به‌روز شده در: ۲۳ آذر ۱۳۹۸ - ۱۵:۰۷
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۱۴۰۸۱
تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۳۹۳ - ۱۶:۲۲
سخن از مبارزه و جهاد فی سبیل الله آسان است اما زمانی که پای عمل به میان می آید تنها کسانی در صحنه می مانند که وجودشان عشق به خدا باشد.
مسئولان حزب موتلفه اسلامی همچون حبیبی دیبرکل ، بادامچیان نایب رئیس شورای مرکزی امانی قائم مقام دبیر کل و جمعی از اعضای فعال و شخصیت های این حزب به دیدار چهره‌های ماندگار جهاد و اخلاص در خط امامت و ولایت و تشکیلات ولایی رفتند و از خدمات آنان تجلیل کردند.
اولین دیدار با جناب آقای حاج مهدی فداقی بود. مردی پرکار، خوش‌رو، با استقامت که در مبارزه نهضت ملی شدن نفت درکنار آیت الله کاشانی و شهدای فدائیان اسلام به جهاد برخاست و در نهضت امام از فعالان مجاهد در موتلفه اسلامی بود.
او پس از دستگیری‌های موتلفه اسلامی در اجرای حکم الهی بر حسنعلی منصور مجری کاپیتولاسیون آمریکایی همراه با شهید حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر باهنر، شهید رجایی، استاد جلال‌الدین فارسی، مرحوم حاج تقی الهی و جناب آقای حاج مصطفی حائری‌زاده، مدیریت موتلفه اسلامی (مشهور به مؤتلفه دوم) را در آن روزگار سخت به عهده گرفتند و صادقانه در غیاب امام خمینی که به بورسای ترکیه تبعید شده بود همگام با روحانیت مبارز، پرچم انقلاب را برافراشته نگه داشتند. دستگیری و زندان و شکنجه ساواک نتوانست آنها را در مجاهدت صادقانه خود، گامی به عقب ببرد و همچنان به مبارزه جهادی ادامه دادند. نقش او در مبارزات مؤثر اما پشت پرده بود.
فداقی پس از پیروزی انقلاب اسلامی همگام با مرحوم حاج سعید امانی و سایر یاران موتلفه اسلامی بدون هیچ ادعایی خدمات فراوانی را انجام داد که فرصت جداگانه ای می طلبد.

دیدار دوم با جناب آقای حاج عبدالله مهدیان بود.
شخصیتی که نام او با خدمت به صنعت کشور و کوشش برای استقلال اقتصادی و صنعتی همراه با امور خیریه و خدمات ارزشمند به کانون‌های فرهنگی و محرومین، قرین است.
او در تعداد زیادی از کانون‌های خیریه و در برخی صندوق‌های قرض‌الحسنه و امور فرهنگی دینی عضو هیأت امناء است.
از جوانی به موتلفه اسلامی پیوست و پدرش که از چهره‌های متدین بازار تهران بود. اولیه اعلامیه در حمایت از امام خمینی و مراجع تقلید را در توطئه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در سال 1341 امضاء کرد.
حاج عبدالله مهدیان در جریان جهاد مسلحانه موتلفه اسلامی مجبور به زندگی مخفی شد و ساواک نتوانست او را دستگیر کند.
وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در همه صحنه‌ها، مرد عمل و خدمات بوده و هست.
اکنون او در منزل بسر می‌برد و در سالهای هشتاد سالگی باز در پی خدمت در صندوق‌های قرض‌الحسنه و کانون‌های خیریه و فرهنگی است.
وی از مؤسسین و بنیانگذاران مؤسسه فرهنگی رفاه در کنار شهداء بهشتی، باهنر، رجایی، مرحوم شفیق و جناب آقای توکلی بینا می‌باشد. مدرسه‌ای که برای پرورش بانوان متدین ومتعهد و روشن‌اندیش در دوران مبارزه با رژیم ستمشاهی تأسیس شد و مورد تهاجمات گوناگون رژیم طاغوت بود.
موتلفه ای ها دیدار سوم را با  حاج مهدی غیوران و همسرش خانم طاهره سجادی انجام دادند.
آنهاکه مظهر آشکار و سند روشن شکنجه‌گری وحشیانه محمدرضا شاه و اربابان آمریکایی و انگلیسی و اسرائیلی شاه می‌باشند.
حاج مهدی غیوران از آغاز نهضت امام(ره) باهمه توان و امکانات به جهاد در نهضت امام خمینی برخاست و به ندای امام لبیک گفت و همسرش در این مسیر با او همرزم بود.
غیوران در مجموعه فرهنگی رفاه و در بخش‌های سیاسی موتلفه اسلامی نمونه‌ای از یک جهادگر صادق و فداکار و با شجاعت و شهامت در راه خدا بود. او با شروع جهاد مسلحانه به یاری یارانی چون حاج محسن رفیق دوست و شهید اندرزگو و سایر همرزمان برخاست و با گروه‌های مسلح همکاری تنگاتنگ داشت و منزل او پناهگاه چریکهای مسلمان و انبار اسلحه مجاهدان بود.
در این رابطه وی دستگیر شد، ولی رژیم نتوانست از او اعترافی بگیرد و یا مخفیگاه سلاح‌های او را کشف کند و سپس که بر اثر خیانت سران سازمان منافقین مسایل او لو رفت. ساواک بطرز وحشیانه‌ای او را آنچنان شکنجه داد که هنوز تمام بدن این مجاهد راه خدا دچار مشکلات گوناگون است. این شکنجه‌ها غیر از روال مرسوم از روی شدت عصبانیت و کینه‌توزی شکنجه‌گران رژیم طاغوت بود. با این همه غیوران استوار، مقاومت کرد و شکنجه‌ها را بر خود روا داشت و اسرار تشکل موتلفه و یارانش را اعتراف نکرد.
ساواک همسر محجبه و شجاع و سّر نگه‌دار او را نیز دستگیر کرد و شکنجه شدید داد. ولی او هم استوار در تحمل رنج‌های شکنجه خود و همسرش و آزار فرزندانش، و زندان، نمونه و مظهری از قهرمانی‌های زنان اسلام و ایران شد.
غیوران و همسرش طاهره خانم پس از پیروزی انقلاب اسلامی با همان استقامت مکتبی در خدمت امام و نظام به ویژه دولت شهید رجایی و شهید باهنر و در خدمت دفاع مقدس فعال بودند و در این راه فرزندشان را شهید مرتضی غیوران، تقدیم خدای متعال نمودند.
مبارزات خانواده غیوران خانوادگی بود و زندگی این خانواده نشان می دهد در پیروزی انقلاب اسلامی خانواده ها نقشی اساسی داشتند. در این خصوص  طاهره سجادی می گوید: خانواده در خدمت انقلاب بود و خانواده های در پیروزی انقلاب نقشی اساسی داشتند.
وی معتقد است مبارزات زن و مرد نداشت بلکه همه ملت علیه رژیم شاه مبارزه می کردند، و همه همراه هم بودند هر چند زنان نقشی اساسی داشتند و آنها بودند که فرزندانی غیور برای کشور تربیت کردند.
حبیبی نیز در تائید سخنان خانم سجادی گفت:  امام (ره) فرمودند که خانم ها در پیروزی انقلاب نقششان بالاتر از آقایان است و این خانم ها بودند که شاه را بیرون کردند.
دبیر کل حزب موتلفه اسلامی تصریح کرد: شما سرمایه های انقلاب هستید، برخی سود انقلاب اند و شخصیت هایی همچون آقای غیوران و همسرشان از سرمایه های بزرگ انقلاب هستند و خداوند این سرمایه ها را برای ما حفظ کند.
دیدار چهارم  نیز با حاج سید محمود محتشمی پور برگزار شد.
وی که از آغاز نوجوانی مبارزه را آغاز کرده و در نهضت ملی شدن صنعت نفت در کنار شهید نواب صفوی حاضر بوده است، از اولین لبیک گویان به امام خمینی و از پایه‌گذاران اولیه موتلفه اسلامی در سال 41 بود ، اکنون در سنین پس از هشتاد سالگی در خانه بسر می‌برد اما با نشاط و سرزنده. از خاطرات مجاهدت‌های یارانش به ویژه عراقی و شفیق سخن می‌گوید. کسی که با جان و مال در راه انقلاب مبارزه کرد و شکنجه های زندان او را از ادامه مسیر باز نداشت. او هنوز خود را سرباز ولایت می داند و زمانی که در فتنه 88 دامادش تاجزاده با دخترش راه انحراف فتنه را رفتند طی بیانیه‌ای از آنها تبّری جست و دعا کرد که آنها به خط مستقیم برگردند.
دیدار پنجم با حاج حسن پوربختیار بود.
یار دیرین انقلاب اسلامی و همگام با مرحوم آیت الله غیوری و از پایگاه‌های اصلی مبارزه و جهاد در منطقه پل سیمان و شهرری. مردی که در همه عمر در خدمت انقلاب و ولایت و امامت جهاد کرده و هنوز هم در کهولت سن با سرزندگی و نشاط پرکار و سختکوش مانده است.
پوربختیار در سال 43 در زمره یاران موتلفه اسلامی دستگیری و در قزل قلعه شکنجه و دو ماه در زندان انفرادی ماند و سپس به زندان مخوف عشرت‌آباد منتقل شد و دو ماه هم در این زندان رژیم ستمشاهی، مقاوم و استوار ماند و ساواک نتوانست از او اعتراف بگیرد. پوربختیار در این دیدار از خاطرات جهاد و انقلاب و پس از تأسیس نظام جمهوری اسلامی سخن گفت.
در پایان این دیدارها هدایایی به این پیشکسوتان و جهاد و مقاومت تقدیم شد .
شاید تنها شنیده ایم که روزگاری در این سرزمین مردانی بودند که جان خود را در کف دست گرفتند و در لبیک به امام خود علیه رژیم طاغوت به مبارزه پرداختند تا انقلابی اسلامی به وقوع پیوندد اما هیچگاه از مبارزه خود دم نزدند و سهمی از انقلاب نخواستند. آری اینها مجاهدان خالص فی سبیل الله هستند.
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: