به‌روز شده در: ۲۵ آذر ۱۳۹۸ - ۱۱:۰۸
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۱۲۷
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۸
مردم شرافتمند تهران؛ مرگ جهان پهلوان تختي وطن پرست و مبارز سوگي عظيم بر جاي نهاد. از عموم طبقات دعوت مي‌شود كه روز شنبه 23/10/46 از ساعت 2 تا 5 بعد از ظهر در ابن بابويه حضور به هم رسانيد. ساعت حركت يك بعد از ظهر از ميدان شوش

محمدرضا تهراني*
امروز پنجشنبه 21/10/46 با منظره عجيبي روبرو مي‌شوم. پشت ويترين مغازه‌ها، شيشه اتومبيل‌ها و سينه ديوارها، اطلاعيه دانشجويان و جامعه بازار تهران را چسبانده‌اند.
متن اطلاعيه‌ها به اين شرح است:
مردم شرافتمند تهران؛ مرگ جهان پهلوان تختي وطن پرست و مبارز سوگي عظيم بر جاي نهاد. از عموم طبقات دعوت مي‌شود كه روز شنبه 23/10/46 از ساعت 2 تا 5 بعد از ظهر در ابن بابويه حضور به هم رسانيد. ساعت حركت يك بعد از ظهر از ميدان شوش
«دانشجويان دانشگاه تهران»
روز شنبه 23/10/46 از مردم حق جو با شرف دعوت مي‌شود كه از ساعت 2 تا 5 بعد از ظهر بر مزار جهان پهلوان تختي در ابن بابويه حضور به هم رسانند.
جامعه بازار تهران
از امروز پنجشنبه 21/10/46 در بيشتر مساجد تهران مردم به صورت خودجوش مجالس ختم ترتيب داده‌اند. صبح به مسجد فخرآباد واقع در دروازه شميران مي‌روم. غوغايي برپاست. حجت‌الاسلام والمسلمين شجوني به منبر مي‌رود و از سجاياي اخلاقي تختي و مبارزه وي بر عليه طاغوت سخن مي‌گويد. «الكساندر مدويد» رقيب ديينه و سرسخت تختي از شوروي سابق در پاي منبر نشسته و گريه مي‌كند!
بعد از ظهر از سوي سازمان تربيت بدني مجلس ختمي در مسجد مجد برپاست. جلوي در مسجد تمامي كشتي‌گيران قديم و جديد با پيراهن سياه بر تن و با نوار مشكي بر سينه و بازو ديده مي‌شوند. منوچهر قره گوزلو از مديران دربار شاهنشاهي و رئيس وقت سازمان تربيت بدني كه ظاهراً صاحب مجلس است روي مبلي لميده و سيگار دود مي‌كند. در طرفين او امير امين دبير كل كميته ملي المپيك، ابتهاج مدير عامل سازمان برنامه و بودجه و احمد متين دفتري خواهرزاده دكتر محمد مصدق و سناتور انتصابي شاه ديده مي‌شوند.
قهرمانان، ورزشكاران و مسئولين فدراسيونهاي مختلف ورزشي حضور دارند. در شبستان و حياط مسجد چهره‌هاي علاقه‌مند ورزش موج مي‌زند. هر لحظه بر تعداد جمعيت افزوده مي‌شود. ديگر جاي سوزن انداختن نيست و مردم در اطراف مسجد و خيابان سپه ازدحام كرده‌اند.
در اين لحظه شخصي از ميان جمعيت برخاسته و نوحه مي‌خواند. مردم گريه و زاري مي‌كنند. چند نفر آدم‌هاي عينكي كروات زده خود را به او مي‌رسانند تا مانع خواندنش شوند! ولي مردم اعتراض مي‌كنند و مأموران به ناچار او را به حال خود رها مي‌كنند.
در اين لحظه دكتر مهاجراني آخوند درباري معروف و سخنران راديوي آن زمان وارد مي‌شود و يك راست از منبر بالا مي‌رود. نوحه‌خوان به ناچار ساكت مي‌شود. مهاجراني در باره خصوصيات و صفات اخلاقي شادروان تختي مطالبي مي‌گويد و پس از مقدمه چيني مرگ تختي را خودكشي قلمداد كرده! و خودكشي را تقبيح مي‌كند!! همه حيرت‌زده مي‌مانند و هاج و واج به يكديگر نگاه مي‌كنند!
در اين لحظه محمد نايب عباسي معروف به محمد بوقي سخن سخنران درباري را قطع مي‌كند و از مردم مي‌خواهد كه براي شادي روح شادروان تختي سه صلوات غّرا ختم كنند. مردم صلوات مي‌فرستند. سپس فردي از ميان جمعيت با صداي بلند شعار مي‌دهد.
مهاجراني با مشاهده اين وضع به ناگزير ختم جلسه را اعلام مي‌كند. اما مردم دست بردار نيستند و از مسجد بيرون مي‌آيند و اين شعار را با صداي بلند فرياد مي‌زنند: «غلامرضا، غلامرضا را كشته».
                                                                           *دبير گروه ورزش نشريه شما

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: