در پی اقدامات اخیر اردوغان به مخالفین داده شد؛ یعنی آنجایی که برخی افسرهای ارتش را دستگیر کرد و برخی تغییرات را در سیاست های خود اعلام کرد و بدین طریق، فضا را در اختیار مخالفان خود قرار داد و آنها احساس کردند که الان وقت آن فرا رسیده است که علیه اردوغان دست به اقدام بزنند.

جایگاه ارتش ترکیه در تغییر و تحولات ترکیه چگونه قابل ارزیابی است؟ این سؤال از آن روست که این ارتش در کودتای اخیر نقش محوری بر عهده داشت

ارتش نقش محوری در تحولات سیاسی و امنیتی ترکیه دارد. در گذشته نه چندان دور، چندین کودتای بزرگ در این کشور تحت عنوان حمایت از جمهوریت ترکیه و حفظ تفکرات آتاترک، توسط ارتش صورت گرفته است. درواقع ارتش، هرازگاهی برای اینکه مطابق ادعای خود بتواند جمهوریت ترکیه را حفظ کند، میدان دار تحولات می شود و تلاش می کند که مسیر ترکیه به سمت جمهوریت را حفظ کند. در مسائل اخیر، بعد از اینکه اردوغان شورای امنیت ترکیه را از ارتشی ها تسویه کرد و بسیاری از رهبران و فرماندهان ارتش را جابجا کرد، دست ارتش را از اقتصاد- که دست بسیار بالایی بود- کوتاه کرد، تغییراتی در سیستم امنیتی انجام داد و فشارهایی که به نیروهای نظامی و امنیتی وارد کرد و اقداماتی از این قبیل، در کنار برخی اقدامات محدودکننده داخلی که به آنها اشاره شد، ارتش را به این نتیجه رساند که وقت آن رسیده است که در راستای همان تفکر حزب جمهوریت، دست به اقداماتی بزند، که در نهایت منجر به کودتای نظامی شد.

ترکیه ی بعد از کودتا را چگونه پیش بینی و ارزیابی می کنید؟ همچنین برای اردوغان چه آینده ای را می توان متصور بود؟

آنچه مسلم است، این است که این کودتا، یک تکانه و یک زلزله ی نسبتاً بزرگ را در داخل ترکیه بوجود آورده است؛ چرا که دیدگاه بسیاری افراد مبتنی بر این است که جامعه ترکیه یک جامعه متمدن و متجدد است، متغیرهای اقتصادی آن تغییر یافته است، جامعه مدنی آن فعال است و... حال، موضوع مهم و اساسی این است که آیا با این وضعیت و در چنین جامعه ای، باز هم تفکرات مبتنی بر کودتا وجود دارد؟ این یک علامت سوال بزرگی است و رخ دادن این کودتا، نشان می دهد که همچنان گسست های بسیار مهم سیاسی و اجتماعی در درون جامعه ترکیه وجود دارد. نکته بعدی، در ارتباط با کودتاکنندگان است. به هر صورت تیم اردوغان می داند که در ارتش مخالفانی دارند و لذا به نظر می رسد که در آینده نه چندان دور، فشار علیه ارتش همچنان افزوده خواهد شد و به قول معروف تسویه های دیگری در مراتب مختلف فرماندهان ارتش و در رده های پایین تر از آن انجام خواهد شد. نکته دیگری که می توان به آن اشاره کرد، به موضوع رشد رسانه ها در ترکیه مربوط می شود. همانگونه که می دانید، بخش مهمی از کنترل و خنثی کردن کودتای اخیر را اردوغان و حزب عدالت و توسعه، مدیون رسانه ها هستند. شبکه های اجتماعی، رسانه های تصویری، شنیداری و... در لحظه و ثانیه به ثانیه اخبار و تحولات مختلف را به گوش مردم رساندند و آنها را تحریک کردند که به صحنه بیایند؛ و این از نکات بسیار مهم است و به نظر می رسد که در پس این موضوع، اردوغان می بایست نسبت به نوع نگاه خود به رسانه ها تغییراتی ایجاد کند و مقداری دست آنها را برای تأثیرگذاری بیشتر در رشد و توسعه ترکیه باز بگذارد. نکته سوم به نقش اساسی مردم در این تحولات بر می گردد. خب مستحضر هستید که علت اساسی یا یکی از مهم ترین عوامل شکست کودتاگران این بود که مردم، خود وارد صحنه شدند و خیابان ها پر شد از جمعیت مردم. همین موضوع باعث سردرگمی کودتاگران شد و آنها نمی دانستند که باید چکار کنند؛ زیرا معمولاً کسانی که دست به اسلحه می برند، وقتی در مقابل سیل مردم قرار می گیرند، به شکل خودبخود تسلیم می شوند؛ بدین جهت که نمی توانند همه آن ها را بکشند. اما اگر نزاع، صرفاً بین حکومت و کودتاگران بود و هر دو دارای اسلحه و قدرت بودند، در آن صورت به حساب هم می رسیدند؛ اما زمانی که پای مردم به صحنه باز می شود، وضعیت به گونه ای دیگر رقم می خورد و این همان جامعه مدنی است که در ترکیه وجود دارد؛ یعنی یک نوع رشد و بلوغ در میان اقشار مختلف ایجاد شده است که با ابزار قهرآمیز مخالف هستند و همین باعث شد که در مقابل کودتاگران بایستند. البته این ایستادگی به معنای حمایت از دولت نیست و همانطور که گفته شد، ناشی از بلوغی است که با هرگونه اقدام نظامی کور و کشنده با تلفات بالا مخالف است.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: