به‌روز شده در: ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۵:۰۵
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۱۱۱۰۸
تاریخ انتشار: ۲۵ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۸:۱۹
فرزند شهید امانی:
این شهدا به خاطر بحث های جناحی بسیار مظلوم واقع شده و به اعتقاد من آنها دوبار شهید شده اند یک بار در زمان خود و دوباره بعد از شهادت به واسطه بحث هایی که گفته شد این در حالی است که حرکت آنها باید در تاریخ انقلاب اسلامی مورد تقدیر قرار بگیرد.
گفتگو: نفیسه زارعی- به روایت تقویم، خرداد ماه پررنگ برای تاریخ انقلاب اسلامی است. یکی از روایات تاریخی تقویم سالگرد شهادت جوانانی است که ولایت پذیری شان آنها را به رستگاری رساند، شنیدن رمز رستگاری شهید حاج صادق امانی یکی از شهدای برجسته 26خرداد یکی از دلایلی بود تا به سراغ فرزندشان، صدیقه امانی که روزهای زندان و شهادت پدر با نخستین روزهای زندگی اش گره خورده بود برویم و از شنیده های او از سبک زندگی شهید و جایگاه مادردر این مبارزات جویا شویم

با توجه به اینکه شما پدر را از منظر شنیده‌ها یافته اید، تصورتان از شهید امانی چگونه فردی است؟

به نظر من نه تنها پدر من بلکه تمام شهدا یک اسوه برای تمام زمان‌ها هستند. اگر من بخواهم یک ترسیمی از زندگی پدر را مطرح کنم زندگی ایشان را باید به سه بخش قسمت کنم: بخش اجتماعی، بخش سیاسی و بخش خانوادگی و در تمام این بخش‌ها عنصر اعتقادات بر زندگی ایشان اشراف داشته‌است و با توجه به شنیده‌ها باید گفت که خداوند در تمام لحظه های زندگی او حضوری پر رنگ داشته، مطابق اینکه تصویر من از پدر بر اساس گفته های دیگران و اشخاصی نظیر مادر، اقوام و دوستان پدرم است آنها او را فردی دیده‌اند که در عین اینکه آرام و متین است انسانی اجتماعی و فعال و با تمام خصایص و فضایل اخلاقی یک فرد متدین و مسلمان است. به طور مثال مادر من از سادات هستند؛ پدر به ائمه اطهار ارادت و علاقه بسیاری داشته‌اند، به طوری که هیچ گاه مقابل ایشان، پای شان را دراز نمی‌کردند و در تمام طول پنج سال زندگی مشترک، هروقت مادر وارد اتاق می‌شدند به احترام جد ایشان جلوی پایشان برمی‌خواستند. با توجه شرایط اجتماعی و نوع نگاه آقایان به همسر در آن زمان اینگونه برخورد ها نشان از عمق اعتقادات و علاقه بوده است.

در بحث ارتباط خانوادگی و در بعد عاطفی پدر را چطور یافته‌اید؟

در بحث ارتباط عاطفی با مادر و خانواده، ایشان تعریف می کردند پدر همیشه، همراه شان بودند این فضا البته برای مرد و خانواده امروز بیشتر متصور است، اما در دهه 40 با وجود به شرایط اجتماعی آن دوران و تحقیر زنان، ایشان همیشه در گذر و کوچه وقتی همراه مادر بودند، بچه و وسایل همراه را حمل می کردند، به طوری که یکی از از اقوام با دیدن این شرایط به پدر نهیب می زند و ایشان را سرزنش می کند. پدر فرد مقیدی به رسیدگی به خانواده بودند و به نظر من داشتن زندگی این چنینی جز از طریق بهرمندی از یک برنامه منظم که لازمه زندگی یک فرد مومن و مسلمان است امکان پذیر نیست. چنانچه در دست نوشته هایی که به دست ما رسیده است، ایشان برای تمام لحظات زندگی برنامه داشتند یعنی ساعتی برای عبادت، ساعتی برای فعالیت اجتماعی و کاروکسب و مانند آن، مادر تعریف می کنند که پدر جلسات بسیاری را در طول هفته داشتند، اما با این وجود به اقتضای زمان حتما در طی روز به خانه سرمی زدند.

نگاه شما به زندگی اجتماعی و سبک زندگی ایشان چگونه است؟

شهید در فعالیت اجتماعی بسیار اهل رعایت اخلاق اسلامی بودند به طور مثال در یکی از روزهای جمعه که مخصوص اردوهای جوانان بود، پدربزرگم فوت کردند پدر با وجود شرایط دشواری که برایشان پیش آمده بود به واسطه وعده ای که به جوانان داده بودند در محل قرار حاضر می شوند و بعد از عذرخواهی، اجازه می خواهند تا افراد را در آن روز همراهی نکنند و این توجه به وعده و قول در زندگی ایشان بسیار دیده می شود.

وقتی نگاه می کنیم می بینیم که سبک زندگی شهدا یک سبک کاملا اسوه و نمونه است. من در بحث سبک زندگی که مقام معظم رهبری فرمودند بسیار حساس شده ام، زیرا احساس می کنم سبک زندگی ما با یک روند نابسامانی روبرو است. البته این لازمه جامعه کنونی ما است زیرا جامعه ما در حال گذار از سنت به مدرنیسم است، اما با دقت در رفتار اجتماعی و خصوصی شهدا می بینیم یک فرد در عین حال که مذهبی و معتقد بوده است این طور نبوده که بگوید دین و اعتقاد من برای خانه و کنج منزل کافی است و وضعیت جامعه به من ارتباطی ندارد. رسیدگی به افراد و خانواده های نیازمند جزئی از این احساس مسئولیت پدر نسبت به جامعه است و به نظر من حتی وقتی فریاد امام را می شنوند که می گویند:«ای علمای اسلام به داد اسلام برسیدو... والله اسلام در خطر است» خودشان را مخاطب خاص امام می بینند و به واسطه وجود گروه های مبارز دیگر مثل فدائیان اسلام، از زیر بار مسئولیت شانه خالی نمی کنند و صدای هل من ناصر امام را می شنوند و اجابت می کنند.

این مساله در جامعه امروز شکل دیگری به خود گرفته است به طور مثال وقتی مقام معظم رهبری بحث فرهنگ را مطرح می کنند ما گمان می کنیم رسیدگی به این مساله صرفا بر عهده نهادها، سازمان ها و گروه های مرتبط با این بحث است در صورتی که فرد فرد ما مسئولیم به این هشدار ها، مطالب و بحث ها دقت کرده و بدنبال تکلیف فردی خود باشیم.

با شناختی که از مادر دارید لطفا از جایگاه همسر یک مجاهد انقلابی در کنار شهید حاج صادق امانی برای ما بگویید؟

به اعتقاد من نسبت به نقش همسران مبارزین در کنار آنها کوتاهی شده است، وقتی یک زن تمام مسئولیت زندگی را بر عهده می گیرد تا همسر مبارزش با فراق بال به وظیفه خود بپردازد، شاهد نقشی دیدنی این زنان هستیم که البته کمتر به آن توجه شده است. اطراف من مبارزین بسیاری بودند که دوران مبارزه آنها را درک کرده ام و هرگز ندیده ام که در طی این دوران همسران آنها از نبود همسر و شرایط سخت زندگی خم به ابرو آورده باشند، فضای قبل از انقلاب برای خانواده های مبارزین به واسطه خفقان حاکم بسیار سخت بود و این زنان و مادران ما بودند که سختی این شرایط را برای ما آسان می کردند. من احساس می کنم مادرم یک شیرزن واقعی هستند، ایشان با وجود آنکه در آن سال ها بسیار جوان بودند اما بعد از دستگیری و حتی بعد از شهادت پدر نیز در عین فشار زندگی کرامت خود و خانواده را حفظ کردند، به یاد دارم یک بار در زمانی که شهید لاجوردی دایی من و همسنگر شهید امانی در زندان طرقبه مشهد بودند، زندانبانان اجازه ملاقات به خانواده زندانیان را که معمولا از راه دور آمده بودند، نمی دادند در این شرایط مادر در حالی که دست من و برادرم را گرفته بودند جلو نگهبانان مسلح رفتند ضمن هماهنگی با دیگر خانواده ها، چنان با منطق و برخورد متین اما جدی با ریاست زندان صحبت کرد که به ناچار اجازه ملاقات صادر شد، آن روز با پافشاری و شجاعت مادر این اتفاق صورت گرفت؛ امثال این نترسی و پایداری در لابلای خاطرات اکثر همسران شهیدان موج میزند.

مادر می گویند شهید لاجوردی به ایشان توصیه کرده بودند که حاج صادق فرد عادی نیست، باید در تمام لحظات زندگی یاریش کنید، بحث تعامل و همراهی که بین پدر و مادر بوده از همان ابتدا در زندگی بسیار موثر بوده است . یکی از همسایگان قدیم نقل می کند که به واسطه پایبندی به اصول اسلامی پدر، در شب ازدواج شان همه منتظر بودند ببینند همسر ایشان کیست وچگونه در میان جامعه حاضر می شود. وقتی مشاهده می کنند عروس کاملا محجبه و با روبند به مراسم آمده، بسیار برایشان جالب بود که یک چنین مردی چنین همسری دارند و این کفو بودن و تعامل فکری و اعتقادی بسیار خودش را نشان می دهد. این همراهی در تمام زندگی مشترک شان وجود دارد. و هنوز علقه و علاقه نسبت ایشان هست، به طوری که بعد ازگذشت 50 سال مادر با شنیدن نام پدرم چشمانشان خیس می شود و یا حتی وقتی مشکلی برای ما و مادر پیش می آید، حمایت معنوی ایشان مشکل را حل می کند بارها شده که در زمان نگرانی مادر، پدر در خواب به ایشان توصیه ای کرده که مشکلات حل شده، این نشان میدهد که علاقه دوطرفه حفظ شده و هنوز پدر هوای مادرم را دارد.

جایگاه تربیتی و عاطفی مادر را در سال های سخت زندان و شهادت پدر برای عدم احساس فقدان ایشان را چطور ارزیابی می کنید؟

با وجود نبود پدر من هرگز احساس فقدان ایشان را به خاطر روحیه مادر نداشتم، بین ما حرمت خاصی برقرار بود به طوری که من هرگز مقابل مادر رنج و درد نبود پدر را بروز نمی دادم و مادر هم متقابلا هیچ وقت دلتنگی ها خودش را به رخ ما نمیکشید که زیر بار نگهداری ما شرایط سختی را احساس کرد،ه من در مادرم نام با مسمای زینب و ویژگی زینب وار بودن و مصداق «و ما رأیت الا جمیلا» را به عینه مشاهده می کنم، عشق و علاقه مادر نسبت به پدرم برایش آنقدر شیرین بوده که نگهداری از یادگارهای شهید لذت بخش، شیرین و زیبا بود به عقیده من این باور و رشد فکری مادر نسبت به حرکت انقلابی همسرشان بود که برایشان تحمل شرایط سخت را زیبا و شیرین کرده بود.

باتوجه به اینکه پدر و یاران ایشان همه جوان بوده اند، حاج صادق امانی چگونه موفق به جذب جوانان شد؟

ایشان به جوانان اهمیت ویژه ای می دادند به طور نمونه در دست نوشته هایی که از ایشان موجود است، افراد را به تحصیل زبان خارجی برای ساختن آینده اسلامی تشویق می کنند به عبارت بهتر ایشان هرگز فکر نمی کردند که این جوان تنها در یک بعد پرورش پیدا کند، بلکه در ابعاد دینی و علمی و مانند آن به ویژه از طریق اردوها با الگوی رفتار عملی و صحیح خود وارد میدان می شدند و لحظه به لحظه بر روی آموزش جوانان تمرکز می کنند. من بعضی اوقات احساس می کنم نه تنها پدر، بلکه تمام شهدا یک دفتر تمام نشدنی هستند و چشمه ای هستند که از جوشیدن بازنمی مانند به اعتقاد من این مساله ناشی از درک درست آنها از قرآن و اعتقاد به اسلام عملی است و این مساله در زندگی شهید امانی و در خاطراتی که نقل شده دیده می شود.

نگاه شما به شهادت پدر چگونه است؟

شهادت پدر باعث شد من واقعا حضور خدا را در لحظه لحظه زندگی ببینم و ولایت خدا را در لحظه لحظه زندگی حس کنم. مرحوم استاد عسگراولادی از پدر نقل کرده اند که روزهای قبل از شهادت ایشان به فکر ما و آینده مان می افتند و در عالم رویا من و برادرم را به خدا می سپارند و این ولایت خدا را خانواده ما به شکل محسوس تاکنون مشاهده کرده اند.

از روزی که اولین بار صدای پدرتان را آن هم در هنگام دفاع از خود در دادگاه شنیدید تعریف کنید؟

من صدای پدر را تا به حال نشنیده بودم که به واسطه برادرم مطلع از پخش صوت پدر از رادیو شدم، اتفاقا در همان ایام در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کرده بودم و از شدت اشتیاق ، در یکی از ایستگاه های مستقر در مسیر راهپیمایی جویای مساله شدم. از نکات جالب که شاید شاهدی بر هدایت شهید در زندگی ما است خانمی بود که در آنجا حضور داشتند گفتند دست اندرکار برنامه بوده اند و ما را برای دسترسی به این صدا راهنمایی کردند. من صدای حاج هاشم امانی را در زندان به یاد دارم که در حافظه کودکی ام بسیار مطلوب و دلنشین بود و با شنیدن صدای پدر گویا خاطرت گذشته تکرار شد و این صدا برایم کاملا مانوس و بخشی از وجودم بود.

حرف آخر شما در رابطه با حرکت انقلابی شهید صادق امانی و یاران جوانشان چیست؟

مساله ای که در مورد این شهدا برای من درد آور است این است که این شهدا به خاطر بحث های جناحی بسیار مظلوم واقع شده و به اعتقاد من آنها دوبار شهید شده اند. یک بار در زمان خود و دوباره بعد از شهادت به واسطه بحث هایی که گفته شد این در حالی است که حرکت آنها باید در تاریخ انقلاب اسلامی مورد تقدیر قرار بگیرد. اما امروز واسطه این که ایشان از افراد بنیان گذار موتلفه اسلامی بوده، مورد بی مهری قرار می گیرند و کمترین تلاشی در نوع نگاه ایشان به تبعیت از مرجعیت و انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر مد نظر امام نمی شود . این شهدا جهت شکستن فضای سیاسی آن روز که هر حرکتی برخواسته از تفکرات کمونیستی و حزب توده است، با شجاعت و در عین حال حفظ اسرار اقدام انقلابی خود خیلی روشن مطالب را بیان کرده اند تا جای بهره برداری دشمن از اقدام ایشان نباشد ولی امروز،عده ای درپی این هستند که شبهه هایی مانند عدم عمل این شهدا به فتوای مرجع بیاندازند و یا به گونه ای ایشان را فاقد شعور مبارزاتی و برنامه ریزی معرفی کنند. در صورتی که آنها به ندای رهبر لبیک گفته اند و این ارزش باید به جامعه امروز منتقل شود .روش زندگی ، پیام مکتوب و صوتی و حرکت این شهدا در بحث سبک زندگی اسلامی مصداق پیدا می کند و باید مورد تمجید قرار گیرد.

برچسب ها: شهيد اماني ، موتلفه
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: